پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين روانشناسی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/lifestyle/psychology Mon, 18 Feb 2019 20:31:52 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Mon, 18 Feb 2019 20:31:52 GMT روانشناسی 60 مشکلات فرزندان طلاق؛ از احساس گناه تا پرخاشگری http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/154314/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : دوران کودکی حساس ترین مرحله ی زندگی انسان هاست. شکل گیری شخصیت پایه در دوران کودکی روی می دهد. هر اتفاقی که شاید در زندگی بزرگسالان امری عادی و زودگذر باشد، برای کودک یک امر سرنوشت ساز و تاثیرگذار است. مثلا یک دعوای عادی که برای یک زن و شوهر پیش می آید و فردایش آن را فراموش می کنند، اگر مقابل چشم فرزندشان اتفاق بیفتد ممکن است به او ضربه ی روحی وارد کند. خانواده یکی از اساسی ترین نهادهای اجتماعی است که مهم ترین نقش را در رشد و پرورش شخصیت کودک دارد. به همین دلیل هر گونه اختلالی که در خانواده ایجاد شود تاثیر مستقیم و غیرقابل انکاری روی کودک می گذارد. دعوای والدین در حضور کودکان باعث اضطراب، احساس ناامنی و نداشتن آرامش در کودکان می شود. این اضطراب بقدری زیاد است که در برخی موارد جدایی والدین و دور بودن از این تنش ها برای کودک بهتر است. البته مشکلات فرزندان طلاق هم کم نیست. فرزندان طلاق از نظر روحی همواره با مشکلاتی روبرو می شوند و سازگاری با وضعیت جدید برایشان سخت خواهد بود. مشکلات فرزندان طلاق مانند افت تحصیلی، روابط بین فردی ضعیف، استرس، ترس، مشکلات انطباقی با شرایط جدید، عزت نفس پایین، خشم و بسیاری موارد دیگر. مثلا فرزندان طلاق سخت به دیگران اعتماد می کنند و به سختی قانع می شوند که آدم ها می توانند صادق باشند. از مشکلات فرزندان طلاق این است که به چیزهای بی دوام بیشتر اهمیت می دهند و برعکس برای چیزهای مهم تر اهمیت کمتری قائلند. مشکلات فرزندان طلاق در سن های مختلف باهم فرق دارد و به انواع مختلفی بروز پیدا می کند. در ادامه برخی از مشکلات فرزندان طلاق را می آوریم: احساس گناه وقتی والدین طلاق می‌گیرند، کودک این حس را پیدا می کند که خودش مقصر اصلی این جدایی است و همیشه احساس گناه و عذاب وجدان همراه اوست. کنار آمدن با این احساس گناه برای کودک بسیار سخت است. این احساس شرمندگی مداوم، اعتماد به نفس و عزت نفس کودک را ازبین می برد. احساس گناه از عمده ترین مشکلات فرزندان طلاق است و باعث بروز مشکلات روحی دیگر مانند رفتارهای درون ریزانه می شود. این کودکان طوری رفتار می کنند که انگار همیشه گناهکارند. مثلا چندین بار عذرخواهی می کنند و سعی می کنند کارهایی انجام دهند که آن ها را بچه ی خوبی نشان دهد. درموارد حادتر کودک علاوه بر اینکه احساس می کند عامل جدایی والدینش است، احساس می کند عامل وقوع هر پدیده ی دیگر نیز هست و باعث تکبر و خودبزرگ بینی او می شود. رفتارهای برون ریزانه مشکلات بعضی از فرزندان طلاق به شکل رفتارهای برون ریزانه نمود پیدا می کند. این نوع رفتارها در کودکان برون گرا و پسران بیشتر دیده می شود. این کودکان نمی توانند خشمی که درونشان بوجود آمده را در قالب کلمات به پدر و مادرشان توضیح دهند و پرخاشگری زیادی نشان می دهند. بخصوص اگر به مدت طولانی در معرض دعواهای فیزیکی و کلامی پدر و مادرشان قرار گرفته باشند. رفتارهای برون ریزانه علاوه بر پرخاشگری به شکل های مختلفی نمود پیدا می کنند. مانند اختلال کم توجهی، اختلال بیش فعالی، اختلال نافرمانی مقابله ای و ... اختلال کم توجهی:همان طور که قبلا گفتیم برخی از کودکان طلاق فکر می کنند عامل اصلی اتفاقات اطرافشان هستند و دچار خودبزرگ بینی می شوند. به همین دلیل نسبت به احساسات دیگران کم توجه و بی ملاحظه اند. اختلال بیش فعالی: یکی از مشکلات برون ریزانه ی فرزندان طلاق بیش فعالی است. کودکانی که به این اختلال دچار هستند بسیار بی نظم، ناآرام و آشوبگرند. اختلال نافرمانی مقابله ای: کودکانی که این اختلال را دارند به حرف بزرگترشان گوش نمی دهند و برعکس حرف آن ها عمل می کنند. این نافرمانی بیشتر در مدرسه یا مهدکودک دیده می شود. رفتارهای درون ریزانه برعکس مورد قبل، برخی از کودکان دچار رفتارهای درون ریزانه می شوند. مثلا منزوی می شوند، در معرض افسردگی قرار می گیرند، اضطراب زیادی دارند، سکوت های طولانی می کنند، نا امیدند و شکایات جسمانی می کنند. این رفتارهای درون ریزانه از کمبود اعتماد بنفس و عزت نفس، سرچشمه می گیرد. همان طور که قبلا گفتیم یکی از مشکلات فرزندان طلاق احساس گناه است که باعث کمبود اعتماد بنفس می شود. مشکلات فرزندان طلاق برحسب سن یک تا سه سالگی: بازگشت به سنین پایین تر از لحاظ رفتاری، اختلال خواب و تحریک پذیری، آسیب پذیری در روند رشدی. سه تا شش سالگی: کابوس شبانه، بی اعتمادی، عدم شکل گیری استقلال شخصی، احساس خلاء عاطفی. شش تا دوازده سالگی: احساس غم و دلتنگی، احساس گناه، احساس عدم کفایت. دوازده سالگی به بالا: افسردگی، عصیانگری و لجبازی، پرخاشگری، اختلال در شکل‌گیری هویت فردی. راهکارهایی برای کاهش آسیب و مشکلات فرزندان طلاق وقتی والدین طلاق می گیرند کودک یک شرایط بحرانی را سپری می کند و هیچ تضینی وجود ندارد که از این شرایط آسیب نبیند. ولی با رفتارهای درست والدین این آسیب و استرس می تواند به حداقل برسد و کودک با فرآیند طلاق سازگار شود. گذشته از این اگر شرایط بعد طلاق بهتر و آرام‌تر از شرایطی باشد که کودک هنگام زندگی با پدر و مادرش داشته، می‌توان گفت که طلاق آسیب های وارده به فرزندان را کمتر می کند. طلاق توافقی آسیب کمتری به فرزندان می‌رساند. برای کاهش مشکلات فرزندان طلاق راهکارهای زیر را به کار گیرید: بعد از طلاق، کودکان باید مطمئن باشند که هم به پدر و هم به مادرشان دسترسی دارند و به شکل منظم و ثابتی آن‌ها را می‌بینند. کودک هم به پدر نیاز دارد هم به مادر و حضور یکی از آن‌ها کافی نیست. چهره‌ی همسر سابق خود را برای کودکتان خراب نکنید و از او بدگویی نکنید. اجازه دهید کودکتان همچنان او را دوست داشته باشد و با او رابطه‌ی خوبی داشته باشد. به سؤال‌های کودک درمورد جدایی‌تان پاسخ دهید. بعد از جدایی‌‌تان سؤالات زیادی ذهن کودک را درگیر می‌کند. با جملاتی مانند "وقتی بزرگ شدی در این مورد حرف می‌زنیم" یا "به تو مربوط نمی‌شود"، ذهن کودک را درگیر سؤال‌های بی‌جواب نکنید. اگر کودک دلیل جدایی‌تان را نداند ممکن است فکر کند خودش باعث جدایی شما شده و احساس گناه کند. با او درمورد جدایی‌تان گفت‌ و گو کنید و به سؤالاتش جواب دهید. تأکید کنید که این جدایی تقصیر کودک نیست. البته لازم نیست تمام حقیقت را به او بگویید. مثلا اگر علت جدایی‌ از همسرتان خیانت یا اعتیاد او بوده، لزومی ندارد آن را به کودک بگویید. ولی حتما متناسب با ذهن کودک توضیح درستی درمورد دلیل جدایی‌تان بدهید. مثلا به او بگویید باهم تفاهم نداشتیم، یا باهم خوشحال نبودیم و تصمیم گرفتیم جدا از هم زندگی کنیم، یا مثلا بگویید با پدرت صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که جدا زندگی کردن بیشتر به نفعمان است. از کودکتان نخواهید که بعد از دیدن همسرتان برای شما خبر بیاورد و خبرچینی کند. سازگاری با شرایط جدید به اندازه کافی استرس زا هست. سعی نکنید او را از مدرسه، دوستان، خواهر و برادر و محیط قبلی‌اش جدا کنید. درصورتیکه قصد ازدواج مجدد دارید به کودکتان توضیح دهید که فرد جدید قرار نیست جای پدر و مادرش را بگیرد و اگر خودش دوست داشت می‌تواند او را پدر یا مادر صدا کند. همچنین خبر ازدواجتان را ناگهانی به کودک ندهید. اجازه دهید کودک چند بار او را ببیند و کم کم با مسأله کنار بیاید. ]]> عمومی Mon, 18 Feb 2019 13:48:29 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/154314/ چگونه ذهن ناآرام خود را آرام کنیم و به خواب برویم؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/154067/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها؛ اگر وقتی به رختخواب‌تان می‌روید شروع می‌کنید به زیروروکردن افکارتان و نمی‌توانید بخوابید، مشغله‌های روزانه‌تان را دلیل این بیقراری‌تان بدانید. وقتی موقع خواب هنوز کارهای نیمه تمامی دارید که باعث استرس‌تان شده، وقتی ماجرایی که در محل کارتان پشت سرگذاشته‌اید تمام فکرتان را مشغول کرده و ...، یعنی اینکه مغز شما تمام روز در حال جمع آوری این اطلاعات بوده است (مغز کلا همیشه در حال جمع آوری اطلاعات است!) و حالا که بدون آرام سازی ذهن‌تان پیش از خواب، وارد رختخواب‌تان شده‌اید تمام این اطلاعات که شامل نگرانیها و سوالها و ... می‌شوند، شروع به رژه رفتن می‌کنند. اگر نیمه شب از خواب بیدار شدید و ذهن پریشان‌تان اجازه نداد دوباره به خواب بروید، یعنی چیزی وجود دارد که بیشتر از اینکه بدانید آزارتان می‌دهد و هنوز آن را پیدا و شناسایی نکرده‌اید. به گفته‌ی کارشناسان بیقراریهای شبانه علامت این هستند که ماجرای استرس برانگیزی در زندگی‌تان در جریان است. باید بدانید که همه‌ی افراد گاهی دچار مشکلات خواب می‌شوند، اما اگر تداوم پیدا کنند باید روشی در پیش گرفت و مشکل را برطرف کرد چون آسیب‌های جدی به جسم و روان وارد می‌کنند. نکاتی که به شما ارائه می‌دهیم کمک‌تان می‌کنند ذهن ناآرام خود را پیش از اینکه تبدیل به عادتی ریشه دار شوند آرام و متوقف کنید. اگر با وجود به کار بردن تکنیک‌های لازم، ناآرامی‌های شبانه‌ و بیخوابی‌های‌تان ادامه پیدا کردند به پزشک مراجعه کنید تا او با راه حل‌های پزشکی مشکل‌تان را درمان کند. دو ساعت قبل از خواب، ابزارهای الکترونیکی را کنار بگذارید سالهاست پزشکان توصیه می‌کنند پیش از خواب از گوشی هوشمند و لپ تاپ و تبلت و ... استفاده نکنید که دلیل خوبی هم دارد. نور ناشی از صفحات الکترونیک نه تنها تولید ملاتونین را مختل می‌کند، بلکه اضطراب و استرس را نیز تشدید می‌کند، مخصوصا اگر خبری استرس برانگیز یا ناراحت کننده از این رسانه‌ها دریافت کنید. ذهن شما با دریافت چنین اطلاعات ناخوشایندی در وضعیت ناخوشایندتری قرار خواهد گرفت. ضمنا اپلیکیشن‌ها، وبسایت‌ها و خبرهایی که در چنین رسانه‌هایی می‌بینید هدف‌شان (تا حدود زیادی) این است که شما و ذهن‌تان را مشغول نگه دارند. اینترنت طوری طراحی شده است که توجه و تمرکزتان را معطوف خود کند، بنابراین چشمهای‌تات زمان بیشتری خیره به اسکرین می‌ماند که به خواب‌تان آسیب خواهد زد. یکی دو ساعت پیش از خواب، تمام اسکرین‌ها را خاموش کنید. دست کم نیم ساعت قبل از خواب که می‌توانید این کار را بکنید! برای نگرانیهای‌تان زمان تعیین کنید همانطور که برا دیدار با دوستان، خرید از فروشگاه یا هر کار دیگری زمان و برنامه دارید باید برای نگرانی‌ها و دل مشغولی‌های‌تان نیز وقتی تعیین کنید. هر روز زمانی را به این کار اختصاص دهید (حدود 15 تا 30 دقیقه)، که بهتر است یکی دو ساعت قبل از خواب باشد. نگرانی‌های‌تان را روی کاغذ بیاورید. نوشتن در مورد احساسات منفی که دارید نه تنها آرام‌تان می‌کند بلکه ممکن است راه حلی نیز به ذهن‌تان برسد. وقت گذاشتن برای نگرانی‌ها و اضطراب‌های‌تان پیش از خواب، کمک‌تان می‌کند با ذهن آرام‌تری سر روی بالش بگذارید. یک خواب خوب و با کیفیت باید طبق روتین و برنامه باشد و پرداختن به نگرانی‌ها نیز جدای از یک خواب راحت نیست. برای خاموش کردن مغزتان یک روتین در نظر بگیرید بیشتر افراد تصور می‌کنند خواب مثل نفس کشیدن است و بدن خودش انجامش می‌دهد. اما اینطور نیست؛ زندگی مدرن دنیای امروز، پُر از محرک‌هایی است که مغز را به سرعت به کار می‌گیرند و اگر به مغز فرصتی برای استراحت ندهید، وقت خواب نیز با همان سرعت ادامه خواهد داد. دست کم 30 دقیقه پیش از رفتن به رختخواب، آیینی برای آماده سازی خود داشته باشید: یک کار آرامشبخش انجام دهید، مانند گوش دادن به موسیقی یا کتاب خواند. این آیین را تبدیل به یک روتین کنید و به آن پایبند بمانید. بدن‌تان را تعلیم دهید که بعد از این آیین، انتظار آرامش و ریلکسیشن داشته باشد. لیستی از داشته‌ها و احساسات خوب‌تان تهیه کنید حالا که نگرانی‌ها و دل مشغولی‌های‌تان را نوشتید و سبُک شدید، افکار منفی و درهم‌تان را با احساسات مثبت و چیزهای خوب جایگزین کنید و لیستی از آنها تهیه کنید. تاثیر افکار مثبت زمانی که روی کاغذ نوشته شوند بیشتر می‌شود. پس حتما هر شب چند دقیقه وقت بگذارید و سه تا پنج مورد از چیزهای خوبی که دارید و می‌توانید بابت‌شان سپاسگزار باشید روی کاغذ بیاورید. تکنیک تنفسی 4-7-8 را تمرین کنید حتما شنیده‌اید که تنفس عمیق، استرس را کاهش می‌دهد. برای به خواب رفتن باید ضربان قلب‌تان آرام‌تر شود و تکنیک‌های تنفسی یکی از موثرترین راههای رسیدن به این هدف هستند. تا چهار شماره دم بگیرید، تا هفت شماره آن را نگه دارید و سپس تا هشت شماره بازدم انجام دهید. این کار را حداقل پنج تا هفت بار تکرار کنید تا ضربان قلب‌تان پایین بیاید. آرام سازی پیشرونده عضلانی را انجام دهید وقتی در رختخواب‌تان دراز کشیدید، عضلات خود را یکی یکی منقبض و ریلکس کنید، از انگشتان پا شروع کنید و به سرتان برسید. این شیوه نه تنها بینهایت آرام کننده است بلکه وادارتان می‌کند به قسمت‌های مختلف بدن‌تان فکر کنید و در نتیجه حواس و توجه‌تان از هر آنچه فکرتان را مشغول کرده و باعث استرس‌تان شده دور خواهد شد. برنامه خواب و بیداری منظمی داشته باشید این یکی از اصول بهداشت خواب است که همیشه توصیه شده است. داشتن برنامه منظم برای خواب و بیداری به ذهن‌تان نیز کمک می‌کند. اگر سعی کنید اگر مغزتان هنوز آماده خواب نباشد و به رختخواب بروید، سراغ چیزهای دیگری خواهد رفت و شما را بیدار نگه خواهد داشت. اگر نیمه شب از خواب بیدار شدید و دیگر نتوانستید به خواب بروید، چه باید بکنید؟ از رختخواب‌تان خارج شوید شاید ضد و نقیض به نظر برسد اما اگر 20 دقیقه گذشت و به خواب نرفتید باید از رختخواب‌تان بیرون بیایید. اگر همچنان نگران و بیقرار در رختخواب بمانید، مغز شما عادت می‌کند که رختخواب را به نگرانی و اضطراب ربط بدهد و دیگر اجازه نمی‌دهد بخوابید. در نتیجه گرفتار چرخه معیوبی خواهید شد که تختخواب‌‌تان را به مکانی برای ناآرامی و سخت به خواب رفتن تبدیل خواهد کرد. در عوض، از جای‌تان بلند شوید و یک کار آرامشبخش انجام دهید مثلا چند صفحه کتاب بخوانید، چیزی بنویسید و یا به یک موسیقی آرامشبخش گوش دهید. به محض اینکه احساس خواب آلودگی کردید، به رختخواب‌تان برگردید. هدف این است که مغزتان عادت کند رختخواب را فقط برای خواب بداند. ضربان قلب‌تان را پایین بیاورید شاید عادت کرده باشید برای کاهش ضربان قلب‌تان پیش از خواب از تکنیک تنفسی 4-7-8 یا ریلکسیشن عضلات استفاده کنید. حالا هم این کار را انجام دهید چون هدف نه تنها کاهش ضربان قلب است بلکه باید ذهن‌تان را نیز از افکار نگران کننده خالی کنید. چیزی را که نگران‌تان می‌کند بنویسید یک دفترچه و قلم کنار تخت‌تان داشته باشید و چیزی را که بیشتر از هر مسئله‌ی دیگری ذهن‌تان را پریشان کرده یادداشت کنید. این کار شما ربطی به عادت قبل از خواب‌تان (نوشتن نگرانی‌ها) ندارد زیرا الان قرار نیست راه حلی برای نگرانی‌های‌تان پیدا کنید، بلکه فقط می‌خواهید آنها را از سرتان بیرون کنید تا ذهن‌تان آرام بگیرد و استراحت کند. تلویزیون را روشن کنید این یکی را نشنیده بودید، درست است؟ اگر علت اینکه نیمه شب بیخوابی به سرتان زده، افکاری است که رهای‌تان نمی‌کنند پس باید تلویزیون را روشن کنید! تماشای برنامه‌ای که برای‌تان جالب است می‌تواند حواس‌تان را از هر آنچه آزارتان می‌دهد پرت کند و کمک‌تان کند آرام شوید. اما یادتان باشد این فقط یک توصیه است که شاید برای شما کاربردی نداشته باشد، پس اگر دیدید فایده‌ای نداشت دیگر تکرارش نکنید. با نور آبی ساطع شده از صفحه تلویزیون که تولید ملاتونین را بهم می‌ریزد چه کنید؟ هر چند تلویزیون، نور آبی منتشر می‌کند اما فاصله‌ی شما از تلویزیون معمولا آنقدری است که نور زیادی به شما نرسد. یعنی مثل وقتی که با گوشی هوشمند یا تبلت و لپ تاپ‌تان کار می‌کنید، در معرض نور آبی نیستید. ]]> سبک زندگی Sat, 16 Feb 2019 07:30:36 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/154067/ قوانین زندگی مشترک که باید زیر پا بگذارید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/153956/ شما باید در زندگی مشترک، خود واقعی تان باشید شما نباید علاقه یا افکاری که در سر دارید را از شریک زندگی تان پنهان کنید، اما این بدین معنی نیست که بدون هیچگونه فیلتری عمل کنید. ما به همان اندازه که می توانیم خوب باشیم، می توانیم بد هم باشیم. اما آیا عاقلانه است که تمام احساسات بدمان را در مقابل شریک زندگی مان بروز دهیم؟ درست است که در یک رابطه عاطفی سالم، دو طرف نباید نقش بازی کنند و باید خود واقعی شان باشند اما هر رابطه ای نیاز به مراقبت دارد، بنابراین گاهی لازم است که احساسات منفی خودمان را پنهان کنیم. به عنوان مثال زمانی که شما عصبانی هستید، نباید هر افکاری که در آن لحظه به ذهن تان می رسد را به زبان آورید یا این که در حالت عصبانی، فریاد بزنید. این رفتارهای مخرب نیاز به خودسانسوری دارند، پس جمله «ما باید خود واقعی مان باشیم» را به اشتباه برداشت نکنید.   رابطه جنسی باید طبق خواسته دو طرف باشد یک رابطه جنسی سالم زمانی اتفاق می افتد که دو طرف رابطه از آن رضایت داشته باشند اما این بدین معنی نیست که در هر بار رابطه زناشویی هر دو طرف آمادگی لازم را داشته باشند. بعضی وقت ها شما به خاطر همسرتان این کار را انجام می دهید و گاهی هم او به خاطر شما. به عنوان مثال یک روز شما استرس دارید یا این که دلتان برای همسرتان تنگ شده و به او بیش از هر زمان دیگری نیاز دارید و یک روز هم برعکس، در این شرایط بهتر است که خواسته تان را صادقانه به زبان آورید. این کار نه تنها خودخواهی نیست، بلکه نیازی ست که باید از طریق شریک زندگی تان برطرف شود. صادق باشید، حتی اگر موجب رنجش شریک زندگی تان شود اشتباه برداشت نکنید، صداقت کلید موفقیت هر رابطه ای ست اما شما باید بدانید که کجا و چگونه صادق باشید. شما می توانید به بدترین شکل ممکن با شریک زندگی تان رفتار کنید و بی رحمانه ترین حرف ها را به او بزنید و نامش را صداقت بگذارید، اما این صداقت تنها رابطه شما را ویران می کند. اگر می خواهید حرفی را به زبان آورید که ممکن است موجب رنجش شریک زندگی تان شود یا اگر می خواهید از او انتقاد منفی کنید، حتی اگر از او ناراحت و عصبانی هستید، سعی کنید که با لحنی آرام و دوستانه باشد. بنابراین به گونه ای صداقت داشته باشید که کمترین آسیب را به شریک زندگی تان بزند. فردی که مقصر است، اول باید عذر خواهی کند حتی زمانی که مطمئن هستید اشتباه از شما نبوده، بهتر است که منتظر این که شریک زندگی تان اولین قدم را بردارد نباشید و برای حل اختلاف تان پیش قدم شوید. شاید او از روی غرور یا حتی خجالت جلو نمی آید، بنابراین بهتر است که شما این شرایط را برای او فراهم کنید. در این شرایط، طرف مقابل نیز گاردش را زمین می گذارد و راحت تر با شما حرف می زند. اگر شما همیشه اولین فردی هستید که برای دعوای پیش آمده عذر خواهی می کنید، ناامید نشوید. سعی کنید در مکالمه تان بحث را به جایی برسانید که طرف مقابل نیز اعتراف به پشیمانی کند. اگر باز هم عذرخواهی نکرد، به او گوشزد کنید که باید تغییراتی را در رابطه تان ایجاد کنید، در غیر این صورت شما اعتمادتان را به او از دست خواهید داد. هیچوقت عصبانی به تختخواب نروید حتما این جمله را شنیده اید که نباید تا زمانی که مشکل تان حل شود، بخوابید. این باور اشتباهی ست که اکثر زوج ها بدان پایبندند، در حالی که تحقیقات نشان داده زوج هایی که رابطه سالمی با هم دارند، قبل از این که در مورد اختلاف نظرشان با هم بحث کنند، کمی استراحت می کنند یا حتی به خواب می روند. تا زمانی که شما عصبانی، خسته و ناراحت باشید، نمی توانید با طرف مقابل تان حرف بزنید. بنابراین بهتر است که پس از دعوا با شریک زندگی تان توافق کنید که مثلا یک روز بعد در مورد مشکل تان حرف خواهید زد. شاید فردا که بیاید، به دلیل دعوایتان حتی بخندید. بنابراین خوابیدن، نه تنها مانع حل مشکلات شما نخواهد بود، بلکه ذهن شما را نیز برای گفتگویی موثر، بازتر می کند. همیشه مرد باید صورت حساب را بپردازد از زمانی که رسم بود تنها آقایان صورت حساب را بپردازند، زمان زیادی می گذرد. در واقع آقایان هیچ علاقه ای ندارند که همیشه مسئول خرید باشند، از این رو بهتر است که گاهی خانم ها هم برای پرداخت پیش قدم شوند. با این کار به شریک زندگی تان این حس را منتقل می کنید که شما نیز به او اهمیت می دهید. همین که طرف مقابل تان بداند این انتظار یک طرفه نیست، حس بهتری نسبت به شما و رابطه خواهد داشت، حتی اگر اجازه پرداخت را به شما ندهد. همیشه مرد باید رابطه زناشویی را آغاز کند معمولا آقایان برای شروع رابطه جنسی پیش قدم می شوند، اما این یک قانون نیست. اگر شما هم از رابطه تان رضایت کامل دارید، بهتر است گاهی شما نیز آغاز کننده باشید تا شریک زندگی تان بداند که شما هم به رابطه با او علاقه دارید. رابطه عاطفی یک رابطه دو طرفه است، بنابراین خودتان را در این زمینه محدود نکنید. اگر از بیانش خجالت می کشید، با نشانه هایی به او بفهمانید که به او نیاز دارید. اما اگر او در شرایط خوبی نبود، به این کار اصرار نکنید و آن را به زمان دیگری موکول کنید. سورپرایزهای گاه و بیگاه تاثیرگذارتر از محبت های همیشگی ست شاید فکر کنید که برای خوشحال کردن شریک زندگی تان باید او را با کارهای بزرگی مثل سفر رفتن، خرید یک دسته گل بزرگ یا هدیه ای گران قیمت، خوشحال کنید. اگر چه این سورپرایزهای گاه و بیگاه موجب خوشحالی او می شوند اما بدانید که محبت های کوچک اما مداوم تاثیر بیشتری روی او دارند. به عنوان مثال اگر هر روز او را در آغوش بگیرید و به او بگویید که دوستش دارید، بسیار تاثیرگذار تر از زمانی ست که پس از 1 ماه بی تفاوتی، ناگهان با یک دسته گل رز بزرگ از در وارد شوید. مطمئن باشید که رفتارهای محبت آمیز و عاشقانه شما، هر چند کوچک، به چشم طرف مقابل تان خواهد آمد. به رفتارهای او نمره ندهید بعضی ها اعتقاد دارند که نباید رفتارهای طرف مقابل را زیر ذره بین گذاشت و به تک تک آنها نمره داد، در حالی که این کار فواید زیادی برای رابطه تان دارد. مطمئنا رفتارهای خوب شریک زندگی تان بیشتر از رفتارهای بد او خواهد بود. در این شرایط، زمانی که شما به او نمره می دهید، در کنار رفتارهای بدش، رفتارهای خوب او را نیز خواهید دید. توجه به کارهای کوچک اما مثبتی که طرف مقابل برایتان انجام می دهد، می تواند رضایت شما را نسبت به رابطه بیشتر کند. ]]> سبک زندگی Wed, 13 Feb 2019 05:11:31 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/153956/ مشکلات جنسی شایع میان زوجین؛ چاره چیست؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/153501/ ما برای رابطه جنسی وقت نداریم برترین ها نوشت: با وجود اینهمه مشغله و کار و بچه‌ها و رسیدگی به امور خانه و ... شاید احساس کنید دیگر وقتی برای رابطه جنسی با همسرتان باقی نمی‌ماند. اگر هم وقتی برای با هم بودن پیدا کنید احتمالا روی کاناپه لم می‌دهید و برنامه مورد علاقه‌تان را تماشای می‌کنید و فکر عشق بازی در اتاق خواب‌تان به ذهن‌تان خطور نمی‌کند. این غفلت و گیر افتادن در روتینی که رابطه جنسی در آن جایی ندارد به نفع رابطه‌تان نیست. رابطه جنسی یک راه مهم ارتباطی برای همسران است که هم جنبه‌ی جسمی و فیزیکی دارد و هم جنبه‌ی روحی و عاطفی. سعی کنید در صورت امکان زودتر به خانه برگردید تا زیاد خسته و آشفته نباشید. گاهی بچه‌ها را به سایر اعضای خانواده بسپارید و با همسرتان تنها باشید. خلاصه هر کاری که لازم است و با شرایط‌تان جور در می‌آید انجام دهید تا رابطه‌ی جنسی بخش پُررنگی از رابطه‌تان باشد، چون مانند چسبی است که شما را به عنوان زوج محکم به هم پیوند می‌دهد. رابطه جنسی برایمان خسته کننده شده زیاد پیش می‌آید که زندگی جنسی‌تان برای شما کسل کننده و خسته کننده شود. اما تحقیقی نشان می‌دهد که این احساسی است که زنها زودتر از مردها به آن می‌رسند. در این بررسی زنها اعلام کرده بودند که بعد از یک سال نسبت به فعالیت‌های جنسی بی‌علاقه شده‌اند. طبق یافته‌ها، معمولا زوجها به الگویی از عشقبازی و رابطه جنسی دست پیدا می‌کنند که برای‌شان مناسب‌ترین است. مثلا زن کاری می‌کند یا حرکتی انجام می‌دهد که مرد خیلی دوست دارد و مرد نیز رفتار یا حرکتی دارد که زن خیلی می‌پسندد و به هر دو خوش می‌گذرد و همینطور ادامه می‌دهند. متاسفانه بعد از مدتی این شیوه‌ی عشقبازی و رابطه جنسی، کسل کننده و بسیار عادی می‌شود. رابطه جنسی برای دو طرف ممکن است خوشایند باشد اما دیگر هیجانی ندارد. اگر این سناریو برای‌تان آشناست، باید راهی پیدا کنید و همدیگر را تشویق به رفتارها و حرکاتی جدید کنید؛ این کار می‌تواند به سادگی پوشیدن یک لباس زیر جدید و جذاب، ماساژی دلپذیر یا تماشای فیلمی رومانتیک با هم باشد. فانتزی‌های‌تان را رو کنید و آنها را امتحان کنید. شوهرم مرتبا درخواست رابطه جنسی دارد خیلی از زنها درست به اندازه مردها تقاضای رابطه جنسی دارند. اما زنها به جنبه‌ی هیجانی و عاطفی به عنوان شور و حال جنسی تمایل بیشتری دارند و اهمیت بیشتری می‌دهند و اگر ارتباط عاطفی و صمیمت روحی را احساس نکنند تمایلی به برقراری رابطه جنسی ندارند. مردها برای شاد بودن در زندگی زناشویی و رضایت از آن به غذا و رابطه جنسی و احترام نیاز دارند و اهمیت بیشتری می‌دهند. احساس امنیت برای زنها چیزی است که همه‌ی نیازهای بعدی را به دنبال خود می‌کشد؛ از محبت و صمیمیت گرفته تا جنبه‌ی فیزیکی رابطه جنسی! زندگی زناشویی ما بدون رابطه جنسی است تعریف زندگی زناشویی بدون رابطه جنسی، گوناگون است اما معمولا به این معنی است که همسران بیش از یک سال، بدون ارتباط جنسی سپری کنند. بعضی از بررسی‌ها، 20 درصد از روابط زناشویی را بدون رابطه جنسی اعلام کرده‌اند. چیزی که معمولا مشاوران در مواجهه با چنین مسئله‌ای به زوج‌ها می‌گویند این است که این فقط مشکل آنها نیست و تنها نیستند. زوج‌ها با همین حرف کمی آرامش پیدا می‌کنند و موانعی که بر سر راه روابط جنسی‌شان وجود دارد تا حدودی برداشته می‌شود. سپس از طرفین خواسته می‌شود علت عدم رابطه جنسی‌شان را عنوان کنند. جالب است بدانید مشاوران هرگز این را نمی‌شنوند که «همسرم دیگر برایم جذابیت جنسی ندارد». بلکه بیشتر زوج‌ها همچنان همسر خود را جذاب می‌دانند، وشرایط زندگی، مسئولیت‌ها و پیر شدن بدن خودشان (نه همسرشان) را دلیل عدم ارتباط جنسی می‌دانند. رابطه جنسی برایم دردناک است گاهی احساس راحتی نکردن خانمها حین رابطه جنسی و دردناک بودن آن دلیل پزشکی دارد. یکی از بیماریهای جسمی که رابطه جنسی را دردناک می‌کند واژینیسموس است که عضله‌ی واژن به طور غیرارادی دچار اسپاسم می‌شود. وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، دخول برای زن دردناک می‌شود. همسر ِ این زن باید بداند که او کنترلی روی آنچه اتفاق می‌افتد ندارد. اسپاسم عضله واژن ممکن است همیشه یا فقط گاهی روی بدهد. پزشک بعد از تشخیص این مشکل، راهکارهای درمانی را ارائه خواهد کرد. مسئله‌ی جسمی دیگری که باعث دردناک شدن رابطه جنسی می‌شود، بسیار بزرگ بودن آلت تناسلی مرد است که می‌تواند حین رابطه برای زن ایجاد درد کند. به هر حال دردناک بودن رابطه جنسی هر علتی که داشته باشد می‌توانید با کمک پزشک، راهکار مناسبی برای آن پیدا کنید و با راهنمایی‌های مشاور، رابطه‌ی جنسی بدون درد و لذتبخش داشته باشید. خیلی خسته‌ایم و نمی‌توانیم فعالیت جنسی داشته باشیم اگر علت سرباز زدن شما از رابطه جنسی، خستگی است باید راه حلی برایش پیدا کنید. قبلا شاید به همسرتان می‌گفتید: امشب نه چون سرم درد می‌کند اما حالا می‌گویید: امشب نه چون خیلی خسته‌ام. شما باید فعالیت‌های زندگی‌تان را اولویت بندی کنید تا وقت و انرژی کافی برای فعالیت جنسی با همسرتان داشته باشید. هر دوی شما باید تصمیم بگیرید چه راهی مناسب شماست. زن می‌خواهد از نظر روحی برای رابطه آماده شود و مرد می‌خواهد از نظر جسمی برای رابطه آمادگی پیدا کند معمولا خانمها پیش از اینکه برای رابطه آماده شوند نیاز دارند از جنبه‌ی روحی و عاطفی برای این کار آماده شوند. آنها دوست دارند به آرامی و سرفرصت از طریق کلامی و با حرف زدن و پیشنوازیهای ملایم به سمت این رابطه پیش بروند و ابتدا روح خود را تغذیه و سیراب کنند. اما آقایان معمولا دوست دارند از جنبه‌ی جسمی و فیزیکی به همسرشان نزدیک شوند و برای آنها برقراری تماس فیزیکی موجب تقویت جنبه‌ی عاطفی و سایر رفتارهای اغواگرانه می‌شود. اتفاقی که این میان روی می‌دهد تشکیل یک سیکل معیوب است! اگر مرد نیاز روحی زن را نادیده بگیرد و رابطه جنسی را شروع کند و زن رد کند و نپذیرد، این مشکل تشدید می‌شود زیرا زن از نظر حسی و عاطفی، فاصله احساس می‌کند و مرد نیز بابت طرد شدن آزرده می‌شود. کنار کشیدن زن شدیدتر می‌شود و ...، این چرخه ادامه دارد! اینجا همان نقطه‌ای است که هر دو باید توقف کنند. مرد باید به همسرش حس عمیق‌تری از صمیمیت و تحسین و مهرورزی بدهد و زن هم باید جنبه‌ی جسمی عشق ورزی‌اش را قوی‌تر کند. روابط سالم و موفق براساس درک متقابل شکل می‌گیرند. مرد رابطه جنسی ناگهانی و خودجوش می‌خواهد و زن رابطه جنسی برنامه ریزی شده همسری که رابطه‌ی جنسی پیش بینی نشده را دوست دارد، ناگهانی بودن آن برایش لذتبخش است و دوست دارد هروقت دلش خواست این رابطه را برقرار کند. اما عده‌ای از افراد آنقدر اهل برنامه ریزی و زمانبندی هستند که حتی روی تقویم می‌نویسند چه زمانی وقت برقراری رابطه جنسی است. رابطه جنسی برنامه ریزی شده غیرعادی و غیرمتداول نیست و گزارش‌ها نشان می‌دهند 36 درصد از زوج‌ها، طبق برنامه از پیش تعیین شده رابطه جنسی برقرار می‌کنند. این افراد عقیده دارند نیمه شبی که قرار است صبح فردا زود از خواب بیدار شوند و سر کار بروند، ناگهان رابطه جنسی برقرار کردن درست نیست، یا وقتی بچه‌ها در خانه هستند چگونه می‌‌شود اقدام به رابطه جنسی کرد. به هر حال باید طرفین به یک توافق میان خود برسند و زمینه‌های مشترک را پیدا کنند. با هم هماهنگ نیستیم یکی شوخی‌های جنسی رکیک را دوست دارد و دیگری از این رفتار بیزار است. یکی دوست دارد راه و روش‌های جدید را امتحان کند و آن دیگری دوست دارد طبق روتین پیش بروند. خیلی از همسران فکر می‌کنند باید از هر لحاظ با هم یکی باشند و یک چیز بخواهند و عین هم رفتار کنند، بنابراین از تفاوت‌ها می‌ترسند. ذائقه‌ی جنسی هم درست مانند ذائقه‌ی غذایی می‌تواند جورواجور و متفاوت باشد اما همچنان می‌توانید راههای زیادی برای لذت بردن از هم پیدا کنید. در مورد آنچه دوست دارید و ندارید با هم صمیمانه حرف بزنید، بدون اینکه همدیگر را سرزنش کنید. در بیشتر مواقع تفاوت‌های جنسی با زدن پُلی از کمی گذشت و درک قابل عبور است. زندگی جنسی‌مان تغییر کرده بیماری، ناتوانی، فرسودگی، تغییرات در وزن و ... همگی می‌توانند شرایط زندگی جنسی را تغییر دهند. شما باید زندگی جنسی‌تان را طبق الگوهای جدیدتان تغییر دهید. شما و همسرتان باید یاد بگیرید همگام با تغییرات، سازگاری نشان دهید و رشد کنید و راههای جدیدی پیدا کنید. هر کاری که می‌توانید برای شاداب نگه داشتن ارتباط‌تان انجام دهید. شور و هیجان‌مان را از دست داده‌ایم برگرداندن شور و اشتیاق جنسی نیاز به تشخیص علت فروکش کردن این هیجان دارد. یک از بزرگترین دلایل شور و هیجان شدید در شروع رابطه این است که خیلی همدیگر را نمی‌شناسید و انگار همه چیز برایتان مثل یک راز و هیجان انگیز است. اما حالا همدیگر را خوب شناخته‌اید و ضمنا استرس‌های زندگی مانند کار و بچه‌ها و مسائل مالی هم شما را تحت فشار می‌گذارند. پس نترسید و فکر نکنید مشکل حادی بین‌تان وجود دارد. فقط باید فکر کنید و ببینید چگونه می‌توانید دوباره آتش اشتیاق‌تان را شعله ور کنید. بیشتر با همسرتان ارتباط برقرار کنید، موبایل و ... را کنار بگذارید و به همسرتان گوش دهید، به احتمال زیاد حرفهای نگفته‌ی زیادی برای هم دارید. میل و انگیزه‌ی جنسی ندارم زمانی که تمایل جنسی‌تان خیلی کم است سعی کنید به اصول اولیه برگردید. همسران باید تعریفی که از رابطه جنسی دارند را گسترش دهند و فعالیت‌هایی غیر از دخول را نیز وارد آن کنند. هر گونه تماس فیزیکی بین همسران که از سر عشق و توجه باشد جزو فعالیت‌های جنسی هم می‌تواند تلقی شود؛ گرفتن دست همدیگر، نوازش، بوسه‌های غیر جنسی و حتی فقط پهلو به پهلوی هم نشستن هم بخشی از این روابط‌ اند. با تغییر دیدگاه‌تان، فشار را از دوش هم بردارید تا درهای جدیدی از لذت‌ها و با هم بودن‌های خوشایند به روی‌تان گشوده شوند. زمانهای نیاز جنسی‌مان با هم متفاوت است خیلی از زوج‌ها از این شاکی‌اند که همزمان با هم نیاز جنسی ندارند. راه حل این مشکل هم توافقی است که باید میان‌تان ایجاد کنید. هر دوی شما باید برای این کار تلاش کنید و رسیدن یه یک زمان مشترک را برای هم تسهیل کنید. بعد از جروبحث هیچ تمایلی به رابطه جنسی ندارم درمورد ریخت و پاش بودن خانه یا اینکه همسرتان فراموش کرده قبض آب را پرداخت کند با هم بحث می‌کنید و این مشاجره، میل جنسی‌تان را می‌کُشد. شاید یکی از طرفین بعد از یکی دو ساعت این بگومگو را فراموش کند اما آن دیگری همچنان عصبانی و دلخور است. حتی برخی از همسران تعجب می‌کنند که چطور بعد از آنهمه مشاجره، طرف مقابل اصلا به رابطه جنسی فکر می‌کند! هر دوی شما باید نسبت به هم مهربانتر باشید و بیشتر به هم احترام بگذارید. صمیمیت جنسی خودش خواهد آمد! همیشه من باید شروع کنم اگر یکی از همسران (معمولا مرد) احساس کند همیشه خودش باید شروع کننده رابطه جنسی باشد، خشم و دلخوری بوجود خواهد آمد. او احساس می‌کند اگر پا پیش نگذارد هرگز هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. این مورد هم مانند سایر موارد باید توافقی باشد. اگر شما کسی هستید که همیشه منتظرید همسرتان به سمت شما بیاید و شروع کننده باشد باید طرز فکر و روش‌تان را تغییر دهید و هرازگاهی هم شما پیشقدم شوید. همسرم کارهایی را که من دوست دارم انجام نمی‌دهد گاهی یکی از طرفین فقط به خواسته‌ها و نیازهای خودش توجه می‌کند. نادیده گرفتن خواسته‌های جنسی همسرتان اصلا به نفع رابطه‌تان نیست. هیچکدام از شما نباید احساس کنید مجبورید کاری را که دوست ندارید انجام دهید و همینطور خواسته‌های هیچ یک از شما نباید بی‌اهمیت تلقی شود. بیشتر با هم حرف بزنید و خواسته‌های‌تان را بدون سرزنش و محکوم کردن هم به زبان بیاورید. لذت بردن از رابطه جنسی و راحت بودن با آن حق هر دوی شماست. ]]> سبک زندگی Mon, 04 Feb 2019 06:01:52 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/153501/ ١٠ جمله‌ای که هرگز نباید به فرزند خود بگویید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/153171/ به گزارش ستاره ها به نقل از شهروند ، گاهی می‌تواند تاثیرات بسیار منفی روی فرزند شما بر جا بگذارد و بیش از آن‌که مفید باشد، به او آسیب برساند. پژوهشگران در تازه‌ترین تحقیقات خود به نتایج جالبی دست یافتند و به والدین توصیه کردند که به هیچ وجه از عبارات زیر برای فرزند خود استفاده نکنند: ١- عالی بود! آفرین! محققان در مطالعات خود دریافته‌اند هنگامی که کودک شما کاری را درست انجام می‌دهد، استفاده از عباراتی مانند «دختر خوب یا آفرین و...» به جای آن‌که انگیزه کودک را بیشتر کند، وابستگی او به تأیید و تصدیق شما را بیشتر می‌کند. درواقع این تمجیدها را برای وقتی بگذارید که کار آنها واقعا موجه است و همان‌طوری که شما واقعا خواسته‌اید آن را انجام داده‌اند. به جای آن‌که بگویید «عالی بود» بگویید، «کمک خوبی بود، دوست دارم همکارت باشم». ٢- تمرین کن تا اول شوی درست است که هر چه کودک شما وقت بیشتری به خود اختصاص دهد و تمرین خود را در هر فعالیتی بیشتر کند، مهارت‌های او بهتر خواهد شد اما با استفاده از عبارت «تمرین کن تا نفر اول شوی» فرزند شما احساس می‌کند که همیشه باید در هر زمینه‌ای اول باشد و اگر شکست بخورد یعنی به اندازه کافی تمرین نکرده است. بهتر است به جای این‌که به فرزندتان بگویید «تلاش کن اول شوی» او را به تمرین سخت تشویق کنید تا کمبودهای خود را اصلاح و از پیشرفت خود احساس غرور کند. ٣- تو خوبی! وقتی زانوی کودک شما خراشیده می‌شود و او شروع به گریه می‌کند، شما با گفتن این جمله «خوبی چیزی نشده!» قصد دارید به او این اطمینان را بدهید که خیلی صدمه ندیده است اما گفتن این جمله ممکن است فقط احساس او را بدتر کند؛ کودک شما گریه می‌کند چون خوب نیست و زخمی شده است. وظیفه شما این است که به او کمک کنید با این احساس و هیجانات خود مقابله کند نه این‌که درد او را کم کنید. پس به جای گفتن این عبارت، او را در آغوش بگیرید و بگویید «چقدر وحشتناک زمین خوردی آیا می‌خواهی زخمتو پانسمان کنم؟» ٤- عجله کن! فرزند شما سر میز صبحانه بازیگوشی می‌کند و اصرار دارد که بند کفشش را ببندد از طرفی سرویس مدرسه‌اش هم به‌زودی می‌آید و شما مدام به او استرس وارد می‌کنید که «زود باش، عجله کن» بهتر است به جای استرس واردکردن با او بازی کنید و مسابقه بدهید؛ مثلا بگویید «ببینیم کی زودتر شلوارش رو پاش می‌کنه» با این روش کودک برای بردن از شما سریع صبحانه‌اش را خورده و آماده می‌شود. ٥- من رژیم دارم! نگران اضافه وزنتان هستید؟ اگر فرزندتان هر روز روی راه‌پله‌ها صدای شما را بشنود که با همسایه‌تان دردل کرده و مدام از چاقی خود شکایت می‌کنید، ممکن است پیش خود یک بدن ناسالم را تجسم کند. بهتر است به جای شکایت از اضافه‌وزنتان بگویید «من سالم غذا می‌خورم و از این احساس لذت می‌برم» همچنین نگویید «نیاز به ورزش دارم تا وزنم کم شود» چون این جمله مفهوم شکایت دارد. بهتر است به جای آن بگویید «هوای بیرون چقدر برای پیاده‌روی خوبه» این جمله حتی می‌تواند کودکتان را به پیاده‌روی و ورزش همراه با شما ترغیب کند. ٦- پول خریدنش را ندارم وقتی کودک شما اصرار به خرید یک اسباب‌بازی جدید دارد، از این جمله استفاده نکنید؛ چون به این معنی است که شما کنترل امور مالی خود را در دست ندارید و این می‌تواند برای بچه‌ها ترسناک باشد. همچنین آنها ممکن است پیش خود فکر کنند «اگر شما استطاعت ندارید، پس چگونه یک خانه گرانقیمت در شمال شهر خریده‌اید؟» بهتر است به جای این جمله بگویید «ما این اسباب‌بازی را نمی‌خریم؛ چون به پولش برای چیزهای مهمتر نیاز داریم». در صورتی که او اصرار کرد شما می‌توانید با او درباره نحوه پس‌انداز و مدیریت پول حرف بزنید. ٧- با غریبه‌ها حرف نزن! درک این جمله برای کودک کمی سخت به نظر می‌رسد؛ چون ممکن است آن فرد ناشناس به فرزند شما محبت کرده و به همین دلیل کودکتان به او به ‌عنوان یک غریبه نگاه نکند. به جای بکاربردن این جمله، بهتر است داستان‌ها و مثال‌هایی را در این‌باره برای او تعریف کنید و بپرسید «اگر یک مرد غریبه به شما پیشنهاد شکلات دهد یا بخواهد شما را سوار ماشینش کند، او چه کار می‌کند» سپس با یک جواب درست او را راهنمایی کنید. ٨- مراقب باش! وقتی کودک شما در حال بازی روی میله‌های میمون بازی (نوعی وسیله بازی به همین نام) در پارک است و تلاش می‌کند تعادلش را حفظ کند، گفتن جمله «مراقب باش» این حس را به او منتقل می‌کند که در حال افتادن است و همین جمله باعث می‌شود کودک شما حواسش به کاری که انجام می‌دهد، پرت شود و در نتیجه تمرکزش را از دست بدهد. اگر شما نگران افتادن او هستید، نزدیک او بروید و با آرامش مراقب او باشید. ٩- تا شامت را نخوری از دسر خبری نیست! استفاده از این عبارت باعث می‌شود کودک لذت واقعی غذایی را که می‌خورد، از دست بدهد و این دقیقا مخالف آن چیزی است که شما قصد دارید. برای ترغیب‌کردن کودکتان به غذاخوردن بهتر است از این عبارت استفاده کنید که «ما اول غذا می‌خوریم و بعد دسر» شاید این تغییر در عبارت جزیی به نظر برسد اما تأثیر مثبتی روی فرزند شما بر جا می‌گذارد. ١٠- بذار کمکت کنم! اگر کودک در حال ساختن یک قلعه با اسباب‌بازی‌هایش یا درست‌کردن یک پازل است، برای اتمام آن کمکش نکنید. این کار می‌تواند استقلال کودک شما را تضعیف کند و باعث می‌شود او همیشه برای انجام کارهایش به دنبال کسی باشد تا کمکش کند. به جای این کار با پرسیدن چند سوال او را برای تمام‌کردن پازل یا قلعه‌اش راهنمایی کنید؛ مثلا بگویید «به نظر تو این قطعه در این‌جا باید قرار بگیرد؟»، «چرا فکر می‌کنی این‌جا خوبه؟» «بیا یه بار دیگه امتحان کنیم؟»   ]]> سبک زندگی Tue, 29 Jan 2019 14:53:38 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/153171/ چرا انقدر از رابطه داشتن می‌ترسید؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/153111/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها: بعضی از افراد هستند که از شروع رابطه عاطفی هراسانند. زمانی که صحبت از عشق و عاشقی می شود، آنها یاد دل شکستگی، طرد شدن، حسادت، عدم تمرکز و دوری.. می افتند. اما آیا این موارد دلایل خوبی برای عدم شروع یک رابطه عاطفی ست؟ اگر دوست دارید که دلایل ترس افراد از شروع یک رابطه عاطفی و راههای مقابله با آن را بدانید، در ادامه مطلب همراه مان باشید. او فرد مناسبی برای شما نیست این ترس، یکی از بدترین و در عین حال واقعی ترین ترس هاست. اگر شما بدانید که فرد مقابل تان گزینه مناسبی برای شما نیست، طبیعی ست که از وابسته شدن به او بترسید. به عنوان مثال شما عاشق همکار یا استادتان می شوید اما مطمئن هستید که این عشق سرانجامی نخواهد داشت. اگر به هر دلیلی احساس کردید که فرد مقابل تان نمی تواند شریک زندگی ایده آلی برای شما باشد، بهتر است که همان ابتدا جلوی احساس تان را بگیرید تا کسی در این بین آسیب نبیند. تجربه شکست عشقی را داشته اید یکی از رایج ترین علت های ترس افراد از شروع رابطه، تجربه های تلخ قبلی ست. اگر شما در رابطه قبلی تان شکست خورده باشید، طبیعی ست که از دوباره عاشق شدن بترسید. اما چگونه می توان جلوی این ترس را گرفت؟ بهتر است که در این زمینه ریسک پذیر باشید به قلب تان اجازه ورود افراد جدید را بدهید. یادتان باشد که بدون عشق، شما لذت واقعی زندگی را درک نخواهید کرد. شما باید از تجربه های تلخ گذشته درس بگیرید، نه این که آنها را سدی برای پیشرفت حال و آینده تان کنید. احساس ضعف می کنید زمانی که ما عاشق می شویم، احساس ضعف می کنیم. در واقع ما همه انرژی و توان مان را برای طرف مقابل می گذاریم، از این رو احساس می کنیم که خود ناتوانیم. در این شرایط اگر سعی کنید مسایل را ساده تر بگیرید و دست از کنترل تمام امور بردارید، می بینید که چقدر اعتماد به نفس تان بالاتر رفته و ریسک پذیرتر خواهید شد. شما باید اول از همه برای خود وقت بگذارید تا بتوانید انرژی مثبت تان را به دیگری هم انتقال دهید.  می خواهید مستقل باشید  افرادی که ذاتا مستقل هستند یا آنهایی که قبلا از تکیه کردن به دیگری آسیب دیده اند، دوست ندارند به کسی وابسته شوند. این افراد چه از نظر مالی و چه از نظر احساسی، ترجیح می دهند که مستقل باشند. اگر کسی به آنها دستور دهد و مدام از کارشان ایراد بگیرد، عصبی می شوند. اما باید بدانید که برقراری رابطه عاطفی به معنی از دست دادن استقلال نیست. شما می توانید حتی کنار شریک زندگی تان همه استقلال داشته باشید. اتفاقا آقایان به خانم های مستقل بیشتر جذب خواهند شد. نمی خواهید احساسات قبلی را تجربه کنید شاید فکر کنید که وارد رابطه شدن با فرد جدیدی، می تواند تمام احساسات و تجربیات قبلی شما را زنده کند، اما این طور نیست. اتفاقا اگر به فردی اجازه دهید که وارد قلب تان شود، می بینید که چگونه زخم های کهنه تان را درمان خواهد کرد.  هر فردی و هر رابطه ای خصوصیات خاص خود را دارد، بنابراین هیچکس را با هم مقایسه نکنید و به خودتان فرصت تجربه احساسات جدید را بدهید، مطمئنا از این کار پشیمان نخواهید شد. حوصله جرو بحث ندارید هیچکس حوصله جروبحث ندارد. از طرفی برقراری رابطه با دیگران که شخصیتی متفاوت از ما دارند هم آسان نیست. در واقع نمی توان تضمین کرد که هیچ مشکلی در رابطه شما بوجود نخواهد آمد. وجود اختلاف نظر در هر رابطه ای طبیعی ست اما این شمایید که باید راه حل کردن آن را بلد باشید. تحقیقات نشان داده که بحث کردن در رابطه فواید زیادی دارد. به عنوان مثال باعث می شود که شما شخصیت طرف مقابل تان را بیشتر بشناسید، یا این که شما را در روابط تان و رو به رو شدن با مشکلات قوی تر می کند.... اگرچه بگومگو در رابطه غیر قابل اجتناب است اما ارزش داشتن یک رابطه سالم را دارد. از تغییر می ترسید افرادی که دوست دارند همیشه به یک رستوران بروند، همیشه یک غذا را سفارش دهند یا یک کانال تلویزیونی را ببینند، از تغییر هراسانند. این افراد ترجیح می دهند که در نقطه امن خود بمانند تا این که چیزهای ناشناخته را کشف کنند. برقراری رابطه عاطفی نیز جزو یکی از همین تغییرات به حساب می آید. اما گاهی بیرون آمدن از لاک و تجربه کردن های جدید، همان چیزی ست که ما برای شادی بدان نیاز داریم. بنابراین هر تغییری بد نیست و برعکس می تواند لذت بیشتری را در زندگی مان ایجاد کند. عاشق شدن را ضعف می دانید برخی ها اعتقاد دارند که اگر به فردی ابراز علاقه یا توجه کنیم، قدرت مان را از دست داده ایم.  این افراد ترجیح می دهند که وارد هیچ رابطه عاطفی نشوند زیرا از احساس ضعف خود بیزارند. رابطه عاطفی یک رابطه 50/50 نیست، گاهی شما درصد توجه تان بیشتر می شود و گاهی طرف مقابل تان. با این اوصاف، دوست داشتن هرگز نشانه ای از ضعف نیست. شما باید بدون چشم داشت، به کسی که دوست اش دارید ابراز علاقه کنید. این کار نه تنها از قدرت شما می کاهد، بلکه از شما فرد قوی تری نیز می سازد.  از انتهای رابطه می ترسید اگر شما تجربه شکست عشقی را داشته اید یا حتی در اطراف تان زوج هایی که از هم جدا شده اند را دیده اید، ممکن است از این که این اتفاق برای شما هم بیافتد، بترسید و در نتیجه از هر نوع رابطه ای فراری باشید. اما این را بدانید که همه چیز به شما باز می گردد. اگر هر بار که به فکر شروع رابطه ای هستید این جمله در ذهن تان ظاهر شد که «اگر رابطه عاطفی من یک روزی تمام شود، چه؟»، چرا خودتان این قانون را نمی شکنید؟ زوج های زیادی هستند که با گذشت سالها هنوز هم در کنار هم شاد زندگی می کنند. بنابراین مثبت اندیش باشید این لذت را برای آینده ای که قابل پیش بینی نیست، از خودتان دریغ نکنید.   ]]> سبک زندگی Tue, 29 Jan 2019 07:32:59 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/153111/ دعوا با همسر؛ این موارد را جدی نگیرید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/153013/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : بحث و اختلاف نظر در هر رابطه ای وجود دارد، مهم این است که بدانیم کدامیک مخرب اند و کدامیک اهمیت چندانی ندارند. اگر شما هم در رابطه خود مشکلاتی دارید، بهتر است قبل از آن که بر اساس آنها تصمیمی بگیرید، این مطلب را بخوانید. اگر مشکلات رابطه شما از مشکلاتی ست که در ادامه برایتان آورده ایم، نگران نشوید زیرا خطر جدی رابطه تان را تهدید نمی کند. هر روز بر سر یک موضوع بحث می کنید این که شما هر روز در مورد یک موضوعی خاص با شریک زندگی تان بحث کنید، امری طبیعی و بی اهمیتی ست. اما اگر شما هر دفعه سر این موضوع داد بزنید، قهر کنید، بی احترامی کنید... ممکن است که کار به جاهای باریک تر بکشد. از آنجا که مشکل شما سر یک موضوع خاص است، شانس یا شماست زیرا خیلی راحت می توانید آن را با صحبت کردن حل کنید و یک بار برای همیشه از شر هر چی بگو مگوست خلاص شوید. آتش عشق تان خاموش شده است با وجود مسئولیت هایی که بعد از زندگی مشترک روی سرتان ریخته، از کار بیرون گرفته تا کار خانه و بچه داری و... طبیعی ست که دیگر هیجان روزهای اول رابطه را نداشته باشید. درست است، دیگر شما نمی توانید ساعات طولانی در کنار همسرتان بنشینید و از رویاهایتان حرف بزنید اما به جای آن می توانید از هر فرصتی برای هیجان دادن به رابطه تان استفاده کنید. حتما نباید اتفاقی بزرگ رخ دهد، یک سفر کوتاه، یک کلاس مشترک یا هر اتفاق کوچک دیگر هم می تواند شما را به همسرتان نزدیک کرده و آتش عشق تان را بار دیگر شعله ور کند.  دوست دارید کارهایتان را به تنهایی انجام دهید حتی افراد خیلی عاشق هم دوست دارند که زمانی را در روز تنها باشند. طبیعی ست که همسر شما بخواهد یک روزش را با دوستان خودش بگذراند یا این که به تنهایی به خرید رود. این که شما گاهی تنهایی کارهایتان را انجام دهید، نه تنها شما را از یکدیگر دور نمی کند، بلکه باعث دلتنگی تان نیز می شود. تا زمانی که اعتماد بین شما وجود داشته باشد، تنهایی و دوری می تواند تاثیری مثبت بر رابطه تان بگذارد. این استقلال روحیه شما را نیز بهتر کرده و بر بالا بردن اعتماد به نفس تان نیز موثر است. بنابراین این فرصت را نه از خود و نه از شریک زندگی تان نگیرید. همه چیز برایتان کسل کننده شده است همه چیز بعد مدتی عادی و کسالت کننده می شود، می خواهد یک ماشین نو باشد، یک خانه نو یا حتی رابطه عاطفی... این خود شمایید که باید به زندگی تان هیجان دهید. اگر حس می کنید که همه چیز برایتان عادی و خسته کننده شده است، به دنبال تجربه های نو باشید. دست همسرتان را بگیرید و به یک رستوران جدید بروید، سفر کنید یا در کلاس های ورزشی ثبت نام کنید. همین هیجانات کوچک به زندگی شما رنگ و بوی دیگری خواهد داد. رفتار عجیبی از شریک زندگی تان می بینید در زندگی مشترک، طبیعی ست که بعضی از رفتارهای شریک زندگی تان از نظر شما عجیب باشد. شما جای او نیستید و دنیا را از زاویه دید خودتان می بینید. درست است که زندگی مشترکی را آغاز کرده اید اما دلیل نمی شود که نگاه تان به زندگی نیز یک شکل باشد. اصلا همین تفاوت هاست که موجب رشد شما می شود. بنابراین بهتر است که این تفاوت ها را بپذیرید و نسبت به آنها عکس العمل منفی نشان دهید. این مشکل شریک زندگی شما نیست، شما تا آخر عمرتان هم نمی توانید نه همسرتان  و نه هر فرد دیگری جای او را به طور کامل بشناسید. بر سر انجام کارهای خانه با هم بحث می کنید کارهای خانه تمامی ندارد و طبیعی ست که سر انجام آنها با شریک زندگی تان بحث کنید. اما بدانید که این موضوع مهمی نیست که بخواهید ذهن تان را درگیرش کنید. شما خیلی راحت می توانید طبق علاقه خود تقسیم کار کنید. اگر حین کار اعصاب یکی از شما خرد شد، ناراحت شوید زیر علت ناراحتی شما نیستید، بلکه حجم زیاد کارهای خانه ست. بنابراین بدون بحث، در کنار شریک زندگی تان برای تمییزی خانه مشترک تان تلاش کنید. همه چیز را به شما نمی گوید حتما برای شما هم پیش آمده که یکی از دوستان صمیمی تان از شما بخواهد که رازی را در دلتان نگه دارید و شما هم برای این که اعتماد او را از دست ندهید، آن را حتی از همسرتان  پنهان کنید. این رفتار طبیعی ست و چیزی از ارزش شما برای او کم نمی کند. این موضوع ممکن است برای شما هم اتفاق افتد. او همسر شماست، نه همسر دوست تان، بنابراین نیازی نیست که از راز او باخبر باشد. با این اوصاف، جایی برای دلگیری باقی نمی ماند. به دیگران نگاه می کند درست است که شما ازدواج کرده اید اما هنوز هم یک آدم زنده هستید، پس طبیعی ست که کنجکاو باشید یا حتی به طور غیر عادی دیگران را نگاه کنید. اگر متوجه شدید که همسر شما در حال نگاه کردن به فرد دیگری ست، عصبانی نشوید. تنها در صورتی باید احساس خطر کنید که نگاه های او ادامه دار شود یا این که رفتار عجیب دیگری در مورد آن شخص از خود نشان دهد. او بهترین گزینه برای ازدواج شما نبود ممکن است بعد از ازدواج به یاد عشق ها یا خواستگارهایی که در زندگی تان داشته اید، بیافتید. ممکن است یکی از نظر مالی بهتر بوده و دیگری از نظر قیافه... اما اگر بخواهیم واقع بینانه نگاه کنیم، هیچکس کامل نیست.انتظار نداشته باشید که شریک زندگی شما هم همه چیزهای خوب را با هم داشته باشد. اگر کمبودی در او دیدید، با گفتگو سعی کنید که برطرف اش کنید. یک رابطه زمانی زیبا خواهد بود که شما به کمک هم بتوانید ایده آل هایتان را بسازید. ]]> سبک زندگی Mon, 28 Jan 2019 08:28:52 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/153013/ جملاتی که پدران نباید به فرزندانشان بگویند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/152702/ من پسر/ دختر می خواستم برترین ها نوشت: فرزندان به آنچه والدین شان فکر می کنند، اهمیت زیادی می دهند. اگر شما به فرزندتان بگویید که دختر یا پسر می خواسته اید، حتی اگر این حرف را به شوخی بزنید، به کودک احساس بدی را منتقل کرده اید. در واقع او فکر می کند که اشتباهی به دنیا آمده و احساس بی ارزشی می کند. بنابراین بدون توجه به جنسیت فرزندتان، با او رفتار کنید. کودک شما نباید به دلیل جنسیتی که دست خودش نبوده، سرزنش شود. ظاهرت را تغییر بده نظر دادن در مورد ظاهر فرزندتان، اشتباه محض است. اگر شما همیشه به فرزندتان بگویید که خوشگل است، در واقع این پیام را به او منتقل می کنید که ظاهر مهمترین فاکتور زندگی اوست. از طرف دیگر، اگر مدام به او بگویید که ظاهرش را به گونه ای دیگر تغییر دهد، در واقع به او حس زشت بودن را منتقل می کنید و اعتماد به نفس را از او می گیرید. فرزندان دوست دارند که پدر و مادرشان را راضی نگه دارند، بنابراین اگر احساس کنند که به دلیل حرف شما از نظر ظاهری این توانایی را ندارد، ممکن است که دست به اقدامات خطرناکی بزنند. گریه نکن جمله «گریه نکن» مثل این است که شما به فردی که ترسیده بگویید: «آرام باش». این حرف هیچ تاثیر مثبتی روی فرزندتان نخواهد داشت. اگر شما از فرزندتان بخواهید که گریه نکند، در واقع این پیام را به او منتقل می کنید که گریه کار اشتباهی است. گریه نوعی بیان احساسات است بنابراین نباید جلوی فرزندتان را بگیرید، در غیر این صورت او فکر می کند که گریه نشانه ضعف است و به دنبال راه دیگری برای تخلیه انرژی اش می گردد. شما باید به فرزندتان شیوه درست بیان احساسات را یاد دهید. احساس تو واقعیت ندارد یکی از اشتباهاتی که اکثر پدران مرتکب می شوند این است که احساسات فرزندانشان را نادیده می گیرند. زمانی که فرزند شما احساسات یا نظرات خود را بیان می کند اما شما با آن مخالفت می کنید یا طرز فکرش را به مسخره می گیرید، روی کودک تان تاثیری منفی خواهید گذاشت. در این شرایط کودک شما به خودش شک می کند که این عدم اعتماد به نفس و خود باوری در آینده می تواند برایش مشکل ساز شود. بنابراین به فرزندتان این فرصت را بدهید که خودسانسوری نکند و آزادانه هر آنچه در ذهن اش می گذرد را به زبان آورد. رفتارت بچه گانه است اگر پدری در نتیجه یک کار اشتباه فرزند، به او بگوید که رفتار بچه گانه ای دارد، این پیام را به کودک منتقل خواهد کرد که بچه بودن به معنی بد بودن است که این تصور واقعیت ندارد. بنابراین در زمان هایی که کودکان در کاری ضعف دارد، او را بچه نخوانید. به او فرصت دهید تا در با سن خودش رشد کند. حرف هایت را باور ندارم کودکان باید بدانند که شما آنها را باور دارید و به حرف هایشان گوش می دهید. پدری که فرزندش را دروغگو می خواند و اطلاعاتی که او می دهد را باور نمی کند، فرزندش را در موقعیت خطرناکی قرار می دهد. شما باید به گونه ای با فرزندتان رفتار کنید که او  بفهمد شما باورش دارید. اگر احساس کردید که حرف های او دروغ است،با او صحبت کنید. بذارید که او به شما آنقدر اعتماد داشته باشد که حقیقت را به زبان آورد.   چرا نمی فهمی؟ فرزندان نمی توانند مفهوم حرف های شما را مانند بزرگسالان دریافت کنند و این کاملا طبیعی ست. با گفتن جمله «چرا نمی فهمی؟» فرزندتان احساس می کند که یک احمق است. در این شرایط بهتر است که به جای سرزنش او، یک قدم به عقب بردارید و به دنبال راه دیگری برای رساندن منظورتان باشید. اگر کودک شما دلیل درک نکردن حرف های شما را بفهمد، بدون استرس مشکل اش را حل خواهد کرد. بنابراین نفهمیدن فرزند شما، عمدی نیست و نباید بابت آن سرزنش اش کنید. من ترکت می کنم مهم نیست که کودک شما چقدر بی منطق است، شما نباید تحت هیچ شرایطی تهدید را برای به کرسی نشاندن حرف هایتان پیش بگیرید. کودک شما باید بدانید که شما هیچگاه او را ترک نمی کنید. شما حق دارید عصبانی شوید یا حتی او را تنبیه کنید اما هیچگاه به او نگویید که تنهایش خواهید گذاشت. فرزند شما نباید احساس کند که در مواقع مشکلات، پدری برای تکیه کردن نخواهد داشت. مادرت رفتار خوبی ندارد حتی اگر همسر شما رفتار خوبی نداشته باشد، شما نباید پشت سر او نزد فرزندتان حرف بزنید. یکی از بدترین شرایط این است که کودک تان را وسط دعواهایتان قرار دهید. فرزند شما باید بدانید که شما هوای یکدیگر را دارید. بنابراین یا از مادرش تعریف کنید، یا اگر نمی توانید سکوت کنید و در مورد او کلمه ای به زبان نیاورید. قبل از تو، وقتم آزادتر بود طبیعی ست که شما هم مانند همه پدر و مادران دیگر قبل از بچه دار شدن، وقت آزاد بیشتری داشتید اما نباید این واقعیت را در مقابل فرزندتان به زبان آورید زیرا این حس را به او منتقل می کند که اضافی و دست و پا گیر است. این شمایید که برای بچه دار شدن تصمیم گرفتید، بنابراین سختی های آن را گردن فرزندتان نیاندازید. این ناعادلانه است و عزت نفس کودک را به خطر می اندازد. تو باید وارد این حرفه شوی کودکان بازتابی از زندگی شما نیستند. آنها انسان های مستقلی هستند که خود باید برای زندگی شان تصمیم بگیرند. لزومی ندارد که فرزند شما به همان رشته ای که شما بدان علاقه داشتید، وارد شود. او نیاز دارد که آرزوهای خودش را دنبال کند. بنابراین به او این فرصت را بدهید که در زمینه مورد علاقه خودش بدرخشد و او را برای رسیدن به آرزوهایش تشویق کنید. همین عمل موجب می شود که ارتباط شما با فرزندتان مستحکم تر شود. ]]> سبک زندگی Wed, 23 Jan 2019 06:54:13 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/152702/ مشکلات برقراری ارتباط پس از ۴۰ سالگی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/152426/ درگیر خانواده هستیم برترین ها نوشت: یکی از دلایلی که پیدا کردن دوست پس از 40 سالگی سخت می شود این است که افراد در آن سن خانواده خود را تشکیل داده اند و درگیر آن هستند. تنها زمانی احتمال برقراری ارتباط شما با دیگران زیاد می شود که شما هم شرایط مشابه داشته باشید. به عنوان مثال اگر شما مجبور باشید که هفته ای 3 بار فرزندتان را به کلاس موسیقی ببرید، احتمال این که در آنجا با خانواده های دیگری آشنا شوید، زیاد است.   کیفیت مهمتر از کمیت می شود تحقیقات نشان داده که افراد پس از 30 سالگی به کیفیت رابطه بیشتر از کمیت آن اهمیت می دهند، بنابراین طبیعی ست که در انتخاب دوست سخت گیرتر باشند. بهترین راه حل برای این مشکل آن است که به فعالیت های گروهی بپردازید، در این صورت با افرادی آشنا خواهید شد که علاقمندی و توانایی های مشترکی با شما دارند. همین وجه اشتراک می تواند بهانه خوبی برای نزدیک شدن به آنها باشد. به دنبال وجه اشتراک های بیشتری هستیم زمانی که ما بچه تر بودیم، به هر دلیلی با دیگران ارتباط برقرار می کردیم و برچسب دوستی را به آنها می زدیم اما هر چه سن مان بیشتر می شود، به دنبال وجه اشتراک های بیشتری برای برقراری ارتباط هستیم. در واقع ما بر اساس تجربیاتی که کسب کرده ایم به این نتیجه می رسیم که سازگاری مهمترین مهره یک رابطه است. از نه شنیدن می ترسیم هر چه سن ما بالاتر می رود غرورمان نیز بیشتر می شود، از این رو طبیعی ست که به سمت دیگران تنها از ترس «نه شنیدن» نرویم. ما می ترسیم که مورد قضاوت دیگران قرار بگیری و در نهایت جواب رد بشنویم و همی موضوع ما را همیشه چند قدم دورتر نگه می دارد. حرفی برای گفتن نداریم یکی از دلایل خطرناکی که شما را از برقراری ارتباط با دیگران دور می کند این است که شما حرفی برای گفتن ندارید.  اگر واقعا چنین است، باید به فکری تغییری اساسی در زندگی تان باشید. آیا موضوعی شما را از زندگی دور کرده است؟ آیا آنقدر غرق کار هستید که وقت تفریح و برقراری ارتباط با دوستان و خانواده تان را ندارید؟ در این شرایط بهتر است که وقتی آزاد را برای خود باز بگذارید و کاری را که دوست دارید انجام دهید تا ذهن تان بازتر شود. البته برای پیدا کردن دوست همیشه لازم نیست که شما حرفی داشته باشید. اگر فردی که در کنار شماست یک دوست واقعی باشد، او سکوت شما را نیز خواهد فهمید. در فعالیت های گروهی شرکت نمی کنیم چه زمانی ما دوست پیدا می کنیم؟ زمانی که از خانه بیرون برویم و در فعالیت های گروهی شرکت کنیم. اگر شما همیشه به پیشنهادهای دوست تان نه می گویید و در دورهمی و گشت و گذارهای آنها شرکت نمی کنید، آیا شانسی هم برای آشنایی با افراد جدید دارید؟  از جدایی می ترسیم اگر در گذشته تجربه تلخی از افراد نزدیک زندگی تان داشته اید، احتمال این که برای برقراری ارتباط دوباره محافظه کار شوید، زیاد است. در حقیقت شما می ترسید که نکند دوستی تان بار دیگر به جدایی ختم شود و تنها اعصاب خوردی اش برایتان باقی ماند. اما این موضوع نباید مانع برقراری ارتباط شما با دیگران شود. از این رو باید گذشته را فراموش کنید و به جای آن با تجربه ای که به دست آورده اید، عاقلانه تر در انتخاب تان عمل کنید. زمان کافی نداریم احتمالا شما در سن 40 سالگی وقت خالی زیادی ندارید که آن را برای دوستان تان بگذارید. بدون شک در این سن مسئولیت های زیادی روی سرتان ریخته که باید به همه آنها برسید. در این بین حتی اگر وقت آزادی داشته باشید، ترجیح می دهید که استراحت کنید. اما بدانید که شما باید تعادل را در زندگی تان برقرار کنید. اگر برای خود و دوستان تان وقت نگذارید، به مرور زمان دچار فرسودگی می شوید. هیجانی برای روابط جدید نداریم در دهه 20 زندگی، ما هیجان زیادی برای بودن کنار دوستان مان داشتیم اما هر چه سن مان بالاتر می رود این هیجان و لذت با هم بودن نیز کمتر می شود. در حقیقت دیگر آن حس و حال قدیم را نداریم، از این رو تلاشی هم برای پیدا کردن دوست نمی کنیم. اما بدانید که این خود شمایید که باید این هیجان را به زندگی و روابط تان بدهید. ]]> سبک زندگی Sun, 20 Jan 2019 11:39:33 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/152426/ چه کنید اگر همسرتان از بحث و گفتگو کنار می‌کشد؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/152299/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها؛ سکوت کردن میان بحث و کنار کشیدن از آن می‌تواند برای رابطه مضر باشد. این سکوت به عنوان سرپیچی از ارتباط یا ابراز هیجان و احساس تلقی می‌شود و این اتفاقی است که اغلب در اختلافات و بگومگوها روی می‌دهد. افرادی که جلوی بحث و مذاکره را می‌گیرند ممکن است به خاطر اجتناب از بدتر شدن اختلاف و جلوگیری از تنش که از آن بیزارند این کار را بکنند. اما در سایر موارد، کناره گیری از بحث و مذاکره می‌تواند برای مخدوش کردن یک موقعیت و یا تنبیه و مجازات باشد. جلوی بحث را گرفتن به ندرت به بهتر شدن اوضاع کمک می‌کند و اگر تبدیل به یک عادت شود می‌تواند توانایی و مهارت زوجین در حل اختلاف و ارتباط موثر و صمیمانه را ضعیف کند. مروری بر شیوه‌ی سکوت در بحث کناره گیری از بحث ممکن است یک واکنش تصادفی نسبت به موقعیت باشد و یا یک ویژگی رفتاری بلند مدت و جاافتاده در رابطه. این ویژگی شامل رفتارهای زیر می‌شود: احساس ناراحتی کلی در بحث و گفتگو دست کم گرفتن یا رد کردن دل مشغولی‌های همسر امتناع از پاسخ به سوالها امتناع از ایما و اشاره‌های غیرکلامی در ارتباط ترک کردن محل بحث و گفتگو کناره گیری از بحث برخلاف ترک محل جهت حفظ خونسردی و آرام شدن اوضاع که شیوه‌ی درست و سالمی است، این پیام را می‌رساند که شما نمی‌توانید یا دوست ندارید دیگر بحث را ادامه دهید و حرفی بزنید. در یک رابطه‌ی زناشویی، مرد  یا زن هر کدام ممکن است چنین ویژگی داشته باشند یا برای انتقامجویی این نقش را به خود بگیرند. اما تحقیقات نشان می‌دهد معمولا این مردها هستند که از بحث و گفتگو کناره گیری می‌کنند که علتش هم تا حدودی به باورهای اجتماعی برمی‌گردد که ارتباط برقرار کردن و حرف زدن را به عهده‌ی زنان می‌گذارد و به مردان دیکته می‌کند که باید «قوی و ساکت» باشند. علت‌ها هرچند امتناع از حرف زدن و بحث کردن می‌تواند مضر باشد اما نباید اینگونه القا شود که این شیوه ذاتا ناسالم است یا طرف مقابل هیچ نقشی در این رفتار ندارد. اجتناب از بحث و سکوت کردن ریشه در ترس و ناتوانی دارد. علت این رفتار می‌تواند دلایل زیادی داشته باشد که شامل موارد زیر می‌شود: امتناع از اختلاف نظر (انفعال هیجانی) تمایل به کاهش تنش در یک موقعیت پُرتنش باور اینکه نمی‌توانید موضوع یا مسئله‌ی بخصوصی را مدیریت کنید ترس از واکنش همسر یا به کجا کشیده شدن بحث باور اینکه همسر شما هیچ تمایلی به حل اختلاف ندارد یک ناامیدی پنهان نسبت به پیدا کردن راه حل قصد اینکه خودتان را خنثی و مسلط و همسرتان را «غیرمنطقی» یا «عصبی و پرخاشگر» جلوه دهید تمایل به جور دیگر جلوه دادن موقعیت و فریب طرف مقابل تا کار خودتان را پیش ببرید قصد بحرانی کردن یک موقعیت، چه به منظور به پیش کشیدن گله و شکایتی بزرگ‌تر و یا رساندن اختلاف به جایی که رابطه کلا تمام شود کناره گیری از بحث، اغلب تاکتیکی است که طی دوران کودکی فراگرفته می‌شود. ممکن است پدر و مادر شما برای حفظ آرامش و یا برای به دست آوردن سلطه در خانواده از این شیوه استفاده می‌کرده‌اند. حتی اگر سکوت کردن و امتناع از بحث، تعمدی و تهاجمی به نظر برسد باید یادتان باشد که اغلب، افرادی که احساس ضعف می‌کنند یا عزت نفس پایینی دارند از این روش استفاده می‌کنند. در چنین شرایطی، پرهیز از حرف زدن می‌تواند ابزاری دفاعی برای جبران و پوشش این احساسات باشد. تاثیر بر روابط علت پنهان چنین رفتاری هر چه که باشد، می‌تواند به رابطه‌ی شما آسیب جدی بزند. کسی که با سکوت همسرش مواجه می‌شود اغلب احساس می‌کند سبُک شمرده شده یا مورد اجحاف و بدرفتاری قرار گرفته است و حتی ممکن است ارزش فردی خودش را زیر سوال ببرد. ضمنا سکوت یکی از طرفین می‌تواند با مجاب کردن طرف دیگر، بحث را به بیراهه بکشاند یا کار به جایی برسد که حرفهای تاسف برانگیزی گفته شود. برخی کارشناسان عقیده دارند کناره گیری از بحث، نشاندهنده‌‌ی جدایی است زیرا خبر از عدم توانایی برای حل مشکلات جهت تداوم رابطه می‌دهد. سایر مطالعات نشان داده‌اند این رفتار می‌تواند تاثیر روانی کاملا مستقمی بر هر دو طرف بگذارد. مطالعه‌ای در سال 2016 که روی 156 زوج طی یک دوره‌ی پانزده ساله انجام شد نشان داد سکوت کردن در بحث و بگومگوها با علائم حاد عضلات اسکلتی مانند کمردرد، گرفتگی گردن و دردهای عمومی عضلانی ارتباط داشته است. از آنسو، کسانی که با سکوت و کناره گیری همسران‌شان مواجه می‌شدند بیشتر در معرض علائم قلبی و عروقی مانند افزایش فشار خون، سر دردهای تنشی و افزایش ضربان قلب بوده‌اند. با سکوت همسر خود در مشاجره‌ها چگونه برخورد کنید اگر چنین اتفاقی در یک رابطه‌تان روی می‌دهد، بهترین کار این است که با هم این مشکل را برطرف کنید. چه شما فرد سکوت کننده در بحث‌ها باشید و چه همسرتان، نمی‌توانید به تنهایی این مسئله را حل کنید. تلاش یک نفره فقط باعث سرزنش شده و ممکن است به جایی برسید که مسائل بزرگ‌تری را در رابطه‌تان نادیده بگیرید. یک رابطه بدون همکاری و ارتباط موثر، محکوم به فناست، بنابراین با پیدا کردن ابزارهای ارتباطی جدید برای تصحیح عادات پیشین خود شروع کنید. در این زمان است که مشاوره زناشویی می‌تواند مفید باشد. زوج درمانی هدفش کمک به هر دو طرف برای فهم و درک علت مشکل و شناسایی رفتارها و عادت‌هایی است که منجر به مشکل مورد نظر در رابطه می‌شوند. در زوج درمانی به همسران یاد داده می‌شود چگونه رویکرد ارتباطی ساختاری و موثری با هم داشته باشند که شامل موارد زیر است: آرام کردن طرفین پیش از پرداختن به مشکل پیدا کردن محیطی امن و آرام که همسرتان احساس نگرانی نکند استفاده از کلماتی که نشان دهد هیچکدام‌تان مورد انتقاد یا اتهام نیستید ابراز فهم و برداشت شما از موقعیت و اجازه دادن به همسر برای پاسخگویی با مهربانی آگاهی نسبت به زبان بدن خودتان هنگامی که همسرتان حرف می‌زند درک آنچه همسرتان گفته است پیش از اینکه شروع به جواب دادن کنید پذیرفتن بازخورد و درک اینکه چه زمانی اشتباه برداشت کرده‌اید توافق دوطرفه برای به تعویق انداختن مکالمه در صورت ادامه دار شدن و توافق برای برگشتن به گفتگو وقتی که شرایط آرام و تثبیت شد هر چند عادت کردن به این تکنیک‌ها زمانبر است اما با تداوم و تمرین خواهید توانست به طور اتوماتیک انجام‌شان دهید و در نتیجه شما و همسرتان بهتر خواهید توانست به جای واکنش نشان دادن به مشکلات، آنها را حل کنید. ]]> عمومی Sat, 19 Jan 2019 08:34:02 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/152299/