پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين روانشناسی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/lifestyle/psychology Tue, 23 Apr 2019 12:36:00 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Tue, 23 Apr 2019 12:36:00 GMT روانشناسی 60 نوسانات خلقی‌تان را بدون دارو کنترل کنید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/157602/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : این طبیعی است که خلق و خوی‌تان در واکنش به حوادث روزمره تغییر کند. اما اگر واکنش‌های‌تان نوسانات زیادی داشته باشند و احساس کنید در دریای مواجی از انواع هیجانات غوطه ورید، پس نوسانات خلقی‌تان تحت کنترل شما نیستند. تغییرات خلقی، مخصوصا اگر ناگهانی و غیر قابل پیش بینی باشند، اغلب تاثیرات بدی بر روابط یا عملکرد می‌گذارند. اولین چیزی که باید آن را عامل نوسانات خلقی‌تان بدانید، مخصوصا اگر یک خانم هستید، نوسانات هورمونی ناشی از بارداری، قاعدگی، قرص‌های ضد بارداری و یا یائسگی است. علاوه بر هورمون‌ها که بدون تردید نقش مهمی در نوسانات خلقی دارند، سبک زندگی نیز عامل بسیار مهمی از این جهت محسوب می‌شود؛ بنابراین فراگرفتن چگونه کنترل کردن نوسانات خلقی از طریق تغذیه، مکمل‌ها و سایر جنبه‌های سبک زندگی می‌تواند برای هر کسی مفید باشد.   چگونه با کمک تغذیه، نوسانات خلقی‌تان را کنترل کنید غذا‌هایی که می‌خورید تاثیر اساسی بر خلق و خوی‌تان دارند. غذای مناسب می‌تواند مواد مغذی لازم برای تامین نیاز‌های مغز و محافظت از آن را ارائه بدهد. غذا‌های سالم، واحد‌های سازنده‌ی هورمون‌هایی را فراهم می‌کنند که تنظیم کننده‌ی خلق و خو هستند. از آن سو، غذای ناسالم نیز نه تنها کمبود‌هایی برای مغز ایجاد می‌کند، بلکه حاوی ترکیباتی است که برانگیزاننده‌ی فرایند‌های منجر به نوسانات خلقی‌اند. غذا‌های طبیعی بخورید غذا‌های طبیعی همان‌هایی هستند که اجداد ما در چند نسل گذشته می‌خوردند: میوه‌ها، سبزی‌ها، مغزها، حبوبات، گوشت، تخم مرغ و ماهی. غذا‌های بسته بندی یا کنسرو شده که در فروشگاه‌ها فراوانند، غذای طبیعی محسوب نمی‌شوند. چربی‌های سالم بخورید خیلی مهم است که رژیم غذایی‌تان شامل مقدار زیادی چربی سالم باشد مانند آووکادو، ماهی‌های چرب، مغزها، روغن زیتون و روغن نارگیل. بخش زیادی از مغز شما از چربی تشکیل شده و این غذاها، واحد‌های سازنده‌ی اساسی سلول‌های مغز و فرارسان‌های عصبی را تشکیل می‌دهند. رژیم غذایی کم چربی، اشتباه بزرگی در کاهش وزن است که به سلامت روان نیز لطمه می‌زند. استیل کولین، ماده‌ای شیمیایی در مغز است که به حافظه و یادگیری مربوط می‌شود. بیماران آلزایمر فقط ۱۰ درصد از سطح نرمال این ماده‌ی شیمیایی را دارند. مغز شما اگر چربی‌های سالم برای ساختن استیل کولین نداشته باشد، شروع به خوردن خودش می‌کند. پس اشتباه نکنید و تمام کلسترول‌های غذایی را حذف نکنید. شما برای سنتز هورمون‌های جنسی استروژن، پروژسترون و تستوسترون به کلسترول نیاز دارید. کلسترول کم می‌تواند منجر به بهم خوردن تعادل هورمونی شده و نوسانات خلقی ایجاد کند. جالب است بدانید کمبود کلسترول با افزایش ریسک افسردگی، خود کُشی و زوال عقل مرتبط است.   از مصرف قند خودداری کنید قند تصفیه شده، قند خون را بالا می‌برد و در پی افت شدید قند خون، دچار نوسانات خلقی خواهید شد. غذا‌های زیادی وجود دارند که شاید سالم تلقی شوند، اما در واقع، سرشار از قند اضافی‌اند مانند ماست، غلات صبحانه، اسنک‌ها و برخی از ادویه‌ها. فرقی نمی‌کند نام قندی که وارد بدن‌تان می‌کند چیست؛ همه‌ی آن‌ها یک جور سوخت و ساز می‌شوند. حواس‌تان به فرآورده‌های گندم باشد حتی اگر مطمئن هستید که با گلوتن مشکلی ندارید، باز هم باید مصرف گندم را به حداقل برسانید. گندم، حتی گندم کامل دارای شاخص گلیسمی بالایی است. دو برش از نان گندم می‌تواند سطح قند خون‌تان را به اندازه‌ی خوردن یک آبنبات بالا ببرد! اگر در مورد کاهش مصرف گندم‌تان تردید دارید، دو هفته مصرف آن را کنار بگذارید تا ببینید دچار نوسانات خلقی می‌شوید یا خیر و وضعیت سلامت عمومی‌تان چگونه است. مصرف کافئین‌تان را کنترل کنید انگار دنیا بر پایه‌ی کافئین می‌چرخد! درست است که مقداری کافئین می‌تواند حس و حال‌تان را بهتر کند و کارآیی‌تان را بالا ببرد، اما زیادی آن شما را مضطرب و پریشان خواهد کرد. در مصرف کافئین، اعتدال را رعایت کنید. آخرین تحقیقات علمی نشان می‌دهد کافئین از آنچه قبلا تصور می‌شد، اعتیاد آورتر است. علائم ترک کافئین مانند نوسانات خلقی، سر درد، مه مغزی و حالت تهوع می‌تواند در عرض ۱۲ تا ۲۴ ساعت بعد از آخرین مصرف کافئین شروع شود. اگر عاشق چای یا قهوه هستید، دوز مناسبی را پیدا کنید و همان را ادامه دهید. اما اگر اهل نوشابه‌های انرژی زا و نوشیدنی‌های کافئین دار هستید پس باید آن‌ها را با منابع سالم‌تری از کافئین جایگزین کنید. مصرف MSG را به حداقل برسانید از مصرف غذا‌هایی که حاوی مونوسدیم گلوتامات هستند پرهیز کنید. این افزودنی خوراکی به گلوتامات تجزیه می‌شود که در حد زیاد آن، منجر به مرگ سلول‌های مغزی می‌شود. MSG زیاد می‌تواند موجب نوسانات خلقی، میگرن، مه مغزی، ناراحتی معده، بی‌نظمی ضربان قلب و آسم در افراد حساس شود. بدترین منبع مونوسدیم گلوتامات، فست فود، نودل‌های فوری، سوپ‌های کنسروی، اسنک‌های شور و محصولات فرآوری شده‌ی سویا مانند برگر سبزیجات هستند. نوسانات خلقی را با مکمل‌ها کنترل کنید اگر احساس می‌کنید تغذیه، کمک چندانی به تثبیت خلق و خوی‌تان نمی‌کند و نیاز به کمک دیگری نیز دارید، چند مکمل غذایی به شما معرفی می‌کنیم که می‌توانند کمک‌تان کنند. روغن ماهی اگر به طور منظم ماهی‌های آب سرد نمی‌خورید، پس می‌توانید مکمل روغن ماهی را برای دریافت اسید‌های چرب امگا ۳ مصرف کنید. مکمل روغن ماهی می‌تواند عملکرد مغز را از هر جهت تقویت نماید؛ خلق و خو، حافظه، ادراک، و سلامت عمومی روان. مصرف بیشتر امگا ۳، حجم توده‌ی خاکستری مغ را که کنترل کننده‌ی خلق و خو و افسردگی است افزایش می‌دهد. امگا ۳ حتی می‌تواند به افراد دچار اختلال دو قطبی نیز کمک کند. از خصوصیات بارز اختلال دو قطبی، نوسانات خلقی است. گیاهان آداپتوژن گیاهان آداپتوژن، گروهی از گیاهان هستند که مانند ترموستاتی برای حفظ تعادل وضعیت فیزیولوژیکی به نام هموستاسیس عمل می‌کنند. این گیاهان از عملکرد غدد آدرنال حمایت می‌کنند، میزان قند خون را تعدیل کرده و سطح هورمون کورتیزول را نرمال می‌کنند. افزایش کورتیزول با نوسانات خلقی، از دست دادن حافظه، اضطراب، مه مغزی و افسردگی مرتبط است. تنها چند دوز از گیاهان آداپتوژن مانند جینسنگ، باکوپا یا آشواگاندا به عنوان آداپتوژن کافیست. این گیاهان وقتی که خسته هستید به شما انرژی می‌دهند و وقتی استرس دارید، آرام‌تان می‌کنند و شما را در وضعیت متعادلی از حس و حال قرار می‌دهند. با خواب و ورزش، نوسانات خلقی‌تان را به حداقل برسانید سروتونین و دوپامین، دو ماده‌ی شیمیایی مغز هستند که برای حال خوب لازمند. ورزش و تحرک بدنی، میزان این دو هورمون را در بدن تعدیل می‌کند و جلوی افت و خیز‌های آن‌ها را می‌گیرد. ضمنا ورزش کردن موجب افزایش سطح ضد درد‌های طبیعی مانند اندورفین‌ها می‌شود که واکنش استرسی را کاهش داده و اخلاق‌تان را بهتر می‌کنند. ورزش کمک‌تان می‌کند بهتر بخوابید که این نیز فاکتور مهم دیگری در کنترل خلق و خوست. حتی یک شب بد خوابی می‌تواند شما را عصبی و تحریک پذیر کند و هیجانات روز بعدتان را تحت تاثیر قرار دهد. اگر شب‌ها به اندازه کافی نمی‌خوابید، سعی کنید بعد ازظهر‌ها کمی چُرت بزنید. یک چُرت ۲۰ دقیقه‌ای کمک‌تان می‌کند کورتیزول را پایین بیاورید و باقی روز را خوش اخلاق‌تر و کارآمدتر باشید. نوسانات خلقی در زنان: قاعدگی و یائسگی اگر یک خانم با نوسانات خلقی ناشی از هورمون‌ها هستید، می‌توانید اینوزیتول مصرف کنید. این ماده‌ی مغذی شبه ویتامین و تقویت کننده‌ی خلق و خو به مقدار زیاد در مغز قرار دارد؛ جایی که ارتباط میان سلول‌های مغزی را تسهیل می‌کند. اینوزیتول برای تسکین نوسانات خلقی، افسردگی و اضطراب در دوره‌ی پیش از قاعدگی، بارداری و یائسگی عالی است. اینوزیتول در درمان تمام انواع اضطراب شامل اختلال پانیک، اختلال وسواس فکری – عملی، اختلال‌های خوردن و آگورافوبیا موثر است. سایر مکمل‌هایی که می‌توانند نوسانات خلقی ناشی از سندروم پیش از قاعدگی را تسکین بدهند شامل کلسیم، منیزیم، ویتامین B۶، و گیاه علف چای می‌شوند. اگر در دوره‌ی پیش از یائسگی یا یائسگی به سر می‌برید، افت استروژن می‌تواند موجب نوسانات خلقی‌تان بشود. نوسانات خلقی در مردان: کمبود تستوسترون سطح تستوسترون در مردان با رسیدن به سی سالگی شروع به کاهش می‌کند. کمبود تستوسترون، عامل اصلی نوسانات خلقی، خستگی و افسردگی در مردان است. اگر در مورد میزان تستوسترون‌تان مطمئن نیستید می‌توانید از پزشک بخواهید آن را چک کند. در صورت کمبود، درمان جایگزینی هورمون را پیشنهاد خواهد کرد، اما راه‌های دیگری هم برای افزایش طبیعی تستوسترون وجود دارد.   در راس همه‌ی راهکارها، کنترل استرس قرار دارد. میان هورمون استرس یعنی کورتیزول و تستوسترون ارتباط معکوس وجود دارد؛ با افزایش کورتیزول، تستوسترون پایین می‌آید. می‌توانید با ورزش منظم، تغذیه‌ی سالم مشتمل بر پروتئین کافی و چربی‌های سالم و مصرف مکمل مناسب این مشکل را تا حدود زیادی رفع کنید. ویتامین D، زینک، منیزیم و زنجبیل نیز از تقویت کننده‌های تستوسترون هستند که از نظر علمی ثابت شده‌اند. وقتی نوسانات خلقی شدید است اگر نوسانات خلقی‌تان شدید است ممکن است علت آن مشکلی پنهان یا اختلالی روانی باشد. نوسانات خلقی می‌توانند علامتی از اختلال اضطراب، اختلال تیروئید، بیش فعالی، افسردگی، اختلال دو قطبی، زوال عقل و یا اسکیزوفرنی باشند. اگر فکر می‌کنید نوسانات خلقی‌تان مشکلی بسیار جدی است، با پزشک مشورت کنید. اگر یک مشکل یا عارضه‌ی پنهان، علت نوسانات خلقی‌تان است با ایجاد تغییرات لازم در سبک زندگی و کمک پزشک می‌توانید مشکل خود را رفع کنید. ]]> سبک زندگی Tue, 23 Apr 2019 07:20:03 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/157602/ با «فرمول دوستی»، دوستان جدید پیدا کنید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/157493/ برترین ها  نوشت: مطمئنا همه ما می‌خواهیم دوستان خوبی داشته باشیم و بودن در کنار آن‌ها لذت ببریم. اما برای این که بتوانیم با دیگران دوست شویم و صمیمیت خود را حفظ کنیم به یک فرمول ساده به نام فرمول دوستی نیاز داریم. بهتر است این مبحث را برای شما دوستان عزیز سایت برترین‌ها با ذکر یک مثال شروع کنیم. با ما همراه باشید. بچه ها، مریم یک فرد خونگرم است که علاقه زیادی به داشتن دوستان متعدد دارد. او به تازگی به یک آپارتمان در شهر تهران نقل مکان کرده و از این بابت بسیار خوشحال و هیجان زده است. اما از طرف دیگر به خاطر این که هیچ کس را در این محل نمی‌شناسد، کمی مضطرب و نگران شده است. پس برای این که بتواند چنین وضعی را برهم بزند، سعی می‌کند با اولین همسایه‌ای که می‌بیند، سر صحبت را باز کند و بساط دوستی را با او بچیند. اما متاسفانه این مکالمه، به آن خوبی‌هایی که مریم تصور می‌کرد پیش نرفت، و نهایتاً با یک وضعیت معذب کننده و ناخوشایند به اتمام رسید. او به این خاطر این اتفاق از خودش خجالت می‌کشد، پس دوباره می‌خواهد تلاش خود را بکند و با موضوع دیگری این کار را امتحان کند. اما همسایه اش، همچنان هیچ علاقه‌ای به مکالمه و موضوع نشان نمی‌دهد. مریم از این بابت احساس ناراحتی و سرخوردگی بیشتری می‌کند. اما مسئله‌ای که وجود دارد این است که او متاسفانه نمی‌تواند اصل موضوع را ببیند! اصل موضوع این است که همسایه اش به خاطر تلاش‌های ناگهانی مریم برای برقراری ارتباط و مکالمه، ترسیده و عصبانی شده است، به همین خاطر تمایلی به برقراری ارتباط و دوستی با او ندارد! پس باید چه کار کنیم؟ بنابراین، برای اجتناب از افتادن در چنین تله‌ای که باعث ترساندن و عصبانی کردن دیگران می‌شود، چه کاری می‌توانیم بکنیم؟ آن هم وقتی که تمام قصد و هدف ما فقط دوستی و برقراری ارتباط است. دکتر جک شفر، یکی از مامورین بازنشسته‌ی سازمان اف بی آی، در کتاب خود فرمول دوستی را به ما معرفی می‌کند. زمانی که شفر در اف بی آی مشغول به کار بود، در بخش آنالیز رفتار در سطح امنیتی کار می‌کرد، پس او یک فرد کاملاً حرفه‌ای در زمینه‌ی رفتار و فعل و انفعالات انسان‌ها شناخته می‌شود و فرمول دوستی را این گونه معرفی می‌کند: دوستی= نزدیکی و مجاورت + فرکانس + استمرار + شدت   عناصری که در فرمول دوستی بیان شد، می‌توانند به شما در تصمیم گیری کمک فراوانی کنند که آیا قادر هستید با این فرد دوست شوید یا خیر؟! مغز ما شامل بخش جالبی است که به آن اسکن خصوصی می‌گویند. جایی که ما می‌توانیم اطلاعات لازم با فرد مقابلمان را به آن ارسال کنیم، و در این قسمت به ارزیابی این اطلاعات بپردازیم. با در نظر داشتن این اطلاعات و نتایج این ارزیابی پیشرفته، ما متوجه می‌شویم که فرد مقابل ما، باید نادیده گرفته شود؟ باید به او نزدیک شد؟ یا به صورت کلی از او فاصله گرفت؟   بیایید نگاهی به هرکدام از عناصر فرمول دوستی بیندازیم: مجاورت مجاورت به فاصله‌ی بین شما و فرد مورد نظرتان و همچنین میزان قرارگیری شما در کنار همدیگر بر می‌گردد. این مسئله می‌تواند یک مضمون یا حوزه‌ی خاصی را در بر بگیرد، یا می‌تواند به مکان‌های مشترک شما مربوط شود، مثل یک خانه یا اتاق. مجاورت می‌تواند با دستان خود شما ساخته شود، چگونه؟ بدین صورت که شما می‌توانید مواقع بسیاری را در سکوت کنار فرد دیگری باشید و به کار خودتان سرگرم باشید. در این صورت فرد احساس راحتی کرده و هیچ تهدیدی از سوی شما احساس نمی‌کند. فرکانس و استمرار تعداد دفعاتی که با فرد مورد نظرتان در یک برهه‌ی زمانی خاص برخورد دارید و همچنین استمرار در تکرار این خط زمانی، می‌تواند به نوع فعل و انفعالات شما و همچنین به دوستی و رابطه صمیمانه میان شما بیانجامد. به طور مثال، به هر اندازه که پدر یا مادر وقت بیشتری با فرزند خود بگذرانند، از این رو درصد نفوذ آن‌ها بر روی کودکشان نیز بالاتر می‌رود. به همین دلیل، اگر رابطه‌ی پدر و مادر و فرزندشان فاقد چنین اتفاقی باشد، فرزند تمایل کمتری به گذراندن وقت با آن‌ها را دارد. در عوض دوست دارد اوقات بیشتری را با دوستان خود، و یا در بدترین شرایط با افراد اراذل و اوباش سپری کند! شدت این که شما تا چه حدی می‌توانید فرد دیگری را از نظر روانی یا جسمانی، با استفاده از ابزار‌های شفاهی و یا غیرشفاهی ارضا کنید، به مسئله‌ی شدت در فرمول دوستی بازمی گردد. این مسئله همچنین شامل میزان فعل و انفعالات در یک بازه‌ی زمانی خاص نیز می‌شود. برخی زوج‌ها ممکن است در میزان شدت، مشکل و اختلالی داشته باشند. شاید آن‌ها طبق قراری که دارند، چند ساعتی را در آخر کنار یکدیگر سپری کنند؛ اما اگر توجه و تمرکزشان بیشتر صرف تلفن‌های همراهشان باشد، بنابراین می‌توان گفت که از نعمت فعل و انفعال محرومند. این کار می‌تواند به یک روند تصاعدی در کاهش شدت فرمول دوستی منجر شود. اما بدیهی است که در صورت گذران اوقات بیشتر با یک فرد، آن‌ها نیز بیشتر از شما خوششان می‌آید؛ و هرچقدر که شدت بیشتر و عمیق تری در فعل و انفعالات شما موجود باشد، این علاقه چندین برابر خواهد شد. زندگی یک زوج متاهل را در نظر بگیرید. اگر هر دو نفر در این رابطه سخت مشغول کار کردن باشند، پس زمان کمتری را در کنار یکدیگر می‌گذارنند و از نظر فرکانس و استمرار فقیر هستند. برای جبران چنین فقری، می‌بایستی ارتباط و فعل و انفعالاتِ عمیق‌تر و شدیدتری داشته باشند تا بتوانند به درستی از فرمول دوستی در رابطه خود استفاده کنند.   از فرمول دوستی برای پیدا کردن دوستان جدید استفاده کنید اگر شخصی هست که شما به تازگی با او آشنا شده اید و می‌خواهید با او دوست شوید، پس اول از همه باید مجاورت خودتان را با او بیشتر کنید. بیشتر در اطراف فرد حضور داشته باشید، البته نه به صورتی آشکارا که توجه فرد را مدام جلب کند؛ بلکه هدف این است که با او بیشتر آشنا شوید و او نیز از بودن در کنار شما احساس خطر نکند. کم کم فرکانس بودنتان در کنار فرد را بالا ببرید. زمانی که میزان گذران اوقات در اطراف یک نفر را بالا بردید، وقت آن است که استمرار این میزان را حفظ کنید. اوایل کار، با شدت‌های کم سر و کار دارید. منظورمان موضوعاتی بسیار عادی و روزمره برای صحبت کردن است. اما کم کم و بعد از گذشت مدتی، وارد بحث‌های عمیق‌تر و جدی تری خواهید شد. این چنین است که می‌توانید دوستی‌ها را به سطوح بالاتری ببرید و یا یخ افرادی که در اطرافتان هستند را بشکنید.   اگر هم می‌خواهید دوستی خود را با فرد دیگری به بهترین نحو حفظ کنید، از همین فرمول دوستی بهره بگیرید. آرام پیش بروید دفعه‌ی بعدی که شخص غریبه‌ای را دیدید و احساس کردید که به صورت کاملاً ناگهانی به درون بحث و صحبت با او پریده اید، بهتر است که اندکی صبر کنید. کمی به خود و فرد مقابلتان نفس بدهید. ممکن است تلاش و کوشش مستمر، در زندگی خیلی خوب و کاربردی باشد، اما در دوستی، گاهی مواقع باید آهسته‌تر پیش رفت. ممکن است دیدن و آشنا شدن با افراد جدید هیجان انگیز باشد، اما با اندکی تامل، فرمول دوستی می‌تواند بیشترین بازدهی را برای شما به همراه داشته باشد. ]]> سبک زندگی Mon, 22 Apr 2019 05:40:28 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/157493/ افراد بی‌استرس چه خصوصیاتی دارند؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/157430/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها؛ هیچکس با استرس غریبه نیست. استرس بخشی طبیعی زندگی ماست که می‌تواند تاثیرات منفی زیادی روی بدن و ذهن ما بگذارد. اما برای مقابله با آن چه باید کرد؟ اگر شما هم دوست دارید که زندگی آرامی داشته باشید و از استرس تا حد ممکن به دور باشید، به راهکار‌هایی که در ادامه برایتان آورده ایم، عمل کنید. آن‌ها از یکدیگر کمک می‌گیرند برای همه ما پیش آمده که در دوره‌ای از زندگی، به دلیل مشغله زیاد کاری، نگران عقب افتادن کارهایمان باشیم و دچار استرس شویم. در این مواقع ذهن ما درگیر کار‌های روزمره، مسئولیت‌هایی که بر دوش مان است، به اتمام رساندن کارهه و دیگر مسایل هستیم و همین درگیری‌های ذهنی باعث می‌شود که ما دچار تنش شویم. به عنوان مثال خانمی که در بیرون از خانه کار می‌کند، باید کار‌های خانه را نیز انجام دهد و به فرزندانش هم در آن واحد نیز رسیدگی کند... به راستی این فرد چطور می‌تواند زندگی بدون استرسی داشته باشد؟ در این مواقع، اگر امکان به تاخیر انداختن برخی از وظایف وجود ندارد، باید از دیگران کمک بگیریم. به عنوان مثال فرزندان را نزد یکی از اقوام یا پرستاری در خانه بگذاریم یا اگر کاری در محیط کار ناتمام مانده، آن را به فرد دیگری محول کنیم و خلاصه این که به هر شکلی از دیگران برای پیش بردن کارهایمان کمک بخواهیم، آنوقت است که با خیال راحت می‌توانیم روی کار‌های دیگر تمرکز کنیم؛ بنابراین کمک گرفتن از دیگران، یکی از راه‌های کاهش استرس است، پس بدون خجالت درخواست تان را با دیگران مطرح کنید. آن‌ها خواب، تغذیه سالم و ورزش را در اولویت می‌گذارند اگر به سبک زندگی افراد موفق نگاهی بیندازید، خواهید دید که آن‌ها خواب کافی، تغذیه سالم و ورزش را از زندگی شان تحت هیچ شرایطی حذف نمی‌کنند. برای داشتن روحی سالم، باید جسم سالمی داشته باشید، بنابراین اول از همه باید به فکر سلامتی تان باشید. صبحانه کافی بخورید، هر روز ورزش کنید و ۸ ساعت در طول شبانه روز بخوابید. اگر شما نسبت به اندام تان حس خوبی داشته باشید، مطمئنا استرس تان تا مقدار زیادی نیز کاهش خواهد یافت. آن‌ها برای انجام هر کاری چرایی دارند اگر شما قبل از انجام هر کاری که می‌خواهید انجام دهید، از خودتان دلیل آن را بپرسید، خیلی راحت‌تر می‌توانید با شرایط استرس زا کنار آیید. افرادی که زندگی آرام و بدون استرسی دارند، برای زندگی شان اهدافی را تعریف کرده اند و قدم به قدم و با برنامه برای رسیدن به آرزوهایشان پیش می‌روند. اما اگر شما برای چراهایتان هیچ جوابی نداشته باشید، از این که نمی‌دانید چه سرنوشتی در انتظارتان است، دچار استرس خواهید شد. روش «چرا» حتی می‌تواند در زمان‌هایی که شما دچار استرس می‌شوید هم به کمک تان آید. به عنوان مثال اگر شما برای امتحانی دچار استرس شدید، از خودتان بپرسید: «چرا باید استرس داشته باشم؟» در بدترین شرایط شما آن درس را می‌افتید و برای بار دوم امتحانش می‌دهید. یا این که چرا برای رابطه عاطفی تان استرس دارید؟ اگر دلیلش را بدانید، مطمئنا آن را برطرف و استرس تان را از بین خواهید برد. آن‌ها شکست را قبول می‌کنند استرس بخش طبیعی از زندگی ست. درست مانند دیگر احساساتی، چون شادی، درد و رنج، عصبانیت و...، اما استرس نیز گذری ست. شاید فکر کنید که با نادیده گرفتن آن یا سرکوب کردنش می‌توانید شرایط بهتری را برای خود بسازید، اما در واقع این روش کارساز نیست. کاری که شما باید انجام دهید این است که آن را به عنوان بخشی طبیعی از زندگی تان بپذیرید و به جای آن سعی کنید که بار دیگر شرایط بهتری را برای خود فراهم کنید. با این روش نه تنها راه کنار آمدن با استرس را یاد می‌گیرید، بلکه هر بار قوی‌تر و نیرومندتر از قبل می‌شوید. آن‌ها زمانی را در بیرون از خانه می‌گذرانند یکی از راه‌هایی که می‌توانید در کمترین زمان استرس را از شما دور کند این است که از فضای بسته‌ای که در آن هستید، خارج شوید. فضای باز می‌تواند استرس شما را تا میزان زیادی کاهش دهد. تحقیقات ثابت کرده که نور طبیعی در بهبود حال افراد موثر است، مرگ و میر را در بیماران مبتلا به سرطان کاهش می‌دهد و دوره نقاهت بیماران را نیز کم می‌کند. تحقیقی نیز نشان داده که بیمارانی که بیشتر در معرض آفتاب بوده اند درد کمتری را تا ۲۲% نسبت به بیماران دیگر کشیده اند. جدا از نور طبیعی، عطر طبیعی که در فضا پراکنده است، سطح استرس را نیز تا میزان زیادی کاهش می‌دهد. برخی از این عطر‌ها شامل رز، اسطوخدوس و چوب کاج از بهترین اسانس‌ها برای کاهش استرس هستند. آن‌ها یک هنر دارند از آنجا که هیچ کس از استرس در امان نیست، باید به دنبال راهی برای رهایی از آن بود. هنر یکی از راه‌هایی ست که می‌تواند ذهن ما را از هر چه هست، خالی کند. ورزش، موسیقی، نقاشی، سفالگری یا هر هنر دیگری... می‌تواند برای چندین ساعت ذهن ما را آرام کند. مهم نیست که شما چقدر در زندگی تان مشغله یا وقت آزاد دارید، باید زمانی را برای انجام فعالیت مورد علاقه تان باز بگذارید. آن‌ها زندگی را ساده می‌گیرند برخی از افراد منفی نگرند، از این رو زندگی را به کام شان سخت می‌کنند. آن‌ها مشکلات کوچک را بزرگ جلوه می‌کنند و از کاه کوه می‌سازند. همین باعث می‌شود که آن‌ها استرس بیشتری را نسبت به دیگران تحمل کنند. اما اگر شما زندگی را ساده بگیرید، زندگی نیز برایتان آرام و ساده‌تر خواهد گذشت، از این رو احساس بهتری خواهید داشت، با اطرافیان تان روابط بهتری برقرار خواهید کرد و در موقعیت‌های مختلفی، چون محیط کار کارایی بالاتری از خود نشان می‌دهید. افراد مثبت اندیش با هر اتفاقی راحت‌تر برخورد می‌کنند. عواملی، چون ترافیک، تاخیر پرواز، باران و... به آن‌ها استرس نمی‌دهد. اینطور نیست که آن‌ها هیچ استرسی را در زندگی شان تجربه نکنند، اما راه‌های مقابله با آن را بلدند و سعی می‌کنند که با دیدی مثبت به مسایل نگاه کنند. آن‌ها از زندگی که خود با دست هایشان ساخته اند، محافظت می‌کنند و به هیچ کس و هیچ چیز اجازه خراب کردن آن را نمی‌دهند، حتی اگر عامل آن استرس باشد. آن‌ها شیوه صحیح تنفس را می‌دانند شاید شنیدن این مورد از نظر شما عجیب باشد یا حتی تا به حال به آن فکر نکرده باشید، اما نفس کشیدن هم شیوه‌ای دارد که برای آرامش بیشتر باید آن را بیاموزید. اکثر افراد سطحی و خیلی سریع و تند نفس می‌کشند، اما شش‌ها و قلب انسان تنفس عمیق، آرام و طولانی را دوست دارد. این نوع تنفس برای سلامت عمومی مناسب است حتی استرس را نیز اداره می‌کند. تنفس عمیق و طولانی باعث از بین رفتن عصبانیت می‌شود. اکثر افراد وقتی دچار هیجان و عصبانیت می‌شوند با چند تنفس عمیق، حالت خود را کنترل می‌کنند، زیرا تنفس عمیق سیگنال‌هایی به مغز می‌فرستد که باعث آرام شدن مغز می‌شود، در نتیجه هورمون‌ها و تغییرات فیزیولوژیکی ایجاد می‌شود که منجر به آرام شدن ضربان قلب و کاهش فشارخون و در نهایت از بین رفتن استرس می‌شود. ]]> سبک زندگی Sat, 20 Apr 2019 07:10:43 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/157430/ ۳۲ موردی که باید به خاطر آن‌ها شکرگزاری کنیم http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/157236/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : مشکلات بسیار زیادی در جامعه‌ی ما موج می‌زند. ما به شخصه به عنوان افراد و اعضای این جامعه، مشکلات و صفات اشتباهی داریم که‌ای کاش می‌توانستیم آن‌ها را عوض کنیم. وقتی در حین تلاش برای تغییر خود یا جامعه مان هستیم، از یاد می‌بریم که واقعا چه چیز‌هایی را در اختیار داریم و باید بابت آن‌ها شکرگزاری کنیم. ما آنقدر بر روی بعد منفی ماجرا تمرکز می‌کنیم که ابعاد مثبت، قلب ما را ترک می‌کنند. در ادامه برای شما دوستان عزیز سایت برترین‌ها یک لیست از چیز‌هایی آورده ایم که باید به خاطر آن‌ها هر روز شکرگزاری کنید. لطفا با ما همراه باشید. ۱. زندگی مان مهم نیست که راجع به زندگی تان چه فکری می‌کنید، در هر حال، این زندگی یک هدیه است. بسیاری از آدم‌ها در این جهان فرصت زندگی کردن را به دست نمی‌آورند. بیماری‌های صعب العلاج، فقر، قحطی و خشکسالی سالانه جان هزاران نفر را می‌گیرد؛ اما شما خوش شانس بوده اید. شما شانس زندگی، بقا و رویابافی دارید. پس برای همین زندگی تان شکرگزاری کنید. ۲. جایگاهتان هر کجایی که هستید، اگر در حال خواندن این مقاله هستید پس یعنی جایگاه بهتری نسبت به میلیون‌ها نفر دیگر که هنوز هم برای دو وعده غذا در روز با هزاران چالش مواجه می‌شوند دارید. به خاطر جایگاهی که در آن قرار دارید، شکرگزاری کنید. ۳. دوستانتان دوست یعنی خانواده‌ای که خودت انتخابش کردی. به جک‌ها و شوخی‌هایی فکر کنید که فقط خودتان آن‌ها را می‌فهمید. به خاطرات خجالت آورتان با یکدیگر، و به تماس‌های تلفنی دیر وقت و مهم‌تر از همه، به این که در هر شرایطی پشت یکدیگر ایستادید. به خاطر این روابط دوستانه‌ی ارزشمند شاکر باشید. ۴. والدینتان بزرگترین طرفداران شما و کسانی که خالصانه و برای بهبود و اصلاح شما قدم برمی دارند والیدنتان هستند. آن‌ها تنها موجوداتی هستند که شما را بیشتر از خودتان دوست دارند؛ این در حالی است که علاقه‌ی شما به آن‌ها حتی نمی‌تواند یک دهم علاقه‌ی والدینتان به شما باشد! درست است که همه‌ی والدین بی نقص نیستند و روش‌های آن‌ها با یکدیگر متفاوت است، اما آن‌ها انتخاب کرده اند که به شما زندگی ببخشند. پس همواره از والدینتان به خاطر حمایت ها، تشویق‌ها و به خاطر عشق ناتمامشان سپاسگزار باشید. سپاسگزار فرصتی باشید که آن‌ها برای زندگی کردن به شما اعطا کرده اند. ۵. انگیزه تان تا امروز زندگی کرده اید، تا اینجای راه را آمده اید. از میان تمام شکست‌های عشقی و دوستانه، از میان تمام شکست‌هایی که به شما تحمیل شد، از میان تمام ناامیدی ها. اما به هر حال شما اینجایید، زنده، با انگیزه و در حال حرکت. یادتان باشد که به خاطر هر چیزی که شما را از تخت بیرون می‌کشد و وادار می‌کند که با جهانِ بیرون رو به رو شوید، شاکر و سپاسگزار باشید. حالا این انگیزه و مشوق هر چیزی که می‌خواهد باشد، اهدافتان، خدا یا هر چیز دیگری، بابت آن شکرگزاری کنید. ۶. قدرتتان حقیقت این است که پس از اتفاقی که آخرین بار برایتان افتاد، نشکستید. آن دفعه که دوستتان هیچ کس را نداشت، شما کنارش بوده و حمایتش کردید. آن دفعه که فقط دوست داشتید گریه کنید، اما به خاطر خانواده، در عکس لبخند زدید. به خاطر این حجم از توانایی و قدرت، شاکر و سپاسگزار باشید. ۷. ذهنتان ذهن شما یک علم پیچیده و یک دوست پایدار برای شماست. ذهن شما می‌تواند در یک بشکن زدن، به مقصدی ناشناس برود و دوباره به زمان حال برگردد. این ذهن شماست که شما را امیدوار، خوشحال و رویاباف نگه می‌دارد؛ و مهم‌تر این که ذهن شما بخشی اساسی از شما را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین به خاطر ذهنتان برای تبدیل کردن شما به چیزی که حالا هستید، شکرگزاری کنید. ۸. قلبتان قلبتان بار‌ها ترسیده، شکسته و التیام یافته، و هنوز هم منتظر تجربیاتی این چنینی است که در راه هستند. قلب شما مثل روح یک بچه‌ی سه ساله می‌ماند. مهم نیست که چقدر تحمل کند، هنوز هم قدرتمند می‌ماند. اگر قرار بود قلب شما حتی برای یک ثانیه از حرکت بایستد، آن زمان است که زندگی شما در خطر بزرگی می‌افتاد. پس شایسته است که بابت قلبتان هم شکرگزاری کنید. ۹. احساستان احساسی برای لمس کردن، دیدن، بوییدن و حس کردن تمام زیبایی‌های این جهان. به روزی فکر کنید که نمی‌توانستید چیزی را احساس کنید. فکر کنید در این صورت چه فاجعه‌ای به بار می‌آمد اگر نمی‌توانستید خوراکی‌ها را بچشید. به تمام زیبایی‌های این دنیا فکر کنید، چه می‌شد اگر نمی‌توانستید آن را ببینید. پس لازم است که واقعا به خاطر احساساتتان شکرگزاری کنید. ۱۰. چیز‌هایی که دوست دارید هرچیزی که دوست داشته باشید، می‌تواند به شما لذت بدهد. تمام چیز‌های مورد علاقه‌ی شما می‌توانند به راحتی شما را وادار به خنده یا گریه کنند؛ بنابراین باید به خاطر حضور تمام چیز‌هایی که دوستشان دارید و شاهد تأثیراتشان در زندگی تان هستید، با تمام وجود شکرگزاری کنید. ۱۱. تعلقاتتان کیف شما، لباس شما، مبل شما، میز شما، هر کدام از این‌ها یک داستانی برای خودش دارد. شاید داستان حوصله سربری باشد، اما به هر حال یک داستان واقعی است. چه زمان آن را خریدید، چرا خریدید، چطور خریدید، چه زمان از آن استفاده کردید و تمام این اطلاعات ریز و درشت میتوانند زندگی شما را به تکامل نزدیکتر کنند. هر داستان لحظه‌ای خاص از زندگی شما را مال خودش می‌کند، لحظه‌ای که هیچ وقت باز نخواهد گشت؛ بنابراین قدر این لحظات را بدانید و بابت آن‌ها احساس شکرگزاری داشته باشید. ۱۲. اشک هایتان آن روز‌هایی را یادتان هست که در نهایت لذت اشک می‌ریختید؟ آن زمان‌هایی که فکر می‌کردید دیگر نمی‌توانید خوشحال‌تر باشید؟ آیا آن شب‌های وحشتناک را به خاطر می‌آورید که فکر می‌کردید، قلبتان دیگر تحمل بیشتر از این را ندارد؟ اشک‌های شما شاهد روز‌های خوب و بدتان هستند. پس لازم است به خاطر این احساسات شکرگزاری کنید. ۱۳. اشتباهاتتان اشتباهات شما می‌تواند در برگیرنده یک مجموعه از قضاوت‌های سنگین، یک دیدگاه تازه، یک بخش ناجوانمردانه از زندگی و یا یک تماس تلفنی احمقانه باشد. بعضی از اشتباهات بخشیده می‌شوند و بعضی دیگر، نه! بعضی از اشتباهات پاسخ و نتیجه‌ای را به شما منتقل می‌کنند، و برخی دیگر نه! اما هر اشتباهی به شما کمک می‌کند که رشد کنید، یاد بگیرید و بفهمید. به خاطر این خردی که حالا در چنته دارید، با تمام وجودتان شکرگزاری کنید. ۱۴. درس‌های زندگی یک درس می‌تواند هر چیزی باشد. از پایه ای‌ترین آداب معاشرت، تا لمس دست ها، راه برگشت از مدرسه به خانه، غریبه‌ای که به شما کمک کرد یا دختر کوچکی که به شما مشورت داد. یک درس زندگی تنها چیزی است که می‌تواند به وسیله‌ی تجربه فعال شود. شما با هر درسی که یاد می‌گیرید، با تجربه‌تر از دیروز می‌شوید. پس لازم است که به خاطر تمام تجربه هایتان شکرگزاری کنید. ۱۵. مربی هایتان این مربی می‌تواند هرکسی باشد. اهمتی ندارد که یکی از اعضای خانواده، دوست، معلم، استاد دانشگاه یا رئیستان باشد، اما چیزی که مهم است این است که همواره باید به خاطر این که از زندگی خودشان گذشتند تا به شما کمک کنند، از آن‌ها تشکر و قدردانی کنید. کسانی که برگه‌ی تقلب زندگی را به شما رساندند، برگه‌هایی که خودشان هیچ وقت نداشتند. به خاطر این همه راهنمایی از آن‌ها شاکر و سپاسگزار باشید. ۱۶. خوشحالیتان خوشحالی گاهی یک جور سوءتفاهم است، مثل یک جمله‌ی اشتباه! خوشحالی یعنی دوست داشته شدن، خوشحالی یعنی هنرمند بودن، خوشحالی یعنی قدم زدن تنهایی در پارک و غرق در رویا‌ها شدن. خوشحالی همان طوری است که شما آن را شرح می‌دهید. بسیاری از مردم از خوشحالی محروم هستند، چرا که مدام می‌خواهند از تعاریف دیگران از خوشحالی در زندگی شان استفاده کنند. پس به خاطر این حس خوشحالی که در زندگی تان وجود دارد، شکرگزاری کنید. ۱۷. ناامیدی هایتان در زندگی زمانی که با هر ناامیدی مواجه شدید، حال می‌خواهد درسی، احساسی، جسمانی، هنری یا ذهنی باشد، با مواجهه با هرکدام از آن‌ها اندکی قوی‌تر شدید. ناامیدی موقتی شما اگرچه باعث ناراحتی تان شد، اما همیشه به شما یاد داد که از پس ناراحتی بربیایید و دوباره به سمت شادی حرکت کنید. به خاطر این همه قدرتی که ناامیدی به شما داده است، شکرگزاری کنید. ۱۸. شغلتان به خاطر تمام کار‌های سختی که کردید و به خاطر شغلی که هزینه‌های زندگی شما را می‌دهد، شکرگزاری کنید. ممکن است شغل شما بهترین نباشد، اما می‌تواند شما را به بهترین‌ها برساند. شغل شما مثل یک در می‌ماند که شما را به سمت در بعدی هدایت می‌کند. این، همان دری است که مدت‌ها به خاطرش جنگیدید. حالا به نظر شما وقت آن نرسیده که به خاطر باز بودن آن شکرگزاری کنید؟! ۱۹. دشمنانتان دشمنان شما جهان را آن طور حقیقی و درست به شما نشان دادند، که شاید هیچ کتاب و برنامه‌ای نمی‌توانست این کار را برای شما انجام دهد. آن‌ها به شما یاد دادند که چگونه باید جنگید، آن‌ها به شما خودِ واقعی تان را نشان دادند و مهم‌تر از همه، این که نباید به چه کسی تبدیل شوید. پس به خاطر دریافت این حجم از اطلاعات مفید باید از دشمنانتان هم سپاسگزار باشید. ۲۰. معلم هایتان معلم‌ها کسانی هستند که همیشه شما را تشویق کردند، اشتباهاتتان را تصحیح کرده، به شما انگیزه دادند و در عوض هیچ چیزی از شما نخواستند. برخی از آن‌ها دوست داشتنی بودند، برخی دیگر هم نه! اما همه آن‌ها به یک اندازه به شما اهمیت می‌دادند. پس شایسته هستند به خاطر زمانی که برایتان صرف کردند، شاکر و سپاسگزار آن‌ها باشید. ۲۱. شکستن قلبتان مطمئنا خودتان بهتر می‌دانید که هر شکست عشقی چطور قلب شما را قوی‌تر کرد و شما پس از آن، تبدیل به انسان باهوش‌تر و مجرب تری شدید. شکست‌های عشقی به شما فرق میان ایمان و وفاداری، دروغ و حقیقت، و نهایتاً تفاوت بین واقعیت و انتظار را یاد دادند. شکست‌های عشقی به شما یاد دادند که چگونه قوی‌تر بازگردید و خودتان را بهتر نشان دهید. پس به خاطر این همه خرد، شکرگزار باشید. ۲۲. شوخ طبعی شما این که بتوانید طنز را از یک موقعیت سخت و طاقت فرسا بیرون بکشید، استعدادی است که اصلاً نمی‌توان آن را نادیده گرفت. شما می‌توانید با چشمی خاص به ماجرا نگاه کنید، چشمی که دیگران ندارند. به راستی که باید به خاطر این استعداد و شوخی طبعی هم شکرگزاری کرد. ۲۳. بدنتان بدن شما سالم است و کار می‌کند و شما از هیچ نوعی از ناتوانی رنج نمی‌برید. بدن شما برای خودتان است. پس لازم است که به خاطر این دارایی خاص شکرگزاری کنید. ۲۴. دردتان نکته‌ی خنده دار راجع به درد این است که شما درد را احساس می‌کنید؛ اما وقتی که تمام شد، دیگر نمی‌توانید میزان و مقدار آن را به یاد بیاورید. متوجهید که زمانی درد فجیعی داشتید، اما نمی‌توانید آن را به یاد بیاورید. پس به خاطر این که تمام دردهایتان از بین رفته اند و شما را با لذت آرامش و سلامتی پس از آن تنها گذاشته اند، شاکر و سپاسگزار باشید. ۲۵. خواهر و برادرتان خواهر و بردار شما اولین و آخرین دوستانتان هستند. به عبارت دیگر آن‌ها همان همکارانتان در جرم‌های خانگی، و شانه‌هایی برای گریه در بدترین فجایع احساسی هستند. خواهر و برادرتان می‌توانند بهترین اتفاقی باشند که در زندگی برای شما افتاده است. ممکن است یک شوخی مخصوص بین خودتان داشته باشید، یک هدیه‌ی تولد یا یک شکست عشقی یا حتی کشیدن یک نقشه‌ی هیجان انگیر! اما مهم این است که آن‌ها همیشه طرف شما هستند. پس واقعا شایسته است که به خاطر داشتن چنین افرادی شاکر و سپاسگزار باشید. ۲۶. خورشید خورشید هر روز، بالا می‌آید و نورش را در سرتاسر جهان می‌افشاند. بدون ذره‌ای خودخواهی و غرور، با مهربانی بی حد و حصر و انرژی و گرمای خود را در هر سو پخش می‌کند. پس به خاطر خورشیدی که گیاهان از برکت او رشد می‌کنند شکرگزاری کنید. ۲۷. درختان برایتان عجیب است؟ پس از هر بچه‌ای که اطرافتان هست دلیلش را بپرسید. اگر کودکی در آن اطراف پیدا نشد، پس ما به شما می‌گویم. چون درختان جهان را زیباتر می‌کنند، به ما میوه می‌دهند و هوا را تصفیه می‌کنند. آیا می‌توان به خاطر این مخلوقات زیبا و مهربان شاکر و سپاسگزار نبود؟! ۲۸. امتیازات شکرگزاری به خاطر تمام امتیازاتی که در زندگی دارید هم لازم است. ممکن است مثل برخی از افراد، تمام امتیازات بدنی، اجتماعی و خانوادگی را نداشته باشید؛ اما در هر حال، باید به خاطر همان امتیازاتی که دارید هم از خداوند شکرگزاری کنید. ۲۹. انتخاب هایتان انتخاب هایتان، چه خوب، چه بد، چه درست و چه غلط، برای شما بوده اند. شما فرصت این را داشته اید تا در زندگی تان، همان طور که قلبتان فرمان می‌دهد زندگی کنید. شما برای این منظور فرد بسیار خوش شانسی محسوب می‌شوید. پس به خاطر انتخاب هایتان شاکر و سپاسگزار باشید. ۳۰. برق گرم است؟ کولر داریم. سرد است؟ بخاری برقی داریم. زندگی کسانی را تصور کنید که هیچ یک از این وسایل را ندارند، اما شما از نعمت برق محروم نیستید. برق یک حق نیست، بلکه یک وسیله‌ی لوکس است. ۳۱. نوشیدن آب هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم که بچه‌های کوچک برای تامین غذا، جای خواب و یا حتی آب به مردم التماس می‌کنند. پس باید برای نوشیدن آب هم شکرگزاری کنیم. برای این که می‌توانید به آب سالم و خالص دسترسی داشته باشید. حالا متوجه می‌شویم که داشتن آب هم یک امتیاز است. به نظر شما نباید برای چنین امتیازی شاکر و سپاسگزار باشیم؟! ۳۲. اسمتان اسمتان، هویتی است که با آن به دنیا آمدید. اسم شما جایگاهی را در دنیا برایتان نگه داشته است. ممکن است آن را عوض کرده باشید، یا همچنان نگه داشته باشید، یا این که از آن متنفر باشید یا هر چیز دیگری! اما در هر صورت اسم شما اولین هویت شماست. پس به خاطر این هویت، شاکر و سپاسگزار باشید. ]]> سبک زندگی Tue, 16 Apr 2019 05:45:31 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/157236/ استفاده از این عبارت ها در دعواهای زناشویی ممنوع http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/157189/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایران بانو، پس هنگام دعوا باید در انتخاب جملاتی که بیان می‌کنیم هوشیار و آگاه باشیم. چرا که ممکن است علت اصلی خود خشم و دعوا از یاد برود و آن جمله‌ای که همان موقع ادا می‌کنیم باعث تنش و دعوای جدید باشد. در ادامه، به چند عبارتی که هرگز نباید در دعوا با اعضای خانواده، دوست و مهم‌تر از همه شریک زندگی‌ به‌کار ببرید، اشاره می‌کنیم. 1)چرا بیخود عصبانی می‌شی؟ وقتی این عبارت را به کسی می‌گویید، یعنی هیچ دلیلی برای عصبانیت نمی‌بینید و در حقیقت او را درک نکرده‌اید. این جمله شبیه ریختن بنزین روی آتش است و باعث می‌شود دعوا از آنچه هست، شدیدتر شود. ما هنگامی‌که عصبانی و دلخور هستیم، تمایل داریم که به حرف‌مان گوش کنند و درک شویم؛ نه‌ اینکه به ما گفته شود رفتارمان غیرمنطقی است و حساسیت نشان می‌دهیم. جمله مناسب‌تر این است که از طرف مقابل بپرسیم «چرا به‌خاطر چنین موضوعی این‌قدر ناراحت شده‌ای؟» 2)استفاده از کلماتی مثل «هرگز» و «همیشه» استفاده از عبارت هایی که کلماتی مثل «همه»، «هیچ» و «هرگز» در آن به کار برده می‌شود، بسیار اغراق شده هستند برای همین زیاد هم منصفانه و دقیق نیستند. برای مثال وقتی در دعوا از جمله «تو هیچ‌وقت به حرف من گوش نمی‌‌دهی!» استفاده می‌کنید، همین یک جمله باعث می‌شود شریک شما در بحث، حالت تدافعی به خود بگیرد. درنتیجه پیام واقعی که قصد انتقالش را داشتید گم می‌شود و طرف مقابل تمرکزش را صرف این می‌کند که ثابت کند شما اشتباه می‌کنید. به‌این‌ترتیب، وارد مکالمه یا استدلال‌هایی می‌شوید که به هیچ‌جا نمی‌رسند. 3)دیگه همه چی تموم شده! تهدید کردن، مخصوصاً تهدید به رفتن بدترین چیزی است که می‌توانید به شریک‌تان بگویید یا انجام دهید؛ مخصوصاً وقتی‌که واقعاً قصد چنین کاری را ندارید. جمله دیگری که حالت تهدیدی دارد و نباید به‌زبان بیاورید این است «من دیگر تو را دوست ندارم و می‌خواهم ترکت کنم.» چنین جملاتی که باعث ازبین‌رفتن اعتماد بین دو طرف می‌شود، به اصل رابطه آسیب می‌زنند و ممکن است هرگز نتوانید آنها را جبران کنید. 4) تو فلان جور هستی! بدترین کاری که می‌توانید در حین دعوا بکنید این است که صفت نامناسبی روی فرد بگذارید یا از یک لفظ نامحترمانه‌ای استفاده کنید. توهین کردن معمولاً به‌عنوان روشی برای نشان دادن عصبانیت و انتقال احساس ناخوشایند به طرف مقابل استفاده می‌شود، اما هرگز باعث نمی‌شود اختلاف میان افراد رفع شود. بلکه باعث بدتر شدن اوضاع و بی‌حرمتی به طرفین می‌شود.   ]]> سبک زندگی Mon, 15 Apr 2019 11:55:44 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/157189/ چرا مردان بیشتر از زنان خودکشی می‌کنند؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/157015/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها؛ در اکثر کشور‌های جهان زنان بیشتر به افسردگی مبتلا می‌شوند و خودکشی می‌کنند. پس چرا نرخ خودکشی مردان چندین برابر بیشتر از زنان است؟ به طور فاجعه آمیزی در تمام دنیا افراد زیادی به خودکشی فکر می‌کنند. در سال ۲۰۱۶ گزارش‌های جهانی که از سوی سازمان بهداشت جهانی (WHO) اعلام شد، در حدود ۷۹۳.۰۰۰ نفر بر اثر خودکشی مرده اند و بیشتر این افراد مرد بوده اند! در انگلستان، نرخ خودکشی مردان از سال ۱۹۸۱ در کمترین میزان خود قرار دارد. تقریبا از هر ۱۰۰.۰۰۰ مرگ ۱۵.۵ مورد بر اثر خودکشی است. اما خودکشی هنوز بزرگترین عامل مرگ مردان زیر ۴۵ سال است. نرخ خودکشی برای زنان بریتانیا یک سوم مردان است: ۴.۹ خودکشی در هر ۱۰۰.۰۰۰ مرگ. میزان خودکشی مردان در بسیاری از کشور‌های دیگر نیز همین است. در مقایسه با زنان، نرخ خودکشی مردان در استرالیا ۳.۵ برابر بیشتر از ایالات متحده و بیش از ۴ برابر در روسیه و آرژانتین می‌باشد. داده‌های WHO نشان می‌دهد که تقریبا در ۴۰ درصد از کشور‌ها از هر ۱۰۰.۰۰۰ مرگ بیش از ۱۵ مورد به دلیل خودکشی است؛ اما تنها ۱.۵ ٪ از این میزان مربوط به زنان می‌شود. این روند در گذشته نیز همین گونه بوده است. «جیل هارکاوی فریدمن» معاون پژوهشی بنیاد پیشگیری از خودکشی در یک سازمان بهداشتی است که از افراد مبتلا به خودکشی حمایت می‌کند؛ در رابطه با این مسئله گفت: «از زمانی که ما اقدام به ثبت داده‌ها کردیم، شاهد این اختلاف چشمگیر بین خودکشی مردان و زنان بوده ایم!» خودکشی یک مسئله بسیار حساس و پیچیده است که به دلایل در هم ریخته‌ای ممکن است رخ دهد. مرگ و میر بر اثر خودکشی به گونه‌ای است که ما هرگز نمی‌توانیم به طور کامل از دلایل آن آگاهی و اطلاع پیدا کنیم. با این حال، با افزایش آگاهی روان شناختی می‌توان به افزایش درک عمومی در مورد عوامل بالقوه کمک کرد. با این وجود یکی از سوالاتی که مطرح شده است، این شکاف جنسیتی را در نظر می‌گیرد. با وجود این که نرخ خودکشی مردان بیشتر است، ولی آمار‌ها نشان می‌دهد که همواره میزان افسردگی در زنان بالاتر است. زنان نیز به احتمال زیاد اقدام به خودکشی می‌کنند. مثلا در آمریکا آمار اقدام به خودکشی زنان بالغ، نسبت به خودکشی مردان دو برابر بیشتر است. اما روش‌های خودکشی مردان اغلب خشونت آمیزتر است و احتمال بیشتری دارد که منجر به مرگ قطعی فرد شود. در دسترس بودن آلات قتل نیز در این زمینه عامل مهمی محسوب می‌شود؛ برای مثال در ایالات متحده مردان به ۶ تا ۱۰ نوع اسلحه به راحتی دسترسی دارند. بیش از نیمی از خودکشی‌ها در مردان با اسلحه انجام می‌شود. شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید بدانید که: رسانه‌های اجتماعی چگونه منجر به افسردگی افراد می‌شوند؟ آیا چراغ‌های آبی می‌تواند از خودکشی در ایستگاه‌های قطار جلوگیری کند؟ مزایای شگفت انگیز درمان electroconvulsive چیست؟ مردان نیز ممکن است روش‌های خشن تری را برای خودکشی انتخاب کنند، زیرا قصد دارند کار خود را تمام و کمال انجام دهند. به عنوان مثال مطالعه‌ای که روی بیش از ۴۰۰۰ بیمار بستری در بیمارستان که در معرض آسیب‌های خودکشی قرار داشتند انجام شد، نشان دهنده این است که مردان به میزان بیشتری نسبت به زنان تمایل به خودکشی دارند. چرا مردان در حال مبارزه هستند؟ و در مورد آن چه کار‌هایی می‌توان انجام داد؟ عوامل خطرناک یک عنصر کلیدی ارتباط است. خیلی ساده است که بگوییم زنان مایل هستند مشکلات خود را با دیگران به اشتراک بگذارند، ولی مردان بیشتر تمایل دارند که آن‌ها را مخفی نمایند. اما این موضوع بسیار درست است که سال هاست جوامع مردان را تشویق می‌کنند که قوی باشند و اعتراف نکنند که زیر فشار روحی شدید هستند. این مسائل اغلب از همان دوران کودکی برای مردان شروع می‌شود. «کلمن ادرسکل» مدیر اجرایی عملیات و توسعه در Lifeline که یک سازمان خیریه استرالیایی است و در طول ۲۴ ساعته شبانه روز، از افراد در معرض خودکشی حمایت و پشتیبانی می‌کند، در این رابطه می‌گوید: «ما به پسران خود می‌گوییم که نباید گریه کنند. ما به پسران خود از کودکی یاد می‌دهیم که احساسات خود را بیان نکنند، زیرا این کار آن‌ها را ضعیف نشان می‌دهد.» همچنین «ماره گرنوو» مدیر اجرایی مرکز پیشگیری از خودکشی در کانادا اشاره می‌کند که چگونگی حرف زدن ما با فرزندانمان و تشویق آن‌ها در مورد بیان احساساتشان بسیار اهمیت دارد. او می‌گوید: «مادران معمولا بیشتر از فرزندانشان صحبت می‌کنند و به راحتی اجازه اظهار نظر را به آن‌ها نمی‌دهند. علاوه بر این ما انتظار داریم که زنان همواره عاطفی‌تر برخورد کنند.» معمولا مردان کمتر احساس آسیب پذیری می‌کنند از این رو کمتر هم با دوستان یا خانواده خود درد دل می‌کنند و یا به پزشک عمومی مراجعه می‌نمایند. آن‌ها همچنین نسبت به زن ها، به مراتب اهمیت کمتری برای مراجعه به دکتر قائل می‌شوند. مطالعه‌ای که یک مجله پزشکی بریتانیایی انجام داد، نشان می‌دهد که میزان مشورت عمومی برای مراقبت‌های اولیه پزشکی در مردان ۳۲ ٪ کمتر از زنان است. میزان مشاوره برای افسردگی نیز بر اساس نسخه‌هایی که افراد برای درمان دریافت می‌کنند، در مردان نسبت به زنان ۸ ٪ کمتر بوده است. «هاراکوی فریدمن» در این مورد می‌گوید: «این موضوع به این معنی نیست که مردان مشکلات مشابه زنان را ندارند، اما کمتر کسی احتمال می‌دهد که آن‌ها در معرض فشار عصبی و استرس قرار دارند و ممکن است که دست به خودکشی بزنند.» اگر فردی حتی متوجه آن نباشد، اما آن‌ها شرایطی را ایجاد می‌کنند که در نهایت باعث ناراحتی می‌شود. هارکاوی فریدمن می‌گوید: «تن‌ها یک سوم از افراد در طول زندگی خود تحت درمان‌های روانی قرار می‌گیرند.» مصرف الکل یکی از عوامل خطرناک در خودکشی مردان است بعضی از افراد ممکن است خطرناک باشند و مشاوره با آن‌ها به جای این که شما را در مسیر درست درمانی قرار دهد، بیشتر شما را به سمت خودکشی سوق دهد. هارکوی فریدمن در این مورد می‌گوید: «افزایش مصرف مواد و مصرف الکل در میان مردان ممکن است منعکس کننده ناراحتی‌هایی باشد که آن‌ها در وجود خود احساس می‌کنند. ما می‌دانیم که اگر این احساسات و مشکلات کنترل نشوند، سرانجام ممکن است به خودکشی آن‌ها منجر شود.» در واقع، مردان نسبت به زنان تقریبا دو برابر احتمال بیشتری دارد که به دلایل مختلف به الکل وابسته شوند. اما نوشیدن الکل می‌تواند افسردگی را تقویت کند و رفتار‌های تکاملی را افزایش دهد. از طرف دیگر الکل یکی از عوامل خطرناک شناخته شده برای خودکشی افراد است که تاثیر زیادی هم در خودکشی مردان دارد. سایر عوامل خطرناک می‌تواند مربوط به خانواده یا کار باشد به عنوان مثال، هنگام بروز رکود اقتصادی که به افزایش بیکاری منجر می‌شود، به نظر می‌رسد که آمار خودکشی افزایش می‌یابد. معمولا ۱۸ تا ۲۴ ماه بعد از رکود این اتفاق می‌افتد. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۵ انجام شد نشان می‌دهد که به ازای هر ۱ درصد افزایش بیکاری ۰.۷۹ درصد میزان خودکشی افزایش می‌یابد. از طرف دیگر داشتن نگرانی‌های بیش از حد در مورد امور مالی و یا تلاش برای یافتن یک شغل می‌تواند مشکلات بهداشت روانی را در هر فردی تشدید کند. اما عوامل دیگری مانند فشار اجتماعی و بحران هویت نیز وجود دارد. «سایمون گینینگ» مدیرعامل کمپین مبارزه با ناهنجاری‌های زندگی و موسسه خیریه‌ای است که برنده جایزه بریتانیا هم شده است، در این باره می‌گوید: «ما تمام زندگی خود را صرف مقایسه و ارزیابی خودمان با دیگران می‌کنیم و دوست داریم که از نظر اقتصادی موفق باشیم. به همین خاطر زمانی که عوامل اقتصادی از کنترل ما خارج شوند، شرایط برایمان بسیار دشوار خواهد شد.» علاوه براین مثلا در آمریکا بیمه‌های درمانی اغلب همراه با شغل فرد هستند. اگر یک فرد برای افسردگی یا مصرف مواد محرمانه درمان شود، وقتی که شغل خود را از دست بدهد، بلافاصله از استفاده از این بیمه‌ها و امکانات نیز منع می‌گردد.   یکی دیگر از عوامل خطرناک در خودکشی مردان احساس انزوا است «توماس جونیور» به عنوان یک پزشک، در کتاب خود علت این که مردم به دلیل خودکشی جان خود را از دست می‌دهند را به طور کامل توضیح داده است. او می‌گوید ممکن است فردی که از نظر شغلی در مقام و مرتبه خوبی قرار داشته و تخصص بالایی هم دارد، احساس تنهایی و انزوا کند و در معرض خطر مرگ بر اثر خودکشی قرار بگیرد. البته مهم این است که همواره به یاد داشته باشید که یک عامل خارجی ممکن است رفتار شخصی افراد را تحت تاثیر قرار بدهد، اما نمی‌تواند همیشه تنها دلیل باشد. هارکاوی فریدمن در مورد این موضوع می‌گوید: «میلیون‌ها نفر ممکن است شغل خود را از دست بدهند، حتی ما ممکن است در رابطه‌های خود نیز با مشکل مواجه شویم، ولی این هرگز دلیلی بر خودکشی نمی‌شود.» با این وجود هیچ راه حل ساده‌ای برای این مسئله وجود ندارد. اما شما می‌توانید با استفاده از برنامه‌های مختلف شرایط را تغییر دهید. برای مثال، در استرالیا، گروه‌های سلامت روان و پیشگیری از خودکشی مردان تلاش می‌کنند که پارادایم فرهنگی را تغییر دهند. یکی از ابتکاراتی که کشف کرده اند RU OK است. آن‌ها مردم را تشویق می‌کنند تا از طریق مبارزه با مشکلاتی که دارند، به زندگی خود ادامه دهند. آن‌ها همین طور افراد را تشویق به انجام فعالیت‌هایی مانند تماشای فوتبال و رفتن به سوارکاری و دوچرخه سواری می‌کنند. علاوه بر این آن‌ها از طریق یک برنامه آموزش و پشتیبانی به مردم روحیه می‌دهند، تا با قدرت هر چه تمام‌تر بتوانند به زندگی خود ادامه دهند. به طور کلی باید به مردان گفته شود که تا جایی که می‌توانند به بیان احساسات خود بپردازند و این مسئله را به عنوان نشانه‌ای از قدرت برای خود بدانند. تکنولوژی گزینه‌های جدیدی نیز ارائه می‌دهد. معمولا افراد دوست ندارند در مورد زندگی شخصی خود با دیگران صحبت کنند. اما هوش مصنوعی مانند chatbot‌ها می‌توانند به یک فرد آسیب پذیر اجازه دهند، تا بدون هراس از قضاوت با آن ارتباط برقرار کند. یکی دیگر از استراتژی‌های کاهش میزان خودکشی تمرکز بر کسانی است که دوستشان داریم. گانینگ در این رابطه می‌گوید: «برخی از مردان می‌توانند این حس را درک کنند که به خاطر کسانی که دوستشان دارند، فشار‌های زیادی را متحمل شوند.» راه حل‌های دیگری نیز می‌تواند به کاهش خودکشی کمک کند. برای مثال پس از نصب حصار بر روی پل تعلیق Clifton در بریستول انگلستان، مطالعات نشان داد که خودکشی‌های ناشی از پریدن از روی پل، ۵۰ درصد کاهش یافته است. اما در این زمینه هیچ گونه سیاست دیگری به کار نرفته است؛ با این حال، کار‌های بیشتری باید انجام شود. علاوه بر این با استاندارد سازی جاده‌ها می‌توان به کاهش خودکشی‌ها از این طریق نیز کمک‌های شایانی کرد. به عنوان مثال در استرالیا، به طور کلی، میزان خودکشی مردان در سال ۲۰۱۵ از هر ۱۰۰.۰۰۰ نفر ۱۲.۶ مورد بوده است. علاوه بر این به تحقیقات بیشتری نیز احتیاج است. هارکاوی فریدمن در مورد این موضوع می‌گوید: «واضح است که زنان و مردان در زیست شناسی ساختار هورمونی، نحوه رشد و عملکرد مغز متفاوت دارند.»، اما مردان و زنان اغلب با هم مقایسه می‌شوند و با وجود تلاش‌های فراوان، برای کنترل تفاوت‌ها باید به طور جداگانه زنان و مردان را مطالعه کنیم. او همچنین به دخالت دولت بیشتر از هر زمان دیگری اشاره می‌کند. در روز جهانی سلامت روان در سال ۲۰۱۸، دولت انگلیس نخستین وزیر پیشگیری از خودکشی را معرفی کرد. Grunau در مورد این قضیه می‌گوید: «ما شاهد حرکتی هستیم که هرگز ندیده ایم.» شما واقعا می‌توانید در مورد خودکشی صحبت کنید و مانع این حرکت شوید. این موضوع تاثیرات مثبتی دارد، زیرا نشان دهنده کاهش خودکشی در انگلستان می‌باشد. با این حال ما باید همچنان در این زمینه تلاش‌های فراوانی انجام دهیم تا این نرخ، مخصوصا نرخ خودکشی مردان را تا حد ممکن کاهش دهیم. ]]> سبک زندگی Sat, 13 Apr 2019 12:52:12 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/157015/ با نسل بومرنگی چه کنیم؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/156962/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : بیشتر پدر و مادر‌ها برای این مرحله جدید از زندگی‌شان آمادگی ندارند و سوال‌های زیادی برای‌شان مطرح می‌شود که چگونه باید با این موقعیت برخورد کنند. بخصوص اینکه خیلی از والدین، بازنشسته شده‌اند و از نظر مالی مشکلاتی دارند.   علت چیست؟ طبق تحقیقی که در همین زمینه انجام شد، علت برگشتن فرزندان بعد از چند سال به خانه این است که دیگر مانند گذشته تا پیش از ۳۵ سالگی ازدواج نمی‌کنند. یافته‌ها حاکی از آن هستند که جوانان ۱۸ تا ۳۴ ساله بیشتر تمایل دارند در خانه‌ی پدری و با والدین خود زندگی کنند تا با همسر یا پارتنر در خانه‌ای مستقل. تاخیر در ازدواج فاکتور‌های گوناگونی وجود دارد که باعث می‌شود فرزندان به خانه‌ی پدری برگردند، اما به نظر می‌رسد تاخیر در ازدواج، بزرگ‌ترین عامل است. در شهر‌های بزرگ، جوان‌ها به سختی می‌توانند خانه‌ی مستقلی برای خود پیدا کنند و میانگین سن ازدواج پیوسته در حال بالا رفتن است و برخی از جوان‌ها هرگز ازدواج نمی‌کنند. شرایط شغلی شرایط سخت برای پیدا کردن کار مناسب، حقوق‌های پایین و حتی هزینه‌های سنگین تحصیل نیز از دیگر عواملی هستند که باعث برگشتن جوانان به خانه‌ی پدری می‌شوند. این روز‌ها جوان‌ها به سختی می‌توانند شغلی با درآمد خوب پیدا کنند، در نتیجه نمی‌توانند از پس هزینه‌های زندگی مستقل بربیایند. وضعیت هیجانی خیلی از بزرگسالانی که هنوز در خانه‌ی پدری خود زندگی می‌کنند احساس می‌کنند زندگی چندان خوبی ندارند. طبق یک بررسی که توسط موسسه تحقیقاتی Gallup انجام شد، جوان‌های ۲۴ تا ۳۴ ساله‌ای که با والدین خود زندگی می‌کنند نسبت به جوان‌هایی از همین سن که مستقل زندگی می‌کنند، به میزان قابل توجهی احتمال موفقیت‌شان کمتر است. در همان تحقیق «موفقیت» بدین ترتیب معلوم و ارزیابی شد که افراد بر اساس صفر تا ده، چه نمره‌ای به اعتماد بنفس خود دادند. ضمنا از این افراد خواسته شد وضعیت زندگی فعلی خود را و اینکه پنج سال بعدی زندگی‌شان را چگونه می‌بینند امتیاز دهی کنند.   شادی و رضایت کلی مطالعه‌ی دیگر از Gallup نشان می‌دهد جوان‌هایی که با پدر و مادر خود زندگی می‌کنند خیلی کمتر ممکن است کار تمام وقت داشته باشند و اغلب تحصیلات دانشگاهی ندارند. نداشتن کار تمام وقت و تحصیلات دانشگاهی دو عاملی هستند که اغلب با میزان شادی و رضایت در زندگی ارتباط دارند، بنابراین عجیب نیست که افرادی که با پدر و مادر خود زندگی می‌کنند احساس رضایت کمتری نسبت به زندگی خود داشته باشند. محققان با در نظر گرفتن فاکتورهایی، چون ازدواج، وضعیت شغلی و تحصیلات دانشگاهی و مقایسه‌ی جوان‌هایی که با پدر و مادر خود زندگی می‌کنند با جوان‌هایی که مستقل زندگی می‌کنند، دریافتند آن‌هایی که هنوز با والدین خود زندگی می‌کنند با چالش‌های بیشتری روبرو هستند. طبق یافته‌ها زندگی کردن یک فرد بزرگسال با خانواده‌اش سبب می‌شود نگرش کلی او در مواجهه با زندگی تحت تاثیر قرار بگیرد. برخی از روانشناسان در مورد چنین نتیجه گیری تردید دارند، زیرا تصور می‌کنند معیار‌هایی که جوان‌ها برای موفقیت دارند و شرایطی که خانواده و اجتماع برایشان فراهم می‌کند اغلب با هم جور نیستند. تاثیر بر زندگی والدین وقتی فرزندان به خانه‌ی والدین خود برمی‌گردند معمولا موجب افت قابل توجهی در کیفیت زندگی پدر و مادر خود می‌شوند و این چیزی است که نتیجه‌ی مطالعات نشان داده است. محققانی که اطلاعات مربوط به افراد بالای ۵۰ سال و همسران‌شان را در ۱۷ کشور اروپایی طی یک دوره‌ی هشت ساله مورد ارزیابی قرار دادند دریافتند وقتی فرزندان بزرگسال آن‌ها به خانه برگشتند، کیفیت زندگی این افراد کاهش یافته بود که ارتباطی با دلیل برگشتن فرزندان نداشت. البته در شرایطی که فرزندان دیگری هنوز در خانه بودند، برگشتن فرزند بزرگ‌تر به خانه تاثیر خاصی بر زندگی والدین نگذاشته بود. وقتی بچه‌ها بزرگ می‌شوند و خانه را ترک می‌کنند، معمولا رابطه‌ی پدر و مادر بهتر می‌شود، زیرا آزادی و فرصت جدیدی پیدا می‌کنند و از این مرحله از زندگی خود لذت می‌برند. ممکن است سفر کنند، به سرگرمی‌های جدیدی بپردازند و فعالیت‌های متنوعی انجام دهند. اما زمانی که فرزند بزرگسال‌شان به خانه برمی‌گردد، این شرایط به هم می‌ریزد. خیلی از پدر و مادر‌ها از این تغییر ناراضی و عصبانی می‌شوند، با اینکه فرزندشان را بی‌نهایت دوست دارند و برگشتن او را به خانه با خوشرویی می‌پذیرند. چه باید کرد؟ روانشناسان توصیه می‌کنند شرایطی که برای فرزند بزرگسال‌تان که پیش شما برگشته فراهم می‌کنید چندان راحت نباشد. شاید بی‌رحمانه به نظر برسد، اما لازم است. البته اگر علت برگشتن فرد بزرگسال پیش والدینش، بیماری یا ناتوانی است باید تا جایی که ممکن است از او حمایت کنید. شما نیاز دارید با فرزند بزرگسال‌تان درمورد مسائل مالی، مسئولیت‌ها، قوانین خانه و ... توافقی انجام دهید تا دچار اختلاف نشوید. نپرداختن به این موارد باعث می‌شود شرایطی به وجود بیاید که فرزند شما هرگز تمایل به ترک خانه نداشته باشد. باید به یاد داشته باشید که فرزند شما دیگر یک بچه نیست و لزومی ندارد مانند یک بچه از او مراقبت کنید. مهم است که همیشه از او انتظار داشته باشید مانند یک بزرگسال در خانه‌ی شما رفتار کند و شما نیز مانند یک بزرگسال با او رفتار کنید. پس هر انتظاری که دارید و هر قانونی که بر خانه‌تان حاکم است را روشن و واضح برایش توضیح دهید.   کمی از او اجاره بها بگیرید علاوه بر اینکه برگشتن فرزندتان به خانه، هزینه‌ها را افزایش می‌دهد، گرفتن مبلغی به عنوان اجاره هم به شما در هزینه‌ها کمک می‌کند و هم فرزندتان احساس می‌کند در امور خانه شراکت دارد و احساس مسئولیت خواهد کرد. در مورد امور و وظایف خانه با هم گفتگو کنید برنامه‌ای برای نظافت، شستن لباس‌ها، بیرون گذاشتن زباله و ... تعیین کنید. مطمئن باشید این کار شما غیر منطقی نیست. قوانین اصولی وضع کنید خیلی مهم است که در مورد ضوابط با هم حرف بزنید. مثلا اگر نمی‌خواهید فرزند بزرگسال شما هیچ مهمانی شبانه‌ای در خانه‌ی شما نداشته باشد باید از همان اول این را اعلام کنید. همینطور اگر انتظار دارید سر ساعت مشخصی خانه باشد یا اگر قرار نیست شب به خانه برگردد حتما به شما اطلاع بدهد، کاملا قابل قبول است و باید واضح این قانون را اعلام نمایید. فرزند شما هر سنی که داشته باشد موظف است به ضوابط خانه‌ی شما احترام بگذارد. اگر فرزندان بزرگسالی دارید که خانه را ترک کرده‌اند باید این احتمال را بدهید که ممکن است زمانی دوباره به خانه برگردند و پیش شما زندگی کنند، مخصوصا اینکه آمار ازدواج رو به کاهش است و وضعیت بازار و کار و اقتصاد چالش‌های زیادی دارد. خودتان را برای چنین موقعیتی آماده کنید. داشتن یک برنامه‌ی مشخص و قوانین منطقی و تشویق جوانان به کار و استقلال برای رسیدن به هدف‌های‌شان، همیشه بهترین نتایج را می‌دهد. اگر به عنوان پدر و مادر به فرزند بزرگسال‌تان اجازه بدهید همیشه در خانه‌ی شما و تحت حمایت شما بماند، تنها کاری که می‌کنید این است که مانع رشد و پیشرفت و استقلال او می‌شوید. شاید اول سخت به نظر برسد، اما قوانینی که وضع می‌کنید و سخت گیری‌هایی که اعمال می‌نمایید کاملا درست است. پس در دام احساس گناه نیفتید و با فرزند بزرگسال‌تان درست مانند یک انسان بالغ و توانا و مستقل رفتار کنید. ]]> سبک زندگی Sat, 13 Apr 2019 05:51:20 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/156962/ ۵ نشانه‌ از دست‌ دادن احساس عشق http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/156922/ به گزارش ستاره ها به نقل از پایگاه خبری فردا؛ در این مطلب اطلاعاتی درباره زندگی مشترک و دلیل کم شدن علاقه همسران پس از ازدواج، علت کم شدن علاقه به همسر، نشانه‌های از بین رفتن عشق در زندگی مشترک و راهکارهایی برای برگشت به دوران عاشقانه زندگی می‌خوانید. وقتی عاشق می‌شوید، گویی روی ابر‌ها قدم برمی‌دارید. اما این احساسات عاشقانه تا ابد دوام ندارند. در بهترین حالت، به‌تدریج به سمت یک تعهد بادوام فروکش می‌کنند، اما در بدترین حالت، عشق به‌کلی از میان‌تان رخت برمی‌بندد. اگر بخواهیم طبق آمار طلاق قضاوت کنیم، ازدست‌رفتن احساسات عاشقانه پدیده‌ای بسیار فراگیر است. طبق آمار مرکز آمار کانادا، در سال ۲۰۱۱، حدود یک‌پنجم افرادی که در اواخر دهه‌ی ششم زندگی‌شان بودند یا طلاق گرفتند یا جدا شدند. سرشماری سال ۲۰۰۶ نیز نشان می‌دهد که از هر ۱۰ ازدواج اول در کانادا چهار ازدواج به طلاق منجر شده است. اوضاع درمورد ازدواج‌های دوم و سوم نیز به همین منوال است. رابطه‌ها به‌دلایل مختلفی به پایان می‌رسند، و معمولاً، در آخر کار، یکی از زوجین یا هر دو نفر می‌فهمند که عشق‌شان به دیگری به‌پایان رسیده است. متخصص ازدواج و روان‌درمانگر زوج‌ها، نیکول مک‌کنس، می‌گوید: «برای اینکه عشق همچنان برقرار بماند، باید کار‌هایی کرد و اگر این کار‌ها را انجام ندهید، دوران رومانتیک‌بازی هم تمام می‌شود.» «کارهایی» که باید انجام داد شامل مجموعه‌ای از چیز‌ها می‌شود، از جمله گفتگو، و تعهد به ایجاد تغییر در خود. این کار کار سختی است، اما غیرممکن نیست. اگر از این می‌ترسید که عشق خودتان یا همسرتان به پایان برسد، به این نشانه‌های عمومی پایان عشق دقت کنید: ۱. میل جنسی به همسر کاهش پیدا می‌کند مک‌کنس می‌گوید نداشتن رابطه‌ی جنسی خودش به‌تن‌هایی نشانه نیست. بسیاری از زوج‌ها هستند که رابطه ندارند، اما نه به‌خاطر اینکه تمایلی به آن ندارند. «اگر رابطه ندارید تنها به‌این‌خاطر که مشغولیت‌های‌تان زیاد است و مجبورید یا به بچه‌ها برسید یا سر کار بمانید، یا اگر در موقعیتی هستید که رابطه آسان نیست، مثلاً مجبورید مدتی را در خانه‌ی پدرشوهر یا پدرزن‌تان سر کنید، در چنین حالت‌هایی رابطه‌نداشتن عادی است. اما اگر مدتی است که رابطه ندارید و از این جهت احساس ناراحتی هم نمی‌کنید، خطر در نزدیکی‌تان است.» عشق ربط مستقیمی به صمیمیت و وابستگی دارد. اگر دیگر تمایلی به همسر خود نداشته باشید (یا همسرتان تمایلی به شما نداشته باشد)، یعنی که پیوند عاطفی میان‌تان از بین رفته است. متخصص روابط زناشویی، آپریل ماسینی، می‌گوید: «رابطه‌ی جنسی بسیار مهم است، نه فقط به این خاطر که جزئی از رابطه‌ی زناشویی سالم است، بلکه به این خاطر که پیوند زوجین را به هم مستحکم می‌کند.» ۲. فانتزی زندگی بدون او را در ذهن می‌پرورید در تب‌وتاب ابتدای دوران عاشقی، بیشتر زوج‌ها درباره‌ی آینده و برنامه‌هایشان با هم حرف می‌زنند. فرقی نمی‌کند که این صحبت‌ها از نوع صحبت‌های سنتی، مثل حرف‌زدن درباره‌ی بچه‌آوردن و خرید خانه و...، باشد یا درباره‌ی برنامه‌ریزی برای سفر با دوچرخه به آن طرف دنیا. نکته این است که در این خیال‌پردازی‌ها هر دو نفرتان کنار هم هستید. اما وقتی ذهن‌تان شروع کرد به ساختن تصویر‌هایی از آینده بدون اینکه شریک زندگی‌تان در آن حضور داشته باشد، باید آن را نشانه‌ی محوشدن عشق در نظر بگیرید. مک‌کنس می‌گوید: «اگر وابستگی نباشد، عشقی هم نیست.» ۳. به‌تدریج بیرون‌رفتن‌های تنهایی‌تان بیشتر می‌شود ماسینی می‌گوید: «اگر تغییری در میزان علاقه‌ی خود به همراهی با همسرتان پیدا کرده‌اید، بدانید که این نیز نشانه‌ای از این است که رابطه‌ی شما رو به اضمحلال است.» به‌خصوص این اتفاق وقتی مهم می‌شود که آخر هفته‌ها یا غروب‌هایی که به‌طور عادی انتظار می‌رود با همدیگر بیرون شام بخورید، خودتان به تنهایی بیرون بروید. پیغامی که این رفتار می‌دهد این است که شما ترجیح می‌دهید با کس دیگری اوقات‌تان را بگذرانید نه با همسرتان. ۴. احساس تنهایی می‌کنید حتی اگر دیگر شریک زندگی‌تان را دوست نداشته باشید، علاقه‌تان به عشق و پیوندداشتن از بین نرفته است. و، چون عشق و پیوند را در زندگی خود احساس نمی‌کنید، تنهایی سراغ‌تان می‌آید. مک‌کنس می‌گوید: «ممکن است متوجه شوید که به دیگر افراد علائق جسمانی پیدا کرده‌اید و شاید خودتان هم از این اتفاق تعجب کنید. این نشانه‌ای هشداردهنده است که اعلام می‌کند چیزی در رابطه‌ی فعلی‌تان از دست رفته است.» ۵. از جای دیگری نیازتان به عشق را برآورده می‌کنید، بدون اینکه حتی خودتان متوجه شوید این علامت بیشتر درونی است و باید خودتان را تحلیل کنید تا متوجهش شوید. مک‌کنس می‌گوید: «من با زوج‌های زیادی کار کردم که حتی متوجه نشده بودند که دیگر عاشق هم نیستند، چون بچه‌های کوچکی داشتند و عشق زیادی به آن‌ها می‌ورزیدند. این خلا با بچه‌ها پر شده بود. برای همین است که بسیاری از ازدواج‌ها، بعد از مستقل‌شدن بچه‌ها، از هم می‌پاشد.» آیا می‌توان به دوران عاشقی بازگشت؟ خبر خوب این است که، بله. زوج‌ها می‌توانند به دوران عاشقی خود برگردند. اما خبر بدی هم وجود دارد: برگشتن به دوران عاشقی کار زیادی می‌طلبد و زوجین باید حتماً در جلسات متعدد مشاوره شرکت کنند. «این کار اصلاً آسان نیست، به‌خصوص اگر جذابیت‌های جنسی برای طرفین کاهش پیدا کرده باشد. باید تمایل به این کار وجود داشته باشد، چون خیلی از عشق‌های ازدست‌رفته ریشه در رنجش‌هایی دارد که افراد مدت‌ها در دل خود نگه داشته‌اند.» برای همین است که بازکردن در دل برای همدیگر اهمیت فراوانی دارد. به‌زبان‌آوردن چیز‌هایی که در همان اوایل آزارتان داده باعث می‌شود چیزی در دل‌تان باقی نماند و تلخی آن در وجودتان ریشه ندواند. «اغلب، شریک زندگی‌مان خودش متوجه نشده که ناراحت‌مان کرده. بعد از سال‌ها این ناراحتی گسترش پیدا می‌کند. باید به او بگویید که چه احساسی دارید.» برای اینکه عشق زنده بماند، باید اشاره‌های آشکاری هم از خود نشان بدهید. شاید خرافات به‌نظر برسد، اما «رها کردن خود» و دست‌کشیدن از تلاش برای جذاب‌بودن (که در ابتدای ازدواج بخش بزرگی از وقت‌تان را می‌گرفت) این علامت را می‌فرستد که دیگر نمی‌خواهید برای حفظ رابطه سعی کنید. «رومانتیک‌بودن هیچ فرقی با پروژه‌های دیگر ندارد. اگر رهایش کنید، خودش برای مدتی خواهد رفت، اما بعد متوقف می‌شود. از خودتان و از رابطه‌تان مراقبت کنید. از همسر خود تعریف کنید و به او نشان بدهید که به او افتخار می‌کنید.»   ]]> سبک زندگی Wed, 10 Apr 2019 14:53:32 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/156922/ متولدین ماه‌های مختلف چند فرزند می‌خواهند؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/156620/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها: خانم ها از کودکی حس مادرانه را تجربه کرده اند. آنها عروسک هایشان را در آغوش می گرفتند، آنها را می خواباندند و قربان صدقه شان می رفتند.   آقایان نیز عاشق فرزندند و هر چه تعداد فرزندانشان بیشتر باشد ،خوشحال ترند. اما آیا می دانید که متولدین ماههای مختلف هر کدام با توجه به روحیه و شخصیتی که دارند، دوست دارند چند فرزند داشته باشند؟ در ادامه مطلب با ما باشید تا در مورد علاقمندی متولدین ماههای مختلف در مورد تعداد فرزندان، بیشتر بدانید.   فروردین تمام نشانه ها حاکی از آن است که متولدین فروردین فرزندان زیادی می خواهند. آنها به حداقل 3 تا 4 فرزند فکر می کنند. اما چرا؟ خانم های فروردینی افرادی مهربان و عاشق مراقبت و حمایت از دیگران هستند. آنها قدرتمند، مستقل و دارای اعتماد به نفس بسیار بالایی هستند. مادر بودن برای خانم های فروردینی به معنای نادیده گرفتن خود نیست. بلکه آنها می دانند که جدا از زندگی فرزندان شان باید به زندگی خود نیز رسیدگی کنند و همین انتظار هم از فرزندان شان دارند.   اردیبهشت مادران اردیبهشتی دوست دارند که 2 فرزند با اختلاف سن کم داشته باشند. آنها افرادی صبور و دلسوزند که توانایی زندگی در ارتباط برقرار کردن با کودکان دارند. آنها 2 فرزند را ترجیح می دهند بدین دلیل که دوست ندارند گیج شوند و تمام کارها را نیمه رها کنند. آنها دوست دارند که کودکیاری خود را در کنار شغل حرفه ای و گشت و گذار و میهمانی هایشان داشته باشند.   مادران اردیبهشتی مادرانی جدی در تعلیم و تربیت فرزندان شان هستد طوری که اگر یک بار به کودکشان یاد دادند که هنگام رد شدن از خیابان هر دو سمت را باید نگاه کند، فرزند موظف به انجام این کار است.     خرداد گفته می شود که خردادی ها افرادی دو شخصیته هستند ،شاید هم به همین دلیل است که دوست دارند دوقلو داشته باشند. مادران متولد این ماه برای کودکان شان وقت زیادی می گذارند. فرزندان آنها در خواندن و نوشتن جزو اولین ها خواهند بود که هیچ گاه در کنار این مادران احساس کسل بودن نخواهند داشت. خردادی ها افراد پیچیده ای هستند، به همین دلیل گاهی باید به حرف های آنها گوش داد اما در بسیاری از جاها نیز به نفع کودکان شان سکوت می کنند.   تیر    در طالع تیری ها دو فرزند دیده می شود که تفاوت سنی زیادی نیز با یکدیگر دارند. این مادران تمام زندگی شان را وقف فرزندان شان می کنند طوری که تصور می کنند از همان ابتدا برای مادری ساخته شده اند. آنها دوست دارند در خانه بمانند و به زندگی و خانواده  خود سر و سامان دهند. به همین دلیل در خانه آنها همیشه شادی، سلامتی و صمیمیت موج می زند.   مرداد    مردادی ها بین 2 تا 4 فرزند می خواهند. زیاد است؟ نگران نباشید. آنها افرادی هستند که به خوبی می توانند مسئولیت های مختلف را در آن واحد به عهده گیرند و از پس تمام شان به خوبی بر آیند. می توان گفت که مادر بودن در ذات آنهاست. آنها استقلال را دوست دارند و تمام مسئولیت های فرزندان شان را به تنهایی به عهده می گیرند که البته در این وطیفه نیز سربلند بیرون می آیند. فرزندان متولد تیر ماه در کلاس های مختلفی از ورزش گرفته تا زبان و هنر شرکت می کنند.   شهریور   شهریوری ها افرادی هستند که مدام در حال فکر کردند. آنها آنقدر خیالبافی می کنند تا استرس بگیرند. مادر بودن نیز برای آنها همین دردسرها را دارد. به همین دلیل بهتر است که آنها تنها یک فرزند داشته باشند در این صورت می توانند که از آنها به خوبی مراقبت کنند. متولدین این ماه افرادی مستعد هستند و دوست دارند که هر روز بر دانش شان بیافزایند و این شرایط جز با داشتن فرزندانی کمتر امکان پذیر نیست.   مهر متولدین مهر خواهان تعادل و عدالت در زندگی هستند به همین دلیل دوست دارند که تعداد فرزندان شان 2، 4 یا 6 باشد. آنها فکر می کنند که با فرزندان بیشتر می توانند مهر و محبت بیشتری را به خانه راه دهند. با وجود شلوغی های اطراف شان آنها همچنان آرامش خود را حفظ می کنند. مهری ها نه تنها از فرزندان شان انرژی می گیرند بلکه دوست دارند این انرژی را به آنها نیز منتقل کنند.   آبان فرزند برای آبانی ها همه چیز است. اگر از آنها بپرسید که چند فرزند می خواهند، در جواب می شنوید: «هر چه بیشتر بهتر». آنها می توانند خودشان را با یک شهر کودک تصور کنند. اگر چه تعداد فرزندان آنها زیاد است اما آنها عشق مادرانه خود را به طور مساوی بین همه شان تقسیم می کنند. به بیان دیگران، آنها آنقدر حامی فرزندان شان هستند که هیچ کس جرات بی احترمی به آنها را ندارد.   آذر آذری ها با یک فرزند شادترین مادران جهان خواهند بود. بدین جهت که آنها از یک جا ماندن بیزارند و ترجیح می دهند که مدام به این طرف و آن طرف بروند که این شرایط با داشتن فرزندانی کمتر راحت تر خواهد بود. آنها آزادی شان را دوست دارند. بزرگ کردن فرزند زمان و انرژی زیادی می برد به همین دلیل ترجیح آذری ها همان یک فرزند است.   دی: مادر سوپرقهرمان متولدین دی سوپرقهرمان هستند. آنها می توانند 3 فرزند را با اختلاف سنی کم به خوبی بزرگ کنند، به علاوه در کنار آن به کارهای خانه و بیرون شان هم خواهند رسید. آنها می توانند در آن واحد هم پدر و هم مادر باشند. نظم در زندگی آنها موج می زند به طوری که فرزندان شان هم این موضوع را به خوبی می دانند و اجازه شکستن قوانین را ندارند.     بهمن: مادران انعطاف پذیر کودک درون بهمنی هنوز بزرگ نشده است، به همین دلیل برایشان سخت است که مادر شوند. اما از آنجا که هیچ کس نمی تواند در مقابل لذت شیرین بچه دار شدن مقاومت کند، آنها حداقل را ترجیح می دهند. بهمنی ها دوست دارند که یک فرزند داشت باشند تا بتوانند تمام انرژی خود را وقف او کنند.   روحیه انعطاف پذیر آنها باعث شده که به سادگی خود را با هر شرایطی وفق دهند. به عنوان مثال فرقی نمی کند که کودکشان در آینده چه شغلی را انتخاب کند، معلمی، بازیگری یا آرایشگری... تنها چیزی که برای آنها اهمیت دارد موفقیت شان است و تا آخرین نفس از آنها حمایت خواهند کرد.   اسفند: مادران مهربان اسفندی ها تمام تلاش شان را می کنند تا بر تعداد فرزندان شان بیافزایند. آنها دوست دارند که یک مهدکودک فرزند داشته باشند. به همین دلیل تعداد فرزند مورد علاقه آنها 5 به بالاست. آنها آنقدر مهربان و خونگرم هستند که دوست دارند این احساس را به افراد بیشتری منتقل کنند. آنقدر ایده آلیسم هستند که دیگران به آنها حسادت می کنند.   آنها حتی سعی می کنند که دکوراسیون خانه را به گونه ای که به فرزاندان شان انرژی می دهد، درست کنند. بنابراین در خانه آنها به روی فرزندان بیشتر همیشه باز است. ]]> سبک زندگی Sun, 07 Apr 2019 13:57:21 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/156620/ چگونه از مقایسه همسرمان با دیگران دست برداریم؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/155141/ به گزارش ستاره ها به نقل از ضمیمه خانواده روزنامه اطلاعات، خیلی اوقات پیش می‌آید که ما این مقایسه را تنها در ذهن خود انجام می‌دهیم و حتی به طرف مقابل نمی‌گوییم به خیال اینکه این مدل مقایسه کردن چندان آسیب‌رسان نیست. اما همین امر باعث سرد شدن رابطه عاطفی می‌شود. در این مقاله به شما می‌گوییم که برای اینکه عادت مقایسه کردن را کنار بگذارید، باید چه اقداماتی انجام دهید‎.‎ ‏۱‏‎( ‎به مردها حس حامی بودن بدهید چیزی که به مردان قدرت می‌دهد این است که مطمئن شوند شما روی‌شان حساب باز می‌کنید و در همه شرایط او را حامی خودتان می‌دانید. وقتی او را با فرد دیگری مقایسه می‌کنید، این فکر نزد او می‌آید که به درد نخور است و به اندازه کافی قوی نیست. برای اینکه حس قوی بودن و اعتماد به نفس به مرد بدهید، کافی‌ست از او تعریف کنید و در قبال کارهایی که برای‌تان انجام می‌دهد از او تشکر کنید. این نکته را فراموش نکنید که برای اینکه به یک مرد نشان دهید قوی و حمایت‌گر است لازم نیست خودتان را قربانی و ضعیف نشان دهید‎.‎ ‏۲‏‎ ( ‎به زن‌ها حس منحصربه‌فرد بودن بدهید زنان با باور اینکه منحصر به فرد و خاص هستند، قدرت می‌گیرند. شما به عنوان یک مرد به همسرتان حس خاص و خواستنی بودن بدهید. به تغییرات جزیی و مثبت او توجه کنید و آن‌ها را به رویش بیاورید. از ظاهر او تعریف کنید اما این تعریف به صورت اغراق شده و الکی نباشد. چون زود متوجه می‌شود و این کارتان نتیجه عکس می‎‌‎دهد. زنان روی مقایسه کردن به شدت حساس هستند و اگر متوجه شوند شما حتی به شوخی هم او را با کسی مقایسه می‌کنید، حس سرخوردگی و کافی نبودن،می‌کنند‎. ‏۳‏‎) غیرقابل تغییرها را بپذیرید در هر فردی تفاوت‌هایی وجود دارد که از کنترل خود فرد خارج هستند و فرد توانایی آن را ندارد که آن‌ها را تغییر دهد. ویژگی‌هایی که ما در به وجود آمدن و از بین بردن آن‌ها نقشی نداریم. مثل قد کوتاه، پوست تیره و روشن، چاقی یا لاغری و حتی شرایط خانوادگی از جمله چیزهایی‌ست که شما باید آن‌ها را قبل از ازدواج بسنجید و وقتی انتخاب خود را کردید، بعد از ازدواج حق آن را ندارید که در موردش نظر دهید و خواهان تغییر آن‌ها باشید. با اسم بردن از این موارد تنها می‌توانید به روان و اعتماد به نفس همسر خود آسیب بزنید و حس سرخوردگی به او بدهید و زندگی خود را رو به سردی ببرید‎.‎ ‏۴‏‎( ‎نوع بروز هیجانی خود را تغییر دهید هرکسی هنگام عصبانیت و هجوم افکار و هیجانات منفی‌اش، واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهد. برخی از افراد شروع به داد کشیدن می‌کنند، برخی سکوت می‌کنند و گاهی بعضی افراد دست به مقایسه کردن فردی می‌زنند که از او عصبانی هستند. در عصبانیت و دلخوری ممکن است جملات حاوی مقایسه از دهان‌تان بپرد و بعد پشیمان شوید، بهتر است از قبل برایش فکر کرده باشید. هرکسی خودش را بهتر می‌شناسد و می‌داند اگر با فلان شخص به بحث و جدل بربخورد، ممکن است از چه واکنشی استفاده می‌کند. اگر شما هنگام دعوا با همسرتان از واکنش مقایسه‌گری استفاده می‌کنید، بهتر است روش‌تان را عوض کنید‎.‎ ‏۵‏‎( ‎بی‌پرده و بدون کنایه حرف بزنید اگر خواهان تغییر در همسرتان هستید بهتر است قبل از اینکه این تغییر را با او در میان بگذارید، با خود فکر کنید که چرا خواستار چنین تغییری هستید و این تغییر چیست؟ مثلا به او نگویید «چرا تو مرا مثل فلانی که همسرش را دوست دارد، دوست نداری؟» خواسته خود را به صورت دقیق بیان کنید و بگویید: «دوست دارم تو هم مرا گاهی غافلگیر کنی، با کلام و هدیه و اتفاق‌های خوب به من نشان بدهی که دوستم داری و جلوی این را بگیری که دچار روزمرگی شویم.» یادتان نرود که زمانی‌که از انتظارات خود حرف می‌زنید، نباید مثال رفتارهای بقیه اطرافیان‌تان را بیاورید. اگر هم نیاز به یک مثال دارید از فیلم و سریالی حرف بزنید که با اشخاص آن‌ها از نزدیک در ارتباط نیستید‎.‎ ‏۶‏‎( ‎قبل از بیان فکر کنید هرچه فرد بیشتر دست به مقایسه بزند، بدتر و عمیق‌تر وارد این چاله می‌شودو به سمت کمال‌گرایی بیمارگونه می‌رود. اگر در فکرتان عمل مقایسه رخ داد، سریع و حتی قبل از اینکه آن را به زبان بیاورید، مچ خودتان را بگیرید و نگذارید این مقایسه در افکارتان ریشه بدواند و به شما و زندگی‌تان آسیب بزند. به محض اینکه عمل مقایسه در ذهن‌تان شکل گرفت به خود بگویید که نباید ظاهر زندگی بقیه را با باطن زندگی خودتان مقایسه کنید. می‌توانید در همان حین ویژگی‌های مثبت و دلچسب همسرتان را به یاد بیاورید و به آن‌ها پر و بال دهید تا باورتان شود همه آدم‌ها کامل نیستند. مجموعه‌ای از صفات خوب و بد هستند و این مقایسه کردن به ما اجازه نمی‌دهد که ویژگی‌های خوب فرد مقابل‌مان را شفاف‌تر ببینیم. ‎   ]]> سبک زندگی Sun, 03 Mar 2019 11:29:20 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/155141/