پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين فرهنگی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/public/culture Mon, 24 Jun 2019 13:32:48 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Mon, 24 Jun 2019 13:32:48 GMT فرهنگی 60 نویسنده‌ای که راه دور زدن برای صدور مجوز را از نویسنده دیگری یاد گرفت! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161757/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری فارس، اولین جلسه از نشست «کوتاه با داستان» در سال ۱۳۹۸، زیر نظر سید مهدی شجاعی شب گذشته در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد. مهمان ویژه این برنامه بلقیس سلیمانی، نویسنده با سابقه عرصه ادبیات بود. او ضمن بیان ویژگی‌های یک داستان خوب، بخش‌هایی از آخرین رمان خود را خواند و بحث چالشی پیرامون رمان دینی به راه انداخت. هم‌چنین سید مهدی شجاعی، بخش‌هایی از رمان کمی دیرتر ۲ را ـ که به زعم او، اکنون زمان مناسبی برای چاپ آن نیست ـ خواند. مجری این برنامه، علی درستکار بود. هیچ‌گاه داستان کوتاه ننوشته‌ام/ ویژگی‌های یک داستان خوب چیست؟ بلقیس سلیمانی در ابتدای صحبت‌های خود گفت: من دو مجموعه داستانک که یک گونه ادبی جدید به شمار می‌رود، دارم اما هرگز داستان کوتاه ننوشته‌ام. بنابراین داستان کوتاهی ندارم که در این‌ جلسه برایتان بخوانم، فلذا بخش کوتاهی از آخرین رمان خود را می‌خوانم تا بخش کوچکی از یک نثر را نشان بدهم. در این جلسه می‌خواهم بیش‌تر وقت خود را به این موضوع اختصاص بدهم که یک داستان خوب، چگونه داستانی است و چه ویژگی‌هایی دارد؟ چه در رمان و چه در داستان کوتاه. در مورد کلیپ معرفی که از بنده پخش کردید باید بگویم که مستندی به تازگی ساخته شده است که من نیز در آن حضور دارم و معرفی می‌شوم. این مستند به زودی از صدا و سیما پخش خواهد شد. بیان مهم‌ترین وضعیت‌های انسانی در نمایش‌نامه‌های قدیمی یونانی اصلی‌ترین دلیل درخشانی ادبیات در آن دوره است وی به معرفی ویژگی‌های یک داستان خوب پرداخت و گفت: نزد فیلسوفان غربی، ‌همیشه صحبت از این می‌شود که پیش از سقراط، دوره‌ای وجود دارد که ادبیات و نوع نگاه انسان به جهان بسیار درخشان است. هایدگر و نیچه، افلاطون را نفرین می‌کنند و می‌گویند او فلسفه را از مسیر اصلی خود خارج کرد و میدانی را گسترش داد که از آن به بعد دیگر نتوانستیم به مسائل اصلی بشر بپردازیم. من چندین نمایش‌نامه کلاسیک را قبلا خوانده‌ام اما در این ایام مجددا به نمایش‌نامه‌های یونان باستان برگشته‌ام. همیشه این سوال برایم وجود داشت که چرا می‌گویند پیش از سقراط، فلسفه، درخشان بوده است. وقتی که این ادبیات را برای بار دیگر خواندم، به این نتیجه رسیدم که در نمایش نامه‌های یونان باستان، مهم‌ترین وضعیت‌های انسانی بیان شده و به نمایش درآمده است. فکر نمی‌کنم که بعد از آن هیچ کس دیگری چیزی به آن وضعیت‌ها اضافه کرده باشد. تراژدی، چیزی به جز تقابل و جدال دو حق نیست وی ادامه داد: خیلی‌ها معتقدند که فلسفه بعد از افلاطون، صرفا توضیحی بر آثار او است. این صحبت را می‌توان در مورد نمایش‌نامه‌های یونان باستان نیز گفت. بدین معنی که تمام نمایش‌نامه‌هایی که بعد از یونان باستان در سراسر جهان منتشر شد، توضیحی بر همان نمایش‌نامه‌ها بود. حال این سوال به وجود می‌آید که این وضعیت بشری چگونه شرایطی است؟ شاید بتوان گفت که همان چیزی است که نیچه، هایدگر و ... از آن به عنوان وضعیت موجودی نام می‌برند. آن‌هایی که به ذات درونی انسان می‌پردازد. ما چرا در این‌جا هستیم؟ قرار است چه کاری انجام بدهیم؟ هدف نهایی ما چیست؟ با چه چیزهایی سرگرم هستیم؟ چه چیزهایی ما را کنترل می‌کنند و ... همه این سوالات اساسی که راجع به وضعیت وجودی بشر در زمین است از جمله مواردی است که نمایش‌نامه‌های یونان باستان بر روی آن‌ها تمرکز کرده است. اهمیت این موضوعات به حدی زیاد است که وقتی فروید می‌خواهد نظریه عقده ادیپ را بیان کند، صرفا براساس نمایش‌نامه‌های یونانی آن را بیان می‌کند. جالب است بدانید که او در ابتدا شروع به خواندن آن نمایش‌نامه‌ها کرده و متوجه می‌شود که می‌تواند براساس آن نمایش‌نامه وضعیت بغرنج تعداد زیادی از بیماران را تفسیر کند. پس ببینید که کولونوس در نمایش‌نامه ادیپ چه کرده است. برای اولین بار یک آدمی می‌آید و می‌گوید این بشر، کسی است که وقتی شخص دیگری در برابرش ایستاده است، هر دو طرف می‌توانند حق باشند. بعدها، نظریه‌پردازان گفتند که تراژدی، چیزی به جز تقابل و جدال دو حق نیست. برای مثال، دو برادر آنتیگونی کشته شده‌اند. یکی از برادران را در معبد دفن می‌کنند و برایش مراسم می‌گیرند و دیگری به دلیل سرکشی‌ها، قرار است که توسط پلیس بر سر چهارراهی گذاشته شود تا جسد او خوراک حیوانات شود. جالب است که هر دو نفر نیز فرزندان ادیپ هستند. آنتیگون، از زبان خواهر این دو برادر می‌گوید که من در برابر قانون می‌ایستم. در حالی که قانون، حق است. او کاری را انجام می‌دهد که در نهایت به قیمت جانش تمام می‌شود. چرا پدرکشی ادیپ شاه با پدرکشی داستایوفسکی متفاوت است؟ این نویسنده و منتقد ادبی به دو ویژگی دیگر در یک داستان خوب اشاره کرد و گفت: هر کدام از نمایش‌نامه‌های یونانی را بخوانید می‌بینید که راجع به موقعیت‌های تاپ بشری صحبت کرده است. برای مثال، پدرکشی، فرزندکشی و ... در بسیاری از این نمایش‌نامه‌ها آمده است. به اعتقاد من، داستان خوب، داستانی است که وضعیت بشری را بازگو می‌کند. البته این موضوع به تنهایی کافی نیست. یک داستان خوب، دو چیز دیگر نیز می‌خواهد که ماندگار شود. آن دو چیز چیست؟ یکی از آن دو، تکنیک، فرم و ساختار است. به اعتقاد کارشناسان، هر اثر هنری از جمله ادبیات قبل از هر چیز باید بتواند روبه‌روی خود بایستد، روبه‌روی پدران و تبار خود بایستد و ... یک اثر هنری با استفاده از ابداع، خلاقیت، فرم و ساختار جدید، می‌تواند ویژگی فوق را در خود ایجاد کند. برای مثال، موضوع پدرکشی را در شاهکار داستایوفسکی یعنی برادران کارامازوف می‌بینید در حالی که همین موضوع در نمایش‌نامه ادیپ شاه نیز بیان شده بود. این سوال را می‌پرسم که چه چیزی باعث شد این دو داستان با همدیگر متفاوت شوند؟ در وهله اول، فرم و ساختار، مساله تعیین‌کننده است. در حقیقت، باید بگویم که در هر دو داستان، یک وضعیت انسانی تکرار شده است اما فرم و ساختار، این دو اثر را متفاوت از همدیگر می‌کند. حال، آیا این ویژگی کافی است؟ خیر. یک ویژگی دیگر نیز وجود دارد. بگذارید مثالی را بیان کنم. ماجرای پدرکشی که در ادبیات یونان رخ می‌دهد، مبتنی بر جهان‌بینی و جغرافیای زمان سوفوکل است اما پدرکشی که داستایوفسکی در قرن نوزدهم می‌نویسند مبتنی بر نهیلیسم روسی است. روسیه‌‌ای که رو به غرب دارد اما آن را با پا پس می‌زند. دقت کنید که این پدرکشی برای یک انسان روس و در جغرافیای این کشور رخ می‌دهد در حالی که پدرکشی قبلی در یونان رخ داده بود. حتی ماجرای پدرکشی در نمایش‌نامه هملت نوشته شکسپیر نیز متفاوت با دو مثال قبلی است. این مثال‌ها، ویژگی سوم که باعث متفاوت شدن یک داستان می‌شود را برای ما فاش می‌کند و آن هم تناسب فضا، زمان و مکان است که یک انسان خاص را نمایندگی می‌کند. شاید دلیل این موضوع را بتوان در سیال بودن روح انسان جستجو کرد. ما انسان‌ها با شش گونه دیگر انسان که تاکنون بر روی این کره خاکی زندگی کرده‌اند، متفاوت هستیم و دلیل آن هم همین موضوع است. عقلِ هر مکان، هر زمان و هر گفتمان، بزرگ‌ترین ویژگی یک اثر است که آن را متفاوت با بقیه می‌کند سلیمانی در توضیح صحبت‌های قبلی خود گفت: می‌خواهم یک سوالی را از شما بپرسم؛ به نظر شما، آیا عقل انسانیِ منفک و بر فراز تاریخ و گفتمان‌ها داریم؟ ما عقلی داریم که در این ساعت از تاریخ، خود را متبلور می‌کند، در ایران، خود را متبلور می‌کند، در این مکان و تحت این گفتمان، خود را متبلور می‌کند و ... چند روز پیش، سالگرد دکتر شریعتی بود. من از جمله کسانی هستم که نسبت به شریعتی سمپاتی دارم. در جمعی حضور داشتم که همگی به دکتر شریعتی می‌تاختند و می‌گفتند که ببینید این مرد از درون چاهی که خالی بود، سطل سطل آب بیرون می‌آورد و به خورد ما می‌داد. چاهی که اسلام نام داشت. آنان اعتقاد داشتند که شریعتی برای ما ابوذر تولید می‌کرد و باعث و بانی انقلاب در ایران شد. در پاسخ به آنان گفتم شما که بعد از ۵۰ سال به شریعتی می‌تازید، چرا هیچ کدام توانایی شکل‌دهی و تولید گفتمانی به قدرت و تاثیر گفتمان شریعتی را ندارید؟ من اصلا کاری ندارم که گفتمان شریعتی حق بود یا باطل و فقط می‌گویم که او این قدر فضا را به درستی درک کرده بود که می‌توانست گفتمانی تولید کند که تا به امروز بر من و شما تاثیر بگذارد و انقلابی از دل آن بیرون بیاورد. نتیجه این است که عقلِ هر مکان، هر زمان و هر گفتمان، بزرگ‌ترین ویژگی یک اثر است که می‌تواند آن را متفاوت با بقیه کند. یک نویسنده عرب کتابی را تحت عنوان عقل عربی نوشته است؛ مگر عقل عربی داریم؟ مگر عقل غربی و شرقی داریم؟ من می‌گویم که این موضوع را خلاصه‌تر کنید و بگویید که ما عقل شهری، روستایی و طبقاتی داریم. به عنوان مثال، منِ کارگر عقلانیت متفاوتی با یک کاسب دارم یا یک روشنفکر عقلانیت متفاوتی را درک می‌کند و ... بر همین اساس، می‌گویم که یک اثر خوب، اثری است که نمایندگیِ تمامِ وجودِ سیالِ انسان‌ها که در یک دوره متبلور شده‌اند را در خود دارد. بلقیس سلیمانی در ادامه جلسه، بخش‌هایی از آخرین رمان خود را خواند. او قبل از آن که این بخش را بخواند گفت: شاید آقای شجاعی نیز با من هم نظر باشد که یک نویسنده، بعد از نوشتن اثر خود، به شدت از آن متنفر می‌شود و دیگر دلش نمی‌خواهد که دوباره آن را بخواند. دلیل این که نویسندگان دوباره شروع به نوشتن یک کتاب جدید می‌کنند نیز همین است. در حقیقت، همه ما به این دلیل می‌نویسیم که کتاب قبلی، دلمان را راضی نکرده است. در بخش بعدی جلسه، نوبت به سید مهدی شجاعی رسید که داستان خود را بخواند. او قبل از خواندن داستانش، در سخنانی کوتاه گفت: در مورد خانم سلیمانی باید بگویم که اگر چه ایشان کمی دیر، کار نویسندگی را آغاز کرده است اما از جمله متفکرترین و هدفمندترین نویسندگان صاحب اندیشه ما است. موضوعی که ایشان مبنی بر رجعت به ادبیات یونان باستان مطرح کردند، یکی از موضوعات بسیار مهم، عمیق و جدی است و کاملا نسبت به حرف ایشان معتقد هستم. باور ندارم که یک نویسنده بخواهد وارد عرصه داستان، رمان و نمایش‌نامه شود اما سوفوکل را نخوانده باشد یا با شکسپیر بیگانه باشد. این موضوع به مانند کسی است که بخواهد نثر فارسی بنویسد اما سعدی را نخوانده باشد، بخواهد غزل بگوید اما حافظ نخوانده باشد و یا شعر حماسی بخواهد بگوید و تاکنون شاهنامه فردوسی را نخوانده باشد. به اعتقاد من، از گذشته تا به امروز، دو سیر داشته‌ایم. یکی سیر عمق به سطح است. بدین معنی که هر چه جلوتر می‌رویم، کارها سطحی‌تر می‌شود. دیدگاه دیگر نیز از کل به جز رسیدن است. بنابراین، معتقدم که این دو دیدگاه در سیر تتوع ما وجود داشته است. رمان کمی دیرتر ۲ فعلا چاپ نمی‌شود/ تکرار اتفاق دموکراسی و دموقراضه برای جدیدترین اثر شجاعی وی ادامه داد: البته در مورد ادامه نوشتن که خانم سلیمان اشاره‌ای بدان داشتند باید بگویم که تعبیر نفرت، تعبیر درستی نیست و بیش‌تر باید از لفظ عدم رضایت استفاده کرد. این عدم رضایت باعث می‌شود که کار بعدی را بنویسیم. اگر غیر از این باشد، با عُجب درگیر می‌شویم که به نوعی حماقت عظمی است. در این جلسه می‌خواهم بخش‌هایی از رمان کمی دیرتر ۲ را خدمتتان تقدیم کنم. دلیل این موضوع این است که به نظر نمی‌رسد بتوان این رمان را در شرایط فعلی چاپ کرد. این جلسات، موقعیت و فرصتی است که می‌توان بخش‌هایی از آن را خواند. در مورد عدم چاپ این کتاب باید بگویم این‌گونه نیست که به ما مجوز نداده باشند بلکه اتفاقی شبیه به دموکراسی و دموقراضه در حال رخ دادن است. کتاب دموکراسی و دموقراضه قبل از این که آن شلوغی‌ها در سال ۸۸ اتفاق بیفتد، مجوز گرفت. یعنی در سال ۸۷، مجوز آن صادر شد اما زمانی که به چاپ رسید، سال ۱۳۸۸ بود. شرایط به گونه‌ای پیش رفت که انگار گزارش روز را نوشته‌ایم و پیش‌بینی شرایط آینده را انجام می‌دهیم. به همین دلیل، در آن زمان نمی‌توانستیم این کتاب را عرضه کنیم و علیرغم این که مجوز داشت و چاپ نیز شده بود، عرضه نشد تا با شرایط روز التقاط حاصل نشود. در شرایط فعلی نیز ترجیح می‌دهم که این کتاب تا مدتی در کنار بماند. باید بگویم که در آخرین کتاب بنده، یعنی فرمان امام علی علیه‌السلام به مالک اشتر، ممیزی‌هایی تشخیص داده شد و قسمت‌هایی حذف گردید. عنوان کتاب کمی دیرتر ۲، «خبر از جانب ما یا اساسا هرگز» است. اگر رمان کمی دیرتر ۱ را خوانده باشید، دو شخصیت محوری داشتیم که یکی اسد و دیگری نورانی نام داشت. در این کتاب نیز با همین شخصیت‌ها روبه‌رو هستیم و در موقعیتی قرار داریم که نورانی و مشاورش را رصد می‌کنند. در بخش بعدی این برنامه، نوبت به پرسش و پاسخ از خانم بلقیس سلیمانی رسید. این نویسنده در پاسخ به سوالی مبنی بر ورود دیرهنگام او به عرصه ادبیات و نویسندگی گفت: باید بگویم که من متولد سال ۱۳۴۲ هستم اما شناسنامه من را در سال ۱۳۴۶ گرفته‌اند. در روستا، معمولا شناسنامه گرفتن بسیار سخت بود و مدت‌ها طول می‌کشید تا یک نماینده بیاید و نام بچه‌ها را برای صدور شناسنامه بپرسد. این موضوع باعث می‌شد که پدرمان تاریخ تولد ما را از یاد ببرد. به همین دلیل تاریخ تولد اکثر بچه‌ها را ۱ فروردین می‌گذاشتند. شاید جالب باشد بدانید که از ابتدا قرار نبود اسم من بلقیس باشد اما زمانی که پدرم برای دریافت شناسنامه می‌رود، به صورت ناگهانی به یاد عمه خود که بلقیس نام داشته می‌افتد و به همین دلیل نام من را به همین عنوان انتخاب می‌کند. توجه داشته باشید که آدم‌ها فقط یک بار صاحب هویت نمی‌شوند بلکه با گذشت زمان، هویت‌هایشان دچار تغییر می‌شود. در یک زمان، نوزاد هستید و هویت شما را بلقیس انتخاب می‌کنند. کمی‌جلوتر، بزرگ می‌شوید و خواستگار برایتان می‌آید و آن موقع هویت دوشیزه مکرمه را پیدا می‌کنید. سپس، درس می‌خوانید و به دنبال کار هستید. حالا هویت شما شخصی است که جویای کار است. در ادامه، صاحب فرزند می‌شوید و هویت مادری به شما اضافه می‌شود. در نهایت هم می‌میرید و هویت شما یک سنگ می‌شود که بر روی آن نوشته است، مادری مهربان بود و فلان. ماجرای نوشتن اولین رمان بلقیس سلیمانی از زبان او؛ چرا دیر نویسنده شدم؟ وی ادامه داد: همیشه دلم می‌خواست که نویسنده شوم و حتی در دوران دبیرستان نیز تمریناتی داشتم اما واقعیت این است که من فلسفه خواندم و این رشته، افراد را کمی سخت‌گیر بار می‌آورد. علاوه بر این، مانند تمام زنان ایرانی دوست داشتم که خانواده داشته باشم یعنی شوهر کنم و بچه داشته باشم. هنوز هم بعد از سال‌ها زندگی مشترک، آن را دوست دارم و به ازای هیچ چیز در هستی آن را نمی‌دهم. بر همین اساس، تمرکز اصلی خود را بر روی خانواده گذاشته بودم. علاوه بر این، هم من و هم همسرم صفر مطلق بودیم و به همین دلیل تا سال‌ها مثل فلان کار می‌کردیم تا این که توانستیم زندگی آبرومندی را ایجاد کنیم. خاطرم هست که در آستانه چهل سالگی اولین خانه خود را در جنت آباد گرفته بودیم، دخترم به دنیا آمده بود و من دچار افسردگی بعد از زایمان شده بودم. یک شب که احساس می‌کردم، درهای بهشت بر رویم باز شده است، با خود گفتم که تجربه‌های بسیار زیادی بر روی دوشم سنگینی می‌کند. تجربه‌هایی که کابوس‌ناک و تلخ بود. می‌خواستم این کابوس‌ها را به بچه‌هایم منتقل کنم و به همین دلیل شروع به نوشتن کردم. در ابتدا، نوشته‌هایم کمی شخصی بود اما با گذر زمان، این موضوع برطرف شد. باید بگویم که نوشتن همین خاطرات، باعث بهبود افسردگی من شد. وقتی که می‌نوشتم، شانه‌هایم از این بار سنگین خالی می‌شد و احساس خوبی پیدا می‌کردم. اولین کتاب من به شدت شخصی و صمیمانه بود اگرچه جسارت بسیار خوبی داشت. با خود می‌گفتم که حالا که قرار است بمیرم، دیگر هیچ چیز برایم مهم نیست و باید شجاعانه بنویسم. اولین اثر من مربوط به اعدام های سال ۱۳۶۰ بود که بسیار مورد استقبال قرار گرفت و تاکنون ۱۲ چاپ خورده است. ما نویسنده‌ها وقتی که بر سر میز نوشتن می‌نشینیم، حتی عزرائیل نیز نمی‌تواند ما را بلند کند. این نشستن‌ها باعث شد که کتاب‌های بعدی را پشت سر هم بنویسم و به این‌جا برسم. این نویسنده بیان داشت: خاطرم هست که یک مقاله‌ای را نوشته بودم که در مجله ادبستان چاپ شده بود. وقتی باخبر شدم که مقاله من چاپ شده است، از خود بیخود شده بودم و می‌گفتم که احتمالا فردا خورشید از شرق طلوع نخواهد کرد. آدم‌ها و زمین و ... یک جور دیگری می‌شوند اما هیچ اتفاقی رخ نداد. بازی آخر بانو منتشر شد و هیچ اتفاقی رخ نداد. ایلیاد نیز منتشر شد و هیچ اتفاقی رخ نداد و ... سلیمان نبی در کتاب جامعه خود می‌گوید که زیر این آفتاب، هیچ چیز نو نیست. یکی از اتفاقات جالبی که در مسیر نوشتن اولین کتابم رخ داد، ماجرای مصاحبه من با رادیو بی‌بی‌سی بود. صحبتی با رادیو بی‌بی‌سی داشتم و قرار شد که فلان شب پخش شود. همه افراد فامیل را باخبر کرده بودم که بیایند و این مصاحبه را بشوند. در طرف مقابل، اکثر آنان کتاب را خوانده بودند و می‌دانستند که محتوای آن از نظر زندگی خانوادگی خیلی ناجور است. وقتی که مصاحبه شروع شد. مجری برنامه در اقدامی عجیب گفت که این کتاب زندگی نامه بلقیس سلیمانی است. وقتی او این حرف را زد، انگار آب یخی بر روی من ریخته بودند. همه به صورت کاملا مشکوک به من نگاه می‌کردند و ... برای مجوز رمان «بازی آخر بانو» یک بازی پست مدرن به راه انداختم سلیمانی در پاسخ به سوالی مبنی بر پایان‌بندی متفاوت رمان بازی آخر بانو گفت: به نظرم، سال‌ها بعد، یک نفر باید پیدا شود و خاطرات ما نویسندگان از سانسور را بنویسد. باید بگویم که پایان‌بندی رمان بازی آخر بانو آن چیزی نیست که در کتاب آمده است. این رمان، رئال بود و فصل چهارم، انتهایش بود. این کتاب ۲ سال و ۸ ماه هیچ مجوزی نگرفت. هیچ اصلاحی را مطرح نمی‌کردند بلکه می‌گفتند که این کتاب غیر قابل چاپ است. این کتاب بلاتکلیف مانده بود تا این که یک روز پای سخنرانی یک نویسنده‌ای بودم. او چهار پایان برای رمان خود درنظر گرفته بود. سخنان او راهی را در ذهن من ایجاد کرد و یک بازی پست مدرنیستی فرمالیستی برای دور زدن مجوز را آغاز کردم. بر همین اساس، برای کتاب، ۴ پایان درنظر گرفتم، خودم را به عنوان یک شخصیت داستانی وارد آن کردم و ... وقتی کتاب برای دریافت مجوز رفت یک تفاوت عمده داشت و آن هم این بود که به قول پست مدرن‌ها، واقعیت، مساله‌دار شده بود. بدین گونه که پایان ‌بندی را در قالب نوشته یک کارآموز به نام بلقیس سلیمانی تنظیم کردم. این گونه بود که موفق شدم مجوز بگیرم. رمان دینی نداریم/ رمان حوزه ظهور و شکوفایی شر و خطا است نویسنده رمان «بازی آخر بانو» در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر ایدئولوژیک بودن رمان گفت: خاطرم هست که یکی از سایت‌های حوزوی با من مصاحبه می‌کرد و از من پرسید که آیا رمان دینی داریم؟ در پاسخ به او گفتم که نداریم. اکنون هم می‌گویم نداریم. معتقدم که رمان در سرشت خود حاوی المان‌هایی است که با گوهر و جوهر دین متفاوت است. من به عنوان کسی که تعلق خاطر کمی به دین دارم، هرگز سعی نکردم که راجع به دین بنویسم. برای من دین، حوزه تسلیم به یک مطلق خداوندی و امری ماورایی است. این موضوع در حالی است که رمان، حوزه پلورالیسم و تکثر است. در حقیقت رمان، حوزه ظهور هویت بشری و به عبارت بهتر، شر است. به همین دلیل است که می‌گویم هر زمان شما مطلبی را راجع به یک معصوم می‌نویسید، سرگذشت او است. از نظر تشیع، معصوم هیچ‌گاه خطا نمی‌کند در حالی که رمان حوزه ظهور و شکوفایی شر و خطا است. آیا رمان می‌تواند چنین قالبی را در خود جای بدهد؟ در رمان، همانقدر می‌توانید به خداوند یا امر خدایی جایگاه بدهید که به شیطان می‌توانید بدهید. رمان جای این است که شیطان به اندازه خداوند فرصت داشته باشد که خود را بیان کند. به نظرم، در چنین قالبی رمان می‌تواند پر و بال بگشاید و به عنوان گونه قالب، رایج شود. رمان عرصه ظهور شر است که اصلا هم بد نیست و حتی ضرورت نیز دارد. دقت داشته باشید که رمان، برآمده از وجود انسان است. ما در طول تاریخ با دو چیز مبارزه کرده‌ایم؛ یکی با طبیعت و جهان اطرافمان بوده است که خود را حفظ کنیم و دیگری با خودمان بوده است. نتیجه مبارزه با طبیعت، علم و تکنولوژی شد و نتیجه مبارزه با خود، قرارداد اجتماعی، اخلاق و دین شد. اگر چنین قوانینی شکل نمی‌گرفت مطمئنا انسان‌ها همدیگر را پاره می‌کردند. ما به قانون و دین متصل شدیم تا بتوانیم جلوی خود را بگیریم. رمان همین موضوع را می‌خواهد به ما بگوید. رمان مذهبی الزاما یک سوژه مذهبی نیست/ الهامات ماورایی یک نویسنده رمان دینی او را متفاوت با بقیه می‌کند سید مهدی شجاعی در واکنش به صحبت‌های بلقیس سلیمانی گفت: من نفس این مباحث را مثبت می‌دانم و اعتقاد دارم که محل بحث آن در همین‌جا است. اگر بخواهیم همدیگر را تایید کنیم، رشدی حاصل نمی‌شود. با این حال، به نظرم، باید تعریف رمان دینی را مورد بررسی قرار بدهیم تا به اشتراک ادبیاتی برسیم. در مبانی که اکنون صحبت شد، وفاق زیادی وجود دارد. گمان می‌کنم که اگر به زبان مشترک برسیم و بگوییم که تعریف ما از رمان دینی دقیقا چیست، در نهایت به یک نقطه مشترک برسیم. همان طور که خانم سلیمانی اشاره کردند، تمام تمرکزشان بر ادبیات یونانی بوده است که اساس آن بر مبنای نیایش بوده و بعدا شکل نمایشی به خود گرفته است. برای مثال در فن شعر ارسطو، اثری را درام می‌داند که منجر به تزکیه شود. بر همین مبنا، چالش خیر و شر، چیزی است که در ادبیات قدیم داریم و در ادبیات امروز نیز موجود است. مطمئنا ایشان نمی‌خواهد بگوید که حاکمیت با شر است. اتفاقا نفس این چالش، توسط خداوند در خلقت بشر قرار داده شده است. به اعتقاد بنده، رمان مذهبی الزاما یک سوژه مذهبی نیست. رمانی که از وجود یک انسان فطری و زلال برمی‌خیزد نیز یک رمان مذهبی است. بنابراین، می‌خواهم بگویم پایه و اساس چیزی که درام یا رمان تعریف می‌شود، دینی است. من حتی باور جلوتری نیز دارم و معتقدم چیزی که گیر هنرمند می‌آید از بالا است که به بخش ماورایی او ارتباط دارد. همه افراد، بخش زمینی مربوطه را دارند اما آن چیزی که نوشته یک هنرمند را متمایز از دیگران می‌کند، الهاماتی است که او از بالا می‌گیرد. سلیمانی در واکنش به بعضی مخالفت‌های حاضرین در مورد رمان دینی گفت: اگر بخواهم یک تعریف از دین ارائه بدهم، باید این بحث را خیلی جلو ببریم. از نظر من، منشا اصلی دین، یک منشا قدسی است. گوهر دین، تسلیم در مقابل امر قدسی است و امر قدسی در همه ادیان الهی، خداوند است. با این حال، در تفسیر این امر قدسی با شما وارد مجادله می‌شوم. در قرآن می‌بینید که بارها از عبارت «نازل کردیم» استفاده شده است. این عبارت به معنای ارسال نعمت به اندازه فهم و شعور بندگان است. باید بگویم که از نظر من، دین، اعتقاد به عالم رستاخیز معنا می‌شود؛ دیدگاهی که به شدت در رمان غایب است. رمان عرصه قیامت و امر قدسی نیست. یک رمان، وقتی متولد می‌شود که یک انسان، به معنای اومانیسم شکل می‌گیرد. در مقابل، می‌خواهم بگویم که امر قدسی در هنرهایی خود را متبلور می‌کند که به آن نزدیک باشد. برای مثال، چرا در هنرهای اسلامی ایرانی، خطاطی یا مینیاتور داریم اما مجسمه‌سازی و رمان نداریم؟ دلیل آن مشخص است. چیزی که بر مبنای امر قدسی شکل می‌گیرد، در همین هنرها خود را نشان می‌دهد. باز هم تکرار می‌کنم که به اعتقاد من، رمان اصلا نمی‌تواند محل ظهور امر قدسی باشد. رمان بهترین محل برای شناخت خودمان و به عبارت بهتر، فردیت است اما اصلا محل خوبی برای شناخت امر قدسی نیست. البته اعتراف می‌کنم که انسان یک موجود یکپارچه نیست. به همین دلیل است که نمی‌توانید شر را از رمان حذف کنید. دقت داشته باشید که در یک متن دینی، بالاخره امر قدسی پیروز می‌شود اما رمان اصلا عرصه پیروزی نیست بلکه عرصه تجلی این دو است. ]]> عمومی Mon, 24 Jun 2019 07:50:51 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161757/ شاعر زن بریتانیایی تاریخ‌ساز شد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161658/ ایران آرت نوشت: آلیس آسوالد به عنوان آخرین استاد شعر آکسفورد انتخاب شد. او نخستین زنی است که ۳۰۰ سال پس از بنیان‌گزاری این مقام مهم به این جایگاه دست یافته است. او پس از اعلام این خبر گفت: "پس از یک فرآیند مشخصا تشویش‌برانگیز، بسیار خوشحال، نگران و از کسانی که مرا انتخاب کردند سپاس‌گزارم. من به دنبال فکر کردن به تمام اشکال شعر هستم." ۹ کتاب شعری که آسوالد تاکنون منتشر کرده به خاطر اکتشاف طبیعت و افسانه برای او جوایز مهمی نظیر تی‌اس الیوت، گریفین و جایزه شعر کاستا را به ارمغان آورده است. کرول آن دافی، ملک‌الشعرای پیشین انگلیس، آسوالد را بهترین شاعر حال حاضر بریتانیا می‌داند و جینت وینترسن او را وارث به‌حق تد هیوز معرفی می‌کند: "شاعری که از محل عبور عابران و پارک‌ها نمی‌گذرد، بلکه فضای باز و زندگی بکری را می‌پیماید که در انتظار کشف دوباره‌ی ماست." نگرش رویامانند آسوالد به نواحی روستایی ریشه در مشاهدات موشکافانه او از حیوانات، گیاهان و مناظر دارد و بازنویسی او از داستان‌های کهن سرشار از انسانیت و همدردی است. به گزارش ایبنا، آلیس آسوالد در سال ۱۹۶۶ متولد شد و در آکسفورد در رشته کلاسیک تحصیل کرد. او در کنار شاعری به باغبانی مشغول شد. اولین مجموعه شعر او، "چیزی در شکاف سنگچین" در سال ۱۹۹۶ برنده جایزه فوروارد در بخش اولین مجموعه شد و تجدید خاطره چندصدایی او از یک رود تحت عنوان "دارت" جایزه تی‌اس الیوت را در سال ۲۰۰۲ برای آسوالد به ارمغان آورد. او با همکاری جسیکا گرینمن به عنوان تصویرگر "علف‌ها و گل‌های وحشی" را منتشر کرد که برنده جایزه تد هیوز ۲۰۱۰ شد. آسوالد همچنین برای مجموعه شعر "بیدار شدن" در سال ۲۰۱۶ جایزه کاستا و گریفین را کسب کرد. اندرو موشن، ملک‌الشعرای پیشین که یکی از ۱۶۷ نفری بود که به آسوالد برای این مقام رای داد، اعلام کرد که از این اتفاق بسیار خوشحال است. او گفت: "خوشحال از این بابت که او یکی از بهترین شاعرانی است که در حال حاضر می‌نویسد و بسیار شایسته این موقعیت است. زیرا زمانی بسیار طولانی است که این مقام از زن‌ها گرفته شده و او ایده‌های بسیار جالب و پرانرژی برای این نقش دارد." این مقام آکسفورد که در سال ۱۷۰۸ بنیان گذاشته شد یکی از مهم‌ترین منصب‌ها در شعر است که پیش از این سیموس هینی، رابرت گریوز و ویستن هیو آودن آن را برعهده داشته‌اند. نامزدها می‌بایست حمایت حداقل ۵۰ فارغ‌التحصیل را داشته باشند و از امتیاز کافی برای تحقق بخشیدن به وظایف این پست برخوردار باشند. اندرو مک‌میلان و تاد سوئیفت نیز در فهرست نهایی نامزدهای این دوره بودند. آسوالد هزار و ۴۶ رای، مک‌ملیان ۲۱۰ رای و سوئیفت ۵۸ رای کسب کردند. آسوالد در بیانیه‌ای که در حمایت از نامزدی خود برای این پست منتشر کرد از برنامه‌های خود برای رویدادهای شعر فوق‌العاده شامل شعرخوانی‌های شبانه، کارناوال ترجمه و یک سیرک شعر الگوبرداری‌شده از سیرک‌ موسیقی جان کیج پرده‌برداری کرد. او نوشت: "کتاب یک مکان فوق‌العاده آرام است، اما من همیشه تصور می‌کنم که اگر شعر فرصت مناسبی ارائه کند، به آن می‌رسد و این یکی از وظایف ما به عنوان شاعر است که چنین فرصت‌هایی را برای خود یا دیگران فراهم کنیم. خوشحال می‌شوم اگر بتوانم بچه‌های مدرسه‌ای را در چنین فرصت‌هایی شرکت دهم." آسوالد ادامه داد: "شعر یک سیستم حافظه کهن است که می‌خواهد بلند شنیده شود یا حداقل به شیوه یک جریان موسیقیایی خوانده شود و قوه تخیل را بیش از فهم عقلانی ترویج دهد. اما در حال حاضر رسانه در حال تغییرات اساسی است. دلیلی نمی‌بینم که چرا شعرهای اینستاگرامی نباید به اندازه شعرهای تجسمی یا شعرهای بصری چینی ارزنده باشند. من از این فرصت برای دعوت از شاعران جوان برای شرکت در بحث درباره آنچه شعر بوده و دارد می‌شود استقبال می‌کنم." ]]> عمومی Sun, 23 Jun 2019 07:38:38 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161658/ رونمایی از یادداشت رهبر انقلاب بر کتاب «شیر زیتان» http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161561/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرآنلاین؛ مدیر انتشارات سوره سبز گفت: نیروی زمینی محوری ارتش جمهوری اسلامی ایران در مراسمی با عنوان «اجابت خورشید» از یادداشت تجلیل رهبر معظم انقلاب (مدظله‌العالی) برای کتاب شیر زیتان، مجموعه ٨ جلدی روایت عشق (زندگی نامه داستانی شهدای مدافع حرم ارتش)، کتاب اجابت خورشید (مشتمل بر طرح‌های لبیک یا امام خامنه‌ای نزاجا؛ به قلم سرتیپ دکتر کیومرث حیدری، فرمانده نیروی زمینی ارتش) و سایر تازه‌های نشر نزاجا؛ رونمایی می‌کند. محسن صادق‌نیا با بیان این‌که برنامه «اجابت خورشید» از ساعت ۹ و ۳۰ دقیقه تا ۱۱ و ۳۰ دقیقه پنجشنبه، سیزدهم تیرماه ۱۳۹۸ در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود، افزود: در این مراسم از حضور فرمانده نیروی زمینی ارتش، فرماندهان و مسئولین نیروهای مسلح، وزیر محترم ارشاد، رئیس دفتر ارتباطات مردمی نیروهای مسلح، رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش، رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، خانواده‌های معظم شهدا، جمعی از نویسندگان نیز دعوت شده است. ]]> عمومی Sat, 22 Jun 2019 07:07:16 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161561/ برگزاری آزمون‌های مدارس سمپاد از 30 خرداد/ جزییات http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161458/ به گزارش ستاره ها؛ خسرو ساکی در گفت‌وگو با ایسنا، در این باره اظهار کرد: آزمون ورودی مدارس استعدادهای درخشان در پایه هفتم با ۱۷۴ هزار و ۳۴۲ شرکت کننده در ۹۶۱ حوزه اجرایی در روز پنج شنبه ۳۰ خرداد ماه برگزار می‌شود. وی افزود: آزمون ورودی مدارس استعدادهای درخشان و نمونه دولتی پایه دهم نیز با ۲۶۲ هزار و ۵۲۵ شرکت کننده در ۱۴۲۰ حوزه اجرایی روز جمعه ۳۱ خرداد در سطح کشور برگزار می‌شود. رئیس مرکز سنجش و پایش کیفیت آموزشی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه این آزمون به صورت مشترک از سوی مرکز پرورش استعدادهای درخشان و مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش برگزار می‌شود گفت: آمادگی کامل برای برگزاری این آزمون‌ها وجود دارد، تمهیدات فراهم شده و مشکلی در این زمینه نداریم. به گزارش ایسنا، فاطمه مهاجرانی، رئیس مرکز ملی پرورش استعدادهای جوان و دانش پژوهان جوان نیز پیش از این درباره جزئیات این آزمون‌ها گفته بود: از مجموع بیش از ۲۶۰ هزار ثبت نامی در سمپاد متوسطه دوم تحت عنوان تکمیل ظرفیت، ۱۲ هزار نفر و در مدارس نمونه دولتی هم ۵۰ هزار نفر پذیرش می‌شوند. وی درباره منابع آزمون ورودی متوسطه دوره اول گفت: با توجه به اینکه اسم مدارس تیزهوشان است علی القاعده باید هوش، سنجیده شود. علت این است که پیشینیان ما از سنجش استعداد تحصیلی استفاده می‌کردند این بود که یک همبستگی مثبت بین هوش و استعداد تحصیلی وجود دارد، لذا پایه علمی داشت، نه آنکه کلاً مردود باشد. منتها به سبب آسیبی که به دوره ابتدایی می‌زد به سمت سنجش هوش سوق پیدا کرد. مهاجرانی اعلام کرد که امسال یقیناً از شیوه سال قبل استفاده نمی‌شود. آزمون امسال پایه هفتم از جنس هوش است و منبع مشخصی ندارد. علم می‌گوید تنها دو درصد جامعه از هوش بالا برخوردارند؛ از خانواده‌ها می‌خواهیم فرزندان خود را تحت فشار نگذارند و اجازه دهند هرکدام با استعدادهایی که دارند مسیر موفقیت شأن را طی کنند. سمپاد مساوی موفقیت نیست و برعکس. ]]> عمومی Wed, 19 Jun 2019 07:09:42 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161458/ دغدغه سیدالکریم برطرف کردن شبهات بود/ صاحب خطبه های امیرالمؤمنین http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161423/ به گزارش ستاره ها به نقل ازخبرگزاری مهر؛ حضرت عبدالعظیم حسنی که نسب شریف ایشان با چهار واسطه به امام حسن مجتبی (ع) منتهی می‌شود، از بزرگان علما و محدثین و زهاد و عباد و صاحب ورع و تقوی و از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی (ع) بوده و از آن بزرگواران نقل حدیث کرده است و از اخباری که درباره وی وارد شده، استفاده می‌شود که وی مورد مهر و علاقه و محل اعتماد و اطمینان ائمه اطهار (ع) بوده است. از مطالعه تاریخ زندگی حضرت عبدالعظیم حسنی این مطلب روشن است که او نسبت به ائمه زمان خود اخلاص و اعتقاد کاملی داشته است و در عصر خود دارای موقعیت عظیمی بوده و با عده زیادی از اصحاب حضرت صادق وکاظم و رضا (ع) ارتباط داشته است. علمای رجال و فقهای بزرگ شیعه حضرت عبدالعظیم را در کتب خود توصیف و توثیق کرده اند و همگان او را به خلوص عقیده و صفای باطن و اعتقاد صحیح ستوده اند. نجاشی حضرت عبدالعظیم را صاحب خطب امیرالمؤمنین (ع) ذکر نموده است. میرزاحسین نوری در مستدرک‌الوسائل وی را به امانت و راستگویی و درستکاری می‌شناسد و اهل زهد و عبادت می‌داند و از قول امام هادی (ع) پاداش زیارت او را بهشت می‌داند. علامه حلّی او را جزو ثقات و ممدوحین ذکر کرده و در خلاصه‌الاقوال می‌نویسد: «او کتابی راجع به خطبه‌های امیرالمؤمنین (ع) تألیف کرده، وی مردی عابد و پرهیزگار بود.» شیخ صدوق او را «مرضی» می‌شناسد که نهایت اعتمادش را می‌رساند. میرداماد گوید: حضرت هادی (ع) به او فرمود: «تو به حق از دوستان ما هستی». این فرمایش جامع‌ترین تعریف درباره حضرت عبدالعظیم با در نظر گرفتن شرافت، نسب و عظمت خانوادگی اوست و دلالت دارد که وی مردی شریف و بزرگوار و خوش‌نفس و خوش‌عقیده بود و اخباری که در زیارتش از امام هادی (ع) رسیده، شاهد گویایی از مقام ارجمندش در نزد اهل بیت است. شیخ عبدالله ممقانی نوشته: «علت عدم تصریح محدثان و فقها به توثیق ایشان، جلالت و بزرگواری‌اش بوده؛ زیرا مقام ایشان والاتر از ثقه می‌باشد.» احمد بن محمد برقی که از روات مشهور شیعه است، گوید: «کان مرضیا» و این جمله حاکی از عظمت و بزرگواری و موقعیت عظیم او در نزد مشایخ اجازه است. صاحب بن عباد می‌نویسد: ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب علیهم‌السلام، صاحب ورع و تقوا و پرهیزگاری به شمار می‌رفت و معروف به امانت و درستکاری و راستگویی بود. او در امور دین آگاه، به مسائل مذهبی و احکام قرآن آشنا بود و حقایق دینی را درک می‌کرد و احادیث و روایات زیادی نقل کرده و از حضرت جواد و هادی علیهماالسلام روایت می‌کند و آن دو بزرگوار مراسلات و توقیعاتی برای او نوشته‌اند. او تألیفاتی هم دارد که از آن جمله کتابی است به نام «یوم و لیله». عده‌ای از مشایخ حدیث و روایت از وی اخذ حدیث کرده‌اند؛ از جمله احمد برقی و ابوتراب رویانی. علامه مجلسی گوید: «از مزارات مشهور، مرقد منور امامزاده واجب‌التعظیم عبدالعظیم حسنی است. او از اکابر و محدثین و اعاظم علما و زهاد و عباد بود.» مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح‌الجنان گوید: «امامزاده لازم‌التعظیم جناب عبدالعظیم، قبر شریفش در ری معلوم و مشهور است، و علو مقام و جلالت شأن آن حضرت اظهر من الشمس است؛ چه، آن جناب علاوه آنکه از دودمان حضرت خاتم النبیین (ص) است، از اکابر محدثین و اعاظم علما و زهاد و عباد و صاحب ورع و تقواست.» حجت الاسلام ناصر رفیعی با اشاره به اینکه شخصیت این سید بزرگوار دردمند بود، می‌گوید: این درجه عالی تا جایی پیش رفته است که ثواب زیارت ایشان به اندازه زیارت امام حسین (ع) به شمار می‌رود. وی ادامه می‌دهد: عبدالعظیم الحسنی (ع) در زمان نحله‌های فکری و افکار غلط چون وجود شبهات در موضوع امامت، قضا و قدر، حضور فرقه زیدیه که جامعه را به انحراف می‌کشاند زندگی می‌کردند، متأسفانه امروز شبهات به راحتی در فضای مجازی، اینترنت و … بدون کنترل در حال انتشار است. این استاد اخلاق با بیان اینکه شبهه نباید توقف داشته باشد بلکه گذرگاه باید باشد، خاطرنشان کرد: شبهه راجب احکام بد نیست اما اینکه فرد در یک شبهه بماند خوب نیست، در اصل شبهه اگر باعث بالا بردن اعتقادات و درستی در یک موضوع شود مناسب است، در همین راستا باید گفت عبدالعظیم حسنی یکی از دغدغه‌های اصلی‌شان برطرف کردن شبهات زمان‌شان بود. رفیعی می‌گوید: با کمی مراجعه به احادیث این سید بزرگوار متوجه می‌شویم که بیش از نیمی از احادیث ایشان در مورد موضوعات اعتقادی و نیمی دیگر مربوط به موضوعات امامت است. موضوعی که امروزه کمتر به آن توجه می‌شود رجوع به امام یا عالم دینی است، جوانان ما امروز به جای آنکه به علمای دینی خود رجوع کنند به راحتی در فضای مجازی با شبهه مواجه می‌شوند. وی ادامه می‌دهد: شاه عبدالعظیم الحسنی (ع) در رابطه با موضوع دینداری در مقابل امام هادی (ع) زانو زدند و گفتند ای امام آیا دین من درست است یا خیر؟، این امر کاملاً نشان می‌دهد که موضوع اعتقادات بسیار مهم است. آیت الله جوادی آملی در مورد عظمت و بزرگی عبدالعظیم حسنی می‌گوید: حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) که معاصر امام هادی (ع) بود، مهمترین مطالب اعتقادی و ایمانی خود را به محضر امام زمان خود عرضه داشت و خدمت امام هادی (ع) عرض کرد من عقایدم را به حضور شما گزارش می‌کنم تا اگر کاستی در آنها وجود دارد مرا راهنمایی کنید که آن حضرت پس از شنیدن عقاید حضرت عبدالعظیم (ع)، ضمن معرفی امامان بعد از خود، عقاید وی را تأیید کرد و فرمود دین تو دینی است بر حق لذا بر آن ثابت بمان. این حدیث نشان می‌دهد انسان باید همواره عقیده خود را بر کتاب و سنت الهی یعنی بر ثقلین عرضه کند تا نواقص و زواید اعتقادی هر کس برای خودش آشکار شود. وی با بیان روایتی دیگر از امام هادی (ع) می‌گوید: حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) از امام هادی (ع) نقل می‌کند که ایشان فرمود هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است، این حدیث علاوه بر تاکید بر این نکته که هر کس موظف است امام زمان خود را بشناسد نشان می‌دهد که جاهلیت مرگ به جاهلیت حیات وابسته است. وی ادامه می‌دهد: اگر زندگی انسان زندگی جاهلی باشد، مرگ او نیز مرگ جاهلی خواهد بود و اگر زندگی انسان زندگی عقلانی باشد مرگ او نیز مرگ عقلانی خواهد بود؛ چرا که مرگ عصاره زندگی است و انسان در هنگام مرگ عصاره زندگی خود را می چشد؛ اگر شجره حیات ما، شجره طیبه بود طعم شیرین ثمره آن را در هنگام مرگ خواهیم چشید و از این روست که کلینی نقل می‌کند هیچ لذتی برای انسان مؤمن شیرین‌تر از لذت مرگ نیست. آیت الله جوادی آملی توصیه امام هادی (ع) به حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) را مورد اشاره قرار داده و می‌گوید: عبدالعظیم حسنی (ع) از امام هادی (ع) نقل می‌کند که یاد و نام ائمه اطهار (ع) در لحظه‌ای که جان در حال خارج شدن از بدن است به فریاد انسان می‌رسد؛ لذا انسان تا می‌تواند باید اسم این ذوات قدسی را تکرار کند و با آنها مأنوس شود. آیت الله میرباقری نیز در مورد حضرت سیدالکریم می‌گوید: ایشان نسل پنجم امام مجتبی هستند و غیر از این صاحب مقامات بسیار فراوانی هم هستند؛ سه یا چهار امام را درک کردند و شاگردی خاص کردند و از ایشان حدیث نقل می‌کنند. در روایات از امام هادی نقل شده که فرمودند: «أنتَ وَلِیُّنا حَقاً» کسی که معصوم ولایت او را تصدیق می‌کند یعنی وادی ولایت را طی کرده است. از سوی دیگر زیارت حرم باصفای حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) نیز در همین راستا مورد تأکید و توجه بوده است که در روایتی از امام هادی (ع) آمده است که هر کس قبر حضرت عبدالعظیم (ع) را زیارت کند، خداوند بهشت را به او پاداش می‌دهد! و همچنین در نقل دیگری آمده است که مردی از اهل ری، خدمت امام هادی (ع) رسید. امام از او پرسید: کجا بودی؟ گفت: به زیارت سیّد الشهدا (ع) رفته بودم. حضرت فرمود: بدان که اگر قبر عبدالعظیم حسنی را زیارت کنی، گویا حسین بن علی (ع) را زیارت کرده‌ای. اینکه زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) پاداش بهشت دارد و یا همچون زیارت کربلا ارزشمنداست، دلیل و نشانه مقام والا و عالی آن سیّد بزرگوار در نزد خدا و اهل بیت عصمت (ع) است؛ چراکه وی درآن دوران سخت و پرخطر، مطیع امامان بود و فروغ احادیت و کلمات نورانی ائمه‌ی اطهار (ع) را در شهرهای مختلف می‌گستراند؛ لذا فعالیت او در چنان شرایط خطیر از ارزش خاصی برخوردار بود. آیت الله میرباقری در مورد زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی می‌گوید: زیارت ایشان هم آثاری دارد در روایت فرمودند کسی که ایشان را زیارت بکند کانه امام حسین را زیارت کرده است. این مقام، مقام رفیعی است که زیارت کسی زیارت امام حسین بشود. البته در روایت داریم کسی مؤمن را زیارت کند «کَمَن زَارَ اللهِ» است؛ اما این یک مفهوم عام است. در خصوص حضرت عبدالعظیم اجمالاً شاید معنایش این است که در حرم ایشان تجلی خاصی از سیدالشهدا است. همان طور که در زیارت سیدالشهدا هزاران حج است و اگر کسی زیارت کند «کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ»، این مقامات گویا می‌تواند در زیارت حضرت عبدالعظیم حاصل شود و البته باید معنا کرد که یعنی چه یک شخصیتی به جایی برسد که زیارتش ثواب حج‌های فراوان داشته باشد چنانچه زیارت امام حسین همین است که به نحو کمالش «کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ» این را بزرگان معنا می‌فرمایند که یعنی چه انسان در این مقام باشد. ]]> عمومی Wed, 19 Jun 2019 03:30:09 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161423/ بی‌اعتنایی دانشجویان ایرانی به زبان فارسی/ چرا باید واژگان بیگانه را از زبان زدود؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161422/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری تسنیم، «زبان و ادبیات فارسی» در ایران؛ عنوانی که هم سهل است و هم ممتنع؛ هم می‌دانیم چیست و هم درک درستی از آن نداریم. ساده‌ انگاشتن این مرحله از آموزش در میان کودکان سبب شده تا بسیاری از دانش‌آموزان فارغ‌التحصیل از مدارس در سطح متوسطه و حتی گاه در سطح دانشگاهی، تسلط کافی به زبان رسمی کشور خود نداشته باشند و ای‌بسا همان‌ها به زبان دیگر، عمدتاً انگلیسی، آشنایی و تسلط کافی داشته باشند. وضعیت آموزش زبان و ادبیات فارسی در رشته‌‌ای مانند علوم انسانی هم مناسب نیست. در تحقیقی که سال گذشته از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی در میان دانش‌آموزان استان تهران صورت گرفته، مشخص شده است که دانش‌آموزان در رشته علوم انسانی، یعنی رشته‌ای که بیشتر با متون ادبیات فارسی و توانایی زبانی سر و کار دارد، به‌نسبت دانش‌آموزان دو رشته تجربی و ریاضی، در مهارت‌های خواندن و شنیدن، کمترین میزان را دارند. حسن ذوالفقاری، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و مدیر گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در یادداشتی با عنوان «زبان فارسی و نظام آموزش عالی» در خبرنامه گروه آموزش زبان فرهنگستان به ضعف‌های موجود و چرایی آن در سطح دروس دانشگاهی به خصوص در دروس دانشگاهی رشته زبان و ادبیات فارسی پرداخته است. او در ابتدا به وضعیت آموزش زبان فارسی در میان دانش‌آموزان فارغ‌التحصیل پرداخته می‌نویسد: نمرات زبان و ادبیات فارسی کنکور دانشجویان نشان می‌دهد با توجه به اینکه درس زبان و ادبیات فارسی در آزمون سراسری، برای تمامی رشته‌ها ضریب چهار دارد؛ یعنی در مجموع 36 درصد کل امتیاز دروس عمومی در اختیار زبان و ادبیات فارسی است اما بررسی‌ها نشان می‌دهد شمار قابل توجهی از پذیرفته‌شدگان کنکور با نمره‌های صفر و زیر صفر در این درس، به دانشگاه راه می‌یابند. از این تعداد، بیشترین سهم نصیب گروه آزمایشی علوم انسانی و رشته‌هایی شده است که این درس مهارت اصلی ایشان محسوب می‌شود؛ رشته‌هایی مانند زبان و ادبیات فارسی، آموزش زبان و ادبیات فارسی و آموزش و پرورش ابتدایی. اغلب کمتر از 10 درصد به سؤالات این درس پاسخ داده و با این پایه وارد دانشگاه شده‌اند. اولین مشکل زبان فارسی در دانشگاه از همین نقطه آغاز می‌شود. دانش زبانی دانشجویان چه در تمامی رشته‌ها و چه ادبیات فارسی بسیار پایین و نگرش آنان به زبان فارسی اندک و رنگ‌باخته است. از این رو همواره دانشجویان می‌پرسند اصلاً چرا باید واژگان بیگانه را از زبان زدود! البته یک روزنه باز است: دانشجویان در دوره کارشناسی سه واحد درس فارسی می‌گذرانند که در عمل دو واحد اجرا می‌شود اما محتوای آن متون ادبی است تا آموزش زبان. باز همین متون نیز بر اثر بی‌توجهی گردآورندگان کتاب‌های فارسی عمومی، اغلب تکرار متون دوران دبیرستان است و اساساً به مهارت‌های زبانی توجهی نمی‌شود. در دوره کارشناسی ارشد و دکترا نیز درسی پیش‌بینی نشده و وضع نگارش و کاربرد زبان بسیار نگران‌کننده است. لازم است در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا آزمون زبان فارسی(نظیر تافل انگلیسی) برگزار شود تا دانشجویان از حداقل مهارت‌های زبانی برخوردار باشند. البته در سال 1394 فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیشنهادی را به شورای گسترش زبان فارسی داد که حاوی همین نکته بود و تاکنون بی‌پاسخ مانده است. بی‌توجهی به زبان فارسی در رشته تخصصی زبان و ادبیات فارسی نیز تا آنجاست که تنها 15 درصد واحدهای درسی این رشته به حوزه زبان فارسی بازمی‌گردد؛ در حالی که بیشترین استفاده کاربرد و نیاز دانش‌آموختگان زبان و ادبیات فارسی در حوزه مهارت‌های زبانی است. برنامه درسی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه با مشکلات و آسیب‌هایی جدی مواجه است؛ چون: تکراری بودن مباحث و واحدهای درسی تا مقطع دکتری؛ استفاده نکردن از آثار جدید تألیفی و ترجمه‌ای در برنامه؛ کهنه بودن سرفصل‌ها و سیطره طیف سنتی بر برنامه‌های این رشته چنان که اخیراً با تغییراتی مثبت اما اندک در برنامه بسیاری آن را نمی‌پذیرند؛ انعکاس نیافتن تحولات کیفی ادبیات در دوران جدید در برنامه‌های درسی؛ نبود درس‌هایی با موضوعات جدید چون رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، فیلم‌نامه؛ توجه به حواشی ادبیات تا خود ادبیات و خلاقیت‌های ادبی؛ نبود برنامه‌هایی برای انتقال تجربیات نویسندگان، شاعران و پژوهندگان معاصر به دانشجویان؛ به حاشیه رانده شدن دانشجویان به دلیل ضعف برنامه درسی دانشگاهی؛ ناکارآمدی دانشجویان به دلیل بی‌توجهی به مقوله‌های مهارتی، کاربردی و مباحث تازه چون ادبیات جهان، نقد ادبی و مباحث نو در آموزش زبان و ادبیات فارسی؛ عدم استفاده برنامه‌ریزان رشته زبان و ادبیات فارسی از اختیارات قانونی برای تدوین دروس مورد نیاز به دلیل سنتی بودن دیدگاه‌ها و یا محافظه‌کاری؛ بیکاری و غیر متخصص بودن دانش‌آموختگان این رشته؛ رشد بی‌رویه این رشته بدون در نظر گرفتن تعداد و توان استادان اعضای هیئت علمی؛ ناآشنایی استادان با آخرین فنون و منابع و مقالات علمی و دستاوردهای این رشته؛ استفاده نکردن استادان از روش‌های فعال آموزشی و فناوری‌های نوین و ابزارهای آموزشی؛ تشکیل ندادن کارگاه‌های آموزشی دانش‌افزایی و روش‌شناسی آموزش و تحقیق در ادبیات. نویسنده در ادامه برای رفع این کاستی‌ها پیشنهاداتی ارائه داده که از این جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: اول. توسعه کیفی رشته زبان و ادبیات فارسی در قالب تأسیس رشته‌ها و گرایش‌‌ها و میان‌رشته‌هایی ممکن است که بتواند دقیق، جزئی‌نگرانه و عمیق به مطالعات زبانی و ادبی بپردازد؛ در این صورت نسل آینده متخصص، عالم، کارآمد، نوجو و مسئله‌یاب خواهند شد. این توسعه باعث می‌شود علائم کهنگی، سنت‌گرایی، ایستایی از برنامه‌های رشته زبان و ادبیات فارسی زدوده شود. اکنون آموزش عالی با تأسیس چندین گرایش در این رشته چون ادبیات کودک،‌ عامه، تطبیقی، نقد ادبی، آموزش زبان فارسی، نگارش و ویرایش تا حدودی به این هدف نزدیک شده است. اما خطر هم در همین نقطه آسیب‌خیز و بیخ گلوی برنامه درسی است: گسترش بی‌رویه و دادن این گرایش‌ها به دانشگاه‌هایی که استاد متخصص ندارند. این یعنی نابودی و مرگ طفل نورس گرایش‌ها. دوم. برنامه‌ریزی‌های کمی باید ناظر بر نیازهای امروز و همسو با توسعه و گسترش سایر علوم انسانی چون فلسفه، هنر، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی باشد. رشد بی‌رویه این رشته به لحاظ تعداد دانشجویان و گسترش آن در شهرستان‌ها و دانشگاه‌های کم‌بنیه، آسیب جدی و جبران‌ناپذیر بر این رشته خواهد گذاشت که البته گذاشته و آن را می‌توان حس کرد. در این برنامه‌ریزی باید از تجربیات استادان مجرب و سال‌دیده در کنار محققان و استادان جوان و پرنشاط و نوگرا بهره‌مند شد تا راه افراط و تفریط بسته بماند و کاستی‌های برنامه فعلی رفع شود. البته این حرص سیری‌ناپذیر برای جذب دانشجویان دکتری در دانشگاه‌های کم‌توان به دلیل نیاز استادان این دانشگاه‌ها به دانشجویان مقاله‌نویس برای ترفیع و ارتقاست. سوم. در برنامه‌ریزی‌‌های آموزشی نقش زبان فارسی به عنوان عامل مهم هویت‌بخش و وحدت‌آفرین، در برنامه‌های درسی پررنگ‌تر و مؤثرتر باشد؛ زیرا یکی از اهداف مهم سند چشم‌انداز کشور، استفاده از زبان فارسی به عنوان زبان علم در تمامی مراکز علمی کشور است. این نیاز به توجه، از آنجا ضرورت می‌یابد که در دنیای جدید و با سیطره زبان‌های بین‌المللی ممکن است رفته‌رفته نقش زبان مادری و ملی ما ایرانیان کم‌رنگ و یا محو شود؛ نسل امروز بیش از پیش نسبت به گذشته باید از این خطر آگهی داشته باشد و به آن مسلط شود و این مسئله مهم نقش دانشگاه‌ها و مدارس را در سیاست‌گذاری و حمایت برجسته می‌کند. چهارم. نظام آموزشی در حوزه زبان و ادبیات باید بتواند از تجربیات نویسندگان و شاعران و خود آنان در جریان آموزشی به شکل شایسته‌ای بهره‌مند شود تا شکاف ادیبان و دانشگاهیان با پدیدآورندگان ادبی و غیر دانشگاهی از میان رود؛ در این صورت می‌توان امید داشت به جای پرداختن به حواشی و مسائل غیر مهم و غیر خلاق، به ابعاد حقیقی و هدف‌های اصلی ادبیات و کارکردهای واقعی آن پرداخته شود. پنجم. نظام آموزشی در حوزه زبان و ادبیات در کنار آموزش و اصلاح برنامه‌ها باید به نیازهای کشور، ظرفیت‌های این رشته و بازار کار و کارآفرینی برای دانش‌آموختگان نیز توجهی در خور داشته باشد. ترسیم آینده‌ای روشن برای نسل جوان و علاقه‌مند به زبان و ادبیات فارسی می‌تواند زمینه‌های رشد آنان را فراهم سازد. تعامل گروه‌های آموزشی زبان و ادبیات فارسی با بازارهای کار و معرفی توان علمی این رشته در رفع نیازهای آنان و جلب حمایت بخش خصوصی در کار‌آفرینی و ایجاد زمینه‌های معرفی دانش‌آموختگان به بخش‌های رسانه‌ای، پژوهشی، آموزشی می‌تواند قدمی مهم در این راه باشد. پیشنهاد می‌شود برای دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی پس از اتمام دوره، دوره مهارتی شش‌ماه برگزار شود تا در این دوره دانشجویان مهارت‌های لازم برای ورود به بازار کار کسب کنند. دوره‌هایی مانند ویراستاری، نویسندگی خلاق، گویندگی و فن بیان، مربیگری آموزش زبان فارسی، نسخه‌پژوهی، آموزش دبیری، روزنامه‌نگاری و ... حمایت مراکز فنی و حرفه‌ای وزارت تعاون و کار و بیمه از این طرح می‌تواند ضامن اجرایی مهمی باشد. ]]> عمومی Tue, 18 Jun 2019 14:54:46 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161422/ سوزان کالینز با کتاب دیگری از «بازی‌های گرسنگی» می‌آید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161402/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر ، کتاب جدید سوزان کالینز از «بازی‌های گرسنگی» که از نظر داستانی پیش درآمدی بر سه گانه مشهور «بازی‌های گرسنگی» است، سال آینده منتشر می‌شود. به نقل از آسوشیتدپرس، ناشر این مجموعه یعنی اسکولاستیک با تأیید این خبر گفت این کتاب ۱۹ می ۲۰۲۰ وارد بازار می‌شود تا بار دیگر مخاطبان را به دنیای «پانِم» ببرد. این کتاب که از آن با عنوان «رمان بی‌عنوان» یاد می‌شود، دنیای پانِم را ۶۴ سال پیش از کتاب نخست روایت می‌کند. سوزان کالینز تأیید کرد که داستان رمان در دست انتشار درباره سال‌هایی است که پس از آن از راه می‌رسد که شهر ماجراهایی را که از آن به عنوان روزهای تاریک یاد می‌شود، پشت سر گذاشته است. وی افزود: این کشف دنیای طبیعت است و پانم تلاش دارد تا دست به بازسازی مجدد آن بزند. این نویسنده گفت در کتاب جدیدش شخصیت‌ها تلاش دارند تا بفهمند چه کسی هستند و لازم است دست به چه کارهایی بزنند تا بتوانند بقای خود را تضمین کنند. کالینز با صدور بیانیه‌ای افزوده است: دوره بازسازی که ۱۰ سال پس از جنگ آغاز شد، زمینه مناسبی برای شخصیت‌های داستان فراهم می‌کند تا به این پرسش‌ها فکر کنند. کالینز تاکید کرد که همه این سوال‌ها دیدگاه‌های شخصیت‌ها را درباره انسانیت و وظایف آن تغییر می‌دهد. داستان کتاب‌های اصلی کالینز در دوره‌ای پسا آخرالزمانی می‌گذرد که جوانان باید برای زنده ماندن یا بکشند یا کشته شوند و همه اینها به صورت زنده از تلویزیون برای همه مردم پخش می‌شود. این سه گانه با عنوان «بازی‌های گرسنگی» در سال ۲۰۱۲، «بازی‌های گرسنگی: اشتعال» در سال ۲۰۱۳و «زاغ مقلد» در دو جلد به بیش از ۵۰ زبان ترجمه و بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه از آنها به فروش رفته است. این مجموعه فروشی افزون بر سه میلیارد دلار را ثبت کرده است. ]]> عمومی Tue, 18 Jun 2019 12:19:25 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161402/ کتابخانه ملی ایران عضو «ایکوم» جهانی شد/ تمجید وزیر فرهنگ ترکمنستان از کتابخانه‌ ملی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161377/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری فارس، آتاگلدی شاه مراداف در دیدار با رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران که ظهر امروز(دوشنبه ۲۷ خرداد ماه) در محل سازمان کتابخانه ملی ایران صورت گرفت ضمن تشکر از مدیریت کتابخانه بابت فراهم ساختن شرایط این دیدار، گفت: توسعه و گسترش روابط با کتابخانه ملی ایران از دغدغه‌های ما بوده چراکه کتابخانه یکی از مقوله‌ها و منابع ثروت و به عنوان خانه دوم ملت محسوب می‌شود. وزیر فرهنگ کشور ترکمستان با بیان اینکه کتابخانه ملی ایران به لحاظ دارا بودن اسناد و منابع به عنوان یکی از غنی ترین کتابخانه‌های دنیا محسوب می‌شود، افزود: آرزوی من این است که با چنین کتابخانه ای که مربوط به کشور برادرمان ایران می‌شود همکاری داشته باشیم. وی با اشاره به وجود کتابخانه‌های بیشمار در ترکمنستان ادامه داد: از جمله فعالیت‌ها و برنامه‌های ما شبکه کردن الکترونیکی کتابخانه‌های سراسر کشور به یکدیگر است. به گفته وزیر فرهنگ کشور ترکمستان، به دستور ویژه رییس جمهور این کشور در تمامی استان‌های ترکمنستان کتابخانه‌های بزرگ دایر شده ومورد بهره برداری قرار گرفته است. شاه مراداف یادآور شد: در کتابخانه ملی ترکمستان اسناد خطی و دیگر اسنادی وجود دارد که متقابلاً در استحکام روابط فی مابین تاثیرگذار خواهد بود. وی افزود: ۹۵درصد کتابخانه‌های ترکمنستان را خانم‌ها مدیریت می‌کنند و بنده جزء معدود آقایانی هستم که طی این سال‌ها سکاندار وزارت فرهنگ این کشور شده‌ام.     وزیر فرهنگ کشور ترکمستان با اشاره به امضای تفاهم نامه بین المللی میان ریاست جمهوری‌های ایران و ترکمنستان ادامه داد: گسترش فعالیت‌ها در حوزه کتابخانه‌ها از جمله مفاد این تفاهم نامه بوده و برهمین اساس امید ست ارتباط تنگاتگی میان کتابخانه‌های این دو کشور ایجاد شود.  در بخش دیگری از این دیدار، سیدمحمد حسین‌هاشمی، معاون همکاری علمی و فرهنگی رسازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، با اشاره به مذاکراتی که با رایزن فرهنگی انجام گرفته، نسبت به آینده روابط ابراز امیدواری کرد. همچنین فریبرز خسروی، معاونت کتابخانه ملی با تاکید بر کارگاه‌هایی که در حوزه آموزش در زمینه نسخ خطی برگزار شده است، بیان کرد: برای تبادل، منابع اسکن شده است و با دیجیتال کردن آن‌ها می‌توان به همکاری سرعت بخشید. علی زرافشان و معاونت اسناد نیز با بیان اینکه زمینه برای تبادل اسناد میان کتابخانه‌های دو کشور فراهم شده است، گفت: یکی از زمینه‌های همکاری در مرمت و نگهداری از اسناد است. بیش از ۲۲ کارگاه برای دانش‌پژوهان در زمینه اسناد برگزار کردیم. پس از اتمام این دیدار، وزیر فرهنگ ترکمنستان با هیات همراه خود در این روز از موزه میراث مستند کتابخانه ملی، دفتر یادبود موزه، مخزن نسخ خطی و مخزن مطبوعات و تالار ایرانشناسی و اسلام شناسی دیدن کردند. * کتابخانه ملی ایران عضو «ایکوم» جهانی شد/اتفاقی نوین در موزه‌داری ایران احمد محیط طباطبایی – رئیس کمیته ملی موزه‌های ایران(ایکوم) با اعلام این خبر اظهار داشت: بنابر تعریف جدید موزه از منظر و دیدگاه شورای بین المللی موزه‌ها، موزه به نهادهای غیرانتفاعی که به شناخت، حفاظت و معرفی بخشی از میراث فرهنگی، تاریخی، طبیعی و هنری بشر می‌پردازند و ورود و خروج به این اماکن آزاد بوده و افراد و مردم می‌توانند از این آثار بازدید و استفاده کنند، اطلاق می‌شود. وی افزود: با توجه به این تعاریف، کتابخانه‌های ملی، آرشیوهای ملی و .... موزه تلقی می‌شوند، براین اساس با حمایت اشرف بروجردی – مشاور رئیس جمهور و ریاست سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، مجموعه «سازمان اسناد و کتابخانه ملی» به عنوان یک موزه به عضویت کمیته ملی موزه‌های ایران درآمده و در کنار سایر فعالیت خود از این منظر نیز جهت انتقال فرهنگ از نسلی به نسلی دیگر می‌پردازد. محیط طباطبایی ادامه داد: آغاز رسمی عضویت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در کمیته ملی موزه‌ها، با برپایی نمایشگاه «نور در اماکن مقدس اصفهان» صورت می‌پذیرد، که توسط نیکولتا زاگورا – نماینده ایکوم رومانی طراحی و با همکاری ایکوم ایران اجرا می‌شود. وی تصریح کرد: همچنین قابل توجه است که عضویت کتابخانه ملی ایران در کمیته ملی موزه‌ها برای نخستین بار است که اتفاق می‌افتد، زیرا درگذشته این تصور بود که کتابخانه ملی ایران بخشی از فضای خود را اختصاص به گالری موزه‌ای می‌دهد، درحالیکه همه ماهیت سازمان اسناد و کتابخانه ملی یک موزه است و این اتفاق در حوزه موزه داری در ایران بسیار نوین و جدید است. گفتنی است، در نمایشگاه «نور در اماکن مقدس اصفهان» ۳۰ اثر نقاشی از ۱۰ هنرمند ایرانی و اروپایی ازجمله ۵ نقاش از کشورهای رومانی، اکراین، جمهوری چک، کرواسی، استونی، و همچنین نقاشان ایرانی از جمله ابوسعید اسدی، حامد نوروزی، بارانا سعادت، زهرا  شفیع و اوژن شیراوژن برپا می‌شود. نقاشی‌های این نمایشگاه به مدت ۱۰ روز در اصفهان کار شده است، که شامل تصاویر اماکنی همچون چهل ستون، میدان نقش جهان، مسجد جامع و مکانهای مقدس اصفهان است. این نمایشگاه که به پیشنهاد نیکولتا زاگورا – نماینده ایکوم رومانی طراحی شده است، با همکاری ایکوم ایران، سفارتخانه رومانی و سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران عضو جدید ایکوم در روز سه شنبه ۲۸ خرداد ساعت ۱۶ افتتاح می‌شود. ]]> عمومی Tue, 18 Jun 2019 09:23:29 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161377/ اقبال جهان اسلام به آثار شریعتی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161325/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر، اگرچه تاثیرپذیری جهان اسلام از شریعتی در مقاطع مختلف با فراز و نشیب‌هایی مواجه بوده و شاید در مقاطعی به اندیشه شریعتی بیشتر اقبال شده و در مقاطعی کمتر، اما با این وجود می‌توان شریعتی را یکی از مهمترین متفکران جهان اسلام نام نهاد. در گزارش پیش رو در گفتگو با کارشناسان منطقه‌ای، به بررسی جایگاه اندیشه علی شریعتی در کشورهای اسلامی نگاهی خواهیم داشت. یکی از دلایلی که می‌توان به عنوان عامل اقبال مردم و نخبگان جهان اسلام به اندیشه شریعتی نام برد این است که جهان اسلام متأثر از جریانات چپ بود و این ادبیات نیز در شریعتی مشهود بود. لذا فضای حاکم بر کشورهای عربی و اسلامی در آن دوره، بخصوص نیمه دوم قرن بیستم، می‌تواند یکی از دلایل اقبال به اندیشه شریعتی باشد. حجت الله جودکی، رایزن فرهنگی سابق ایران در مصر در این باره گفت: چپ اسلامی یک جریان فکری است نه جریانی سیاسی. محدود به جهان عرب هم نیست، بلکه در کل جهان اسلام حضور دارد. در دوران معاصر اندیشه چپ اسلامی به نظر من با شریعتی شروع شده است. چپ به معنای این است که اپوزیسیون وضع موجود است. یعنی مخالف وضع موجود است. وضع موجود را برنمی تابد. شریعتی هم همینطور بود وضع موجود را برنمی‌تابید. اندیشه شریعتی به این دلیل کهنه نشده که ضد تحجر است. مثلاً شریعتی یک کتاب نوشت به نام پدر مادر ما متهمیم و تمام آن چیزهای سنتی را که متحجرانه می‌دانست زیر سوال برد. این چپ است. یعنی همچنان زایش دارد وی ادامه داد: اندیشه شریعتی به این دلیل کهنه نشده که ضد تحجر است. مثلاً شریعتی یک کتاب نوشت به نام پدر مادر ما متهمیم و تمام آن چیزهای سنتی را که متحجرانه می‌دانست زیر سوال برد. این چپ است. یعنی همچنان زایش دارد. نه اینکه هر حرفی زده آن دیگر تا ابد همان است، نه. آن حرف باعث شده که افرادی تربیت بشوند که بروند دنبال تولید فکر. چرا؟ چون یک چیز سنتی را دربست نپذیرفتند. مدام مجبور است فکر کند. وی افزود: در گفتمان شریعتی، چپ اسلامی خیلی متمرکز شد و تجلی پیدا کرد. شریعتی توانست کاملاً خط و ربط دارش کند. در زمان شریعتی این گفتمان خیلی قوّت گرفت و رشد کرد، طوری که خودش منبع فکر شد و شریعتی چیزهایی به آن اضافه کرد که باعث شد تأثیر وسیعی بگذارد. همچنین عباس برومند اعلم کارشناس مسائل شمال آفریقا در مورد تأثیر جریان چپ اسلام گرا از شریعتی گفت: دو گروه، دو تیپ فکری هستند که مخاطب اصلی آرای شریعتی بودند؛ یکی جریان‌های نواندیش دینی و دیگری جریان چپ اسلام‌گرا. چپ گرای مسلمان با چپِ اسلام‌گرا فرق می‌کند. وی ادامه داد: چپ اسلام‌گرا کسی است که بحثش اسلام است، دال مرکزی اندیشه اش اسلام است و به دنبال این هست که بر مبنای اسلام طرح نویی دراندازد، منتهی برای این مقصودش از ادبیات و آرا و اندیشه‌ها و المان‌های جریان چپ استفاده می‌کند. شریعتی مثلاً می‌تواند درایران ما چنین چیزی باشد. اما چپ مسلمان کسانی هستند که به لحاظ عقیدتی کاملاً سوسیالیست هستند اما این سوسیالیسم را در چارچوب هویتشان قبول دارند و دراینجا دین جزئی از هویت‌شان است. وظیفه ذاتی برای خودشان نسبت به اسلام و اسلام‌گرایی و ترویج اسلام قائل نیستند. اسلام را به عنوان یکی از شاخصه‌های بنیادین هویت خودشان می‌شناسند و معتقدند در چارچوب این هویت ما بایستی اندیشه سوسیالیسم را داشته باشیم. همان جا می‌شود به او گفت چپ مسلمان. وی افزود: اگر بخواهیم دو شاخص قرار دهیم برای اینکه چرا شریعتی در مصر و به طور پراکنده در شمال آفریقا مقبولیت پیدا کرده این دو شاخص مهمترین است. یکی اینکه ایشان در آرا و آثارش نماینده هیچ فرقه‌ای نیست و شما نمی‌توانید او را متهم به شیعه گری یا ترویج شیعه گری کنید و دوم اینکه مباحثش درون مایه سوسیالیستی دارد و این با فضای حاکم بر کشورهای عربی و اسلامی در آن دوره، بخصوص نیمه دوم قرن بیستم سازگاری دارد. کما اینکه در ایران خودمان هم همینطور بود. در دهه سی و چهل غلبه جریان چپ بر فضای روشنفکری ما خیلی جدی بود. حیدر حب الله پژوهشگر لبنانی نیز در مورد ارتباط جریانات چپ و شریعتی در جهان اسلام  گفت: ارتباط وثیق و نقاط مشترک زیادی بین دکتر شریعتی و جریانات چپ وجود دارد. ادبیات شریعتی خیلی آنها را جذب می‌کرد. البته این به معنای تأثیرپذیری آنها از دکتر شریعتی نیست؛ اما به افکار او راه دادند و از او استقبال کردند. خصوصاً که او به عنوان رقیب جریان چپ مطرح نبود. مثلاً شهید صدر هم از مبارزه با ظلم و کمک به فقرا و مستضعفان حرف میزد، اما چون خودش نظرگاه اسلامی مستقلی بود و رویکرد ضدچپ داشت، برای چپ‌ها خوش نمی‌آمد. وی ادامه داد: همه نویسندگان و متفکران جریان شیعه روی جریان چپ اثرگذار بودند. خیلی از چپها اصلاً اهل نماز و عبادت بودند. لذا اگر کسی بگوید همان افکار سوسیالیستی در اسلام هم هست خوب طبعاً جذب می‌شوند و مسلمان می‌مانند. حتی سیدقطب که می‌گفت زائد مال را باید انفاق کرد خیلی نزد علاقمندان به سوسیالیسم مقبول افتاد. حیدر حب الله در مورد تأثیرپذیری جهان اسلام از اندیشه شریعتی گفت: جریانات اسلامی حقیقتاً از شریعتی خوششان می‌آمد و از او اثر پذیرفتند. عقیده اخوان المسلمین تغییر و انقلاب در برابر ظلم حکام جائر است که در سراسر جهان اسلام حضور دارند. وقتی شریعتی فکر علوی و فاطمی را در برابر فکر اموی و عباسی مطرح می‌کرد خیلی برایشان جذاب بود. شریعتی وجوه مثبت تشیع را مطرح می‌کرد که شیعه حرکتی زندگی‌بخش دارد نه حرکتی صوفیانه و منعزل از جامعه. اخوانی‌ها با این خیلی همراهی می‌کردند. عقیده اخوان المسلمین تغییر و انقلاب در برابر ظلم حکام جائر است که در سراسر جهان اسلام حضور دارند. وقتی شریعتی فکر علوی و فاطمی را در برابر فکر اموی و عباسی مطرح می‌کرد خیلی برایشان جذاب بود. هر فکری که حرف از تغییر و خودباوری بزند - مانند آثار شریعتی - برایشان جذاب است وی افزود: بعد از شکست اعراب در ۱۹۶۷ در برابر اسرائیل، آنها احساس شکست سنگینی کردند و تا امروز خودشان را سرزنش می‌کنند. شکست عبدالناصر به عنوان رهبر انقلابی جهان عرب اثر سوئی بر روحیه اعراب گذاشت. لذا از پیروزی حزب الله خیلی خوشحال شدند. همین‌طور هر فکری که حرف از تغییر و خودباوری بزند - مانند آثار شریعتی - برایشان جذاب است. جدا از تعامل جریانات چپ در جهان اسلام با اندیشه شریعتی و تأثیرات متقابلی که این دو بر هم گذاشتند، برای بررسی دقیق‌تر تأثیر اندیشه‌های شریعتی در جهان اسلام، لازم است کشورهای اسلامی به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گیرند. افغانستان، ترکیه و مصر، سه کشوری است که نسبت به دیگر کشورهای اسلامی تأثیر بیشتری از اندیشه‌های شریعتی گرفتند. به طوری که در ترکیه هنوز هم آثار شریعتی جز پر فروش ترین کتاب‌های مذهبی است، در افغانستان روشنفکری وجود ندارد که شریعتی را نخوانده باشد و در مصر هم شریعتی کاملاً شناخته شده است و آثارش کاملاً ترجمه شده اند. شریعتی در افغانستان و ترکیه نسبت به دیگر مناطق جهان اسلام تأثیری جدی و «تعیین کننده» داشته است. تأثیر شریعتی منحصر به شیعیان افغانستان نبوده است بلکه بسیاری از چهره‌های اهل سنت نیز از جریان روشنفکری در ایران متأثر بودند. امین کریم از چهره‌های مطرح اسلامگرای افغانستان ریشه روشنفکری دینی در این کشور را افکار سیدجمال، محمد عبده و اقبال لاهوری می‌داند و از نمایندگان جدید آن شریعتی و سروش را نام می‌برد. البته نظریات سروش را انحرافی می‌داند. لطیف پدرام از متفکرین برجسته افغان درباره حضور افکار دکتر شریعتی در افغانستان می‌گوید: «من فکر نمی‌کنم روشنفکر جدی، چه چپ کمونیست و چه مسلمان در افغانستان وجود داشته باشد و شریعتی را نخوانده باشد یا با شماری از مهمترین آثار او آشنا نباشد.» هیچیک از متفکرین ایرانی نتوانسته‌اند تأثیری همپای شریعتی در افغانستان داشته باشند. کتاب‌هایی که اوایل انقلاب در دانشگاه‌های افغانستان مثل کابل و بلخ و… مطالعه می‌شد کتابهای شهید مطهری، دکتر شریعتی، سید قطب و پیام‌ها و سخنان حضرت امام بود. و هنوز هم شریعتی حرف اول را در مجامع دانشگاهی افغانستان میزند. در افغانستان علاوه بر عامل همزبانی که در تسهیل ورود اندیشه‌های دکتر شریعتی به این کشور بسیار مؤثر بوده، فضای سیاسی مملو از جهاد و مبارزه در دهه ۸۰ میلادی نیز زمینه ساز اقبال به اندیشه‌های دکتر شریعتی بوده است. در افغانستان نیازی به ترجمه کتابهای دکتر شریعتی نبوده است و همین سبب شده که کتب او به راحتی وارد فضای فکری و فرهنگی افغانستان شود. از سوی دیگر فضای افغانستان در دهه ۸۰ میلادی فضایی مالامال از جهاد و مبارزه و البته با رنگ و بوی اسلامی است و چه کسی بهتر از دکتر شریعتی می‌تواند سخنگوی اسلام انقلابی باشد و آن را تئوریزه و ترویج کند؟ با سقوط شوروی و شاید در تقابل با فضای طالبانی افغانستان، رویکردهای غربگرایانه در افغانستان رشد کرده و لذا نگاه به شریعتی در افغانستان کمرنگ شد. اما پس از اشغال افغانستان توسط آمریکا و با شکست غرب در این کشور و شکل گیری دوباره روحیه‌ای ضدامپریالیستی، شریعتی مجدداً برای جامعه افغانستان کارکرد پیدا کرد. لطیف پدرام یکی از متفکرین برجسته افغان در این رابطه می‌گوید: «شکست غرب در افغانستان به‌دلیل گسترش روزافزون فقر و تشدید شکاف‌های طبقاتی، تعطیل شدن عدالت به تبع اشغالگری‌ها، شکست اخلاقی غرب در زندان ابوغریب، هشداری به نخبگان و مردم افغانستان بود. امروز شریعتی بار دیگر به محور اصلی بحث‌های دانشگاهی، آزادی، اخلاق و عدالت‌خواهی مبدل شده است. برگشته‌ایم تا شریعتی را بازخوانی کنیم. این تولدی تازه بعد از وقفه‌ای کوتاه است. امروز هم نواندیشان دینی او را می‌خوانند و هم مارکسیست‌ها و هم نسلی که به سخن فریدریک نیچه و داستایفسکی سیر نزولی تاریخ روح را تماشا می‌کنند. شکست اخلاقی غرب و آمریکا و تشدید شکاف‌های طبقاتی که جامعه را به‌سرعت به طبقاتی فقیر و ثروتمند تقسیم کرده، باز و باز رادیکالیسم شریعتی و نیاز به شبح مارکس (به بیان خود شریعتی) را در برابر ما قرار داده است. این روزها، بیش از هر زمان دیگر اندیشه‌های عدالت‌جویانه در کشور ما مطرح شده‌اند. بازخوانی شریعتی نشان گرایش به سوی سوسیال دموکراسی است نه نئولیبرالیسم و لیبرال دموکراسی… فکر می‌کنم بار دیگر فرصت آن فراهم شده تا با تکیه بر شریعتی به نقد جدی امپریالیسم بپردازیم و بر ناامیدیهامان غلبه کنیم. امروز در افغانستان این صدا را می‌شنویم. این روح دوباره بازگشته است. مردم بار دیگر به شریعتی نیاز پیدا کرده‌اند.» عباس برومند اعلم کارشناس مسائل شمال آفریقا در مورد تأثیر اندیشه‌های شریعتی در شمال آفریقا به خبرنگار مهر گفت: افکار دکتر شریعتی از آن جهت که به افکار مالک بن نبی اندیشمند بزرگ الجزایری نزدیک است، در مقالات و پایان نامه‌های بسیاری درباره نسبت افکار او و مالک بن نبی سخن گفته شده است. در مصر شریعتی کاملاً شناخته شده است و آثارش کاملاً ترجمه شده اند. مخاطبان زیادی دارد، خیلی‌ها با علاقه آثارش را می‌خوانند و مشتاق هم هستند وی ادامه داد: در مصر ایشان کاملاً شناخته شده است و آثارش کاملاً ترجمه شده اند. مخاطبان زیادی دارد، خیلی‌ها با علاقه آثارش را می‌خوانند و مشتاق هم هستند. حتی آن مقداری هم که مغربی‌ها (یعنی شمال آفریقایی‌ها) با آثار دکتر شریعتی آشنا شدند از کانال مصر است. یعنی ترجمه‌هایی است که در مصر انجام شده است. وی افزود: در مصر و شمال آفریقا مخاطبان اندیشه مرحوم شریعتی طیف اسلام‌گرایان سنتی (که نماینده‌اش اسلام سنتی الازهر و الزیتونه هستند) یا اسلام‌گرایان رادیکال و سلفی نیستند. در این منطقه شریعتی را بیشتر نواندیشان دینی و روشنفکران سکولاری که گرایش به هویت‌های خودشان دارند و هویت گرا هستند و غرب گرا نیستند، ملی گرا هستند و یا اینکه هویت عربی اسلامی برایشان معتبر است، مورد توجه قرار می‌دهند. اینها هستند که آرای شریعتی برایشان جذاب است و مطالعه می‌کنند. بنابراین مخاطبان اصلی نواندیشان دینی هستند. عباس برومند اعلم گفت: علت اینکه آثار شریعتی و آرای شریعتی در مصر و به طور پراکنده در شمال آفریقا محبوبیت پیدا کرد این بود که شریعتی در آثارش مطلقاً نماینده یک مذهب نبود. حتی آنجایی که دارد حسین وارث آدم را می‌گوید. یا حتی آنجایی که دارد فاطمه فاطمه است را می‌گوید. هیچ کجا نماینده یک مذهب یا یک فرقه نبود. نماینده یک قرائت از اسلام بود که نگاه خاص خودش را دارد و این به شدت جذاب بود، به خصوص در مصر، در مصر این نوع نگاه خیلی مقبول و مطلوب و جذاب بود و برای همین مخاطب پیدا کرد. شاید اگر شریعتی کمی صبغه فرقه‌ای به آثار و آرا اش می‌داد هیچ جذابیتی پیدا نمی‌کرد. وی افزود: این یک نکته بود که باعث شد آرای شریعتی جذاب شود. نکته دیگر اینکه آرا شریعتی به هر حال بن مایه‌های چپ و سوسیالیستی دارد. این هم برای جریان‌های سوسیالیست عربی جذاب بود. جریان‌های سوسیالیست عربی در شمال آفریقا و در مصر که می‌خواستند به نوعی بین اسلام و سوسیالیسم را جمع کنند از آرای شریعتی برای این جمع کردن استفاده می‌کردند. مسعود صدرمحمدی نیز در مورد تأثیرات اندیشه شریعتی در کشور ترکیه به خبرنگار مهر گفت: شریعتی در ترکیه دو طیف مخاطب دارد؛ یک طیف اسلامی هست که این طیف قبل از انقلاب با شریعتی آشنا می‌شود و بعد از انقلاب دیگر کاملاً به بیعت شریعتی درمی‌آید طیف دیگر چپ‌ها هستند. اینها بعد از انقلاب یا همزمان با انقلاب با شریعتی آشنا می‌شوند. وی ادامه داد: شریعتی قبل از انقلاب در ترکیه شناخته می‌شود و همزمان با انقلاب دیگر به اوجش می‌رسد. یکی از عواملی که شریعتی را در ترکیه تأثیرگذار می‌کند این است که شریعتی متفکرین اسلام‌گرای ترکیه را هم به خودش جذب می‌کند. یعنی این طوری نیست که یک حالت پوپولیستی داشته باشد که عامه و توده جذب شود، اتفاقاً نخبگان هم تحت تأثیر قرار می‌گیرند و با تأثیری که بر نخبگان می‌گذارد در توده هم اثر می‌گذارد. مثلاً فردی هست به نام جمیل مریچ. ایشان یکی از بزرگ‌ترین متفکرین متاخر ترکیه است. این آقا در چند مقاله خود به مرحوم شریعتی اشاره می‌کند. او یک جمله معروفی دارد که می‌گوید شریعتی جزیره‌ای است در سرزمین دریاچه‌ها. یعنی یک جای استقراری است، یک جایی که می‌شود رویش تکیه کرد. وی افزود: جالب است بدانید بعد از اینکه کتاب حج شریعتی منتشر می‌شود نوشتن کتاب در مورد حج در ترکیه تابو می‌شود! دیگر تا سال‌ها هیچکس در مورد حج کتاب نمی‌نویسد تا اینکه فردی به نام خیرالدین کارامان از علمای خیلی شناخته شده ترکیه، تابوشکنی می‌کند و بعد از حدود ده، دوازده سال یک کتاب در مورد حج می‌نویسد. تأثیر شریعتی در ترکیه چنین تأثیری است. شریعتی دو تأثیر عمده تاریخی در ترکیه می‌گذارد. یکی این است که جلوی کمونیست شدن یک نسل بزرگی از ترک‌ها را می‌گیرد. یعنی بسیاری از مردم ترکیه مسلمان بودن خودشان را مدیون شریعتی هستند یعنی اگر شریعتی نبود قطعاً کمونیست می‌شدند. تأثیر دومی که می‌گذارد در رابطه با ایران است مسعود صدرمحمدی گفت: شریعتی دو تأثیر عمده تاریخی در ترکیه می‌گذارد. یکی این است که جلوی کمونیست شدن یک نسل بزرگی از ترک‌ها را می‌گیرد. یعنی بسیاری از مردم ترکیه مسلمان بودن خودشان را مدیون شریعتی هستند یعنی اگر شریعتی نبود قطعاً کمونیست می‌شدند. تأثیر دومی که می‌گذارد در رابطه با ایران است. او یک تحول بنیادین در قرائت از ایران در ترکیه ایجاد می‌کند. به چه معنا؟ ترک‌ها اساساً تحت تأثیر همان جریان صفوی و عثمانی ایران را یک کشور علوی می‌دانستند. علوی با تعریف‌هایی که علویان در ترکیه دارند و ذهنیت خوبی نسبت به آنها از منظر شریعت گرایی اسلامی وجود ندارد. وی ادامه داد: علی شریعتی و انقلاب اسلامی یک دفعه طیف اسلامی ترکیه و توده اسلامی ترکیه و حتی متفکرین اسلامی ترکیه را دچار هیجان می‌کند، یک هیجان کشف جدید و خصوصاً اینجا شیعه علوی شیعه صفویه شریعتی دقیقاً همان چیزی است، آن قطعه گمشده پازل است که می‌آید و می‌نشیند در وسط گفتمانش یعنی مثل این است الان شما پانصد سال اینها را منحرف و بی دین و زندیق می‌دانستید، حالا اینها یک انقلاب اسلامی کردند که شما نمی‌توانی هیچ جوره این را تحلیل بکنید. الان دچار فقر تحلیلی شدید. در این فضا گفتمان شیعه علوی شیعه صفوی شریعتی یک دفعه قفل‌ها را باز می‌کند. وی افزود: این تاثیرش واقعاً بزرگ‌ترین تأثیر تمدنی در روابط ایران و ترکیه است. یعنی این دو کشور را از مرحله تقابل و دشمنی - که از طرف ترک‌ها این حس می‌شد - به مرحله‌ای می‌رساند که ترک‌ها خودشان را به ایران نیازمند می‌دانند یعنی نگاه‌ها برمی‌گردد به سمت ایران. وی ادامه داد: در جهان اسلام دیگرانی هم داشتیم که شبیه شریعتی بودند و حرفهای او را زدند. مثلاً در جهان عرب حسن حنفی را داریم که رسماً رهبر جریان چپ اسلامی است. یا همان متفکر ترک که اسم بردید. اما آنها آن تأثیری که شریعتی داشته را نداشتند. مسعود صدرمحمدی گفت: همچنان بعضی کتاب‌های شریعتی پر فروش‌ترین کتاب‌های مذهبی ترکیه است. طبیعتاً اوتوریته آن دوره‌اش را ندارد ولی مقایسه‌اش که می‌کنیم با ایران، ترکیه از شریعتی عبور نکرده است. دیگر ساده‌ترین و دم دستی‌ترین و قابل لمس‌ترین مثال را بخواهیم بزنیم اینکه کتاب‌هایش همچنان پرفروش‌ترین کتاب‌های ترکیه است.   ]]> عمومی Tue, 18 Jun 2019 03:00:09 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161325/ اعلام ممنوعیت تخریب مدرسه قاجاری «کاخ» در لاله‌زار http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161317/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا، در تنها بن‌بست ضلع جنوبی کوچه شهید زوارئیان یا همان «کاخ سابق» حدفاصل خیابان‌های سعدی شمالی و لاله‌زار نو، مجموعه‌ای قدیمی با دو بنای شمالی و جنوبی در دو ضلع یک حیاط بزرگ قرار گرفته‌اند که بنای شمالی‌اش در دو طبقه ساخته شده اما سال‌هاست کل ساختمان به عنوان انبار استفاده می‌شود. و سرانجام خبرهایی مبنی بر احتمال تخریب بنا به دنبال تخلیه‌ی آن مطرح شدند، یعنی یکی از قدیمی‌ترین بناهای مدارس تهران قاجار که هر چند در فهرست آثار ملی به ثبت نرسیده بود اما جزو بناهای واجد ارزش شناخته می‌شد، به راحتی مجوز تخریب و نوسازی می‌گرفت! به همین دلیل پرهام جانفشان - مدیر کل میراث فرهنگی استان تهران در نامه‌ای به علی محمد سعادتی - شهردار منطقه ۱۲ تهران، نسبت به ارزشمند بودن این بنای تاریخی تاکید و اعلام کرد: با توجه به انتشار اخباری مبنی بر تخریب و نوسازی ملکِ خیابان سعدی شمالی، خیابان زوارئیان پلاک ۶، در رسانه‌های اجتماعی، موکدا ضمن تاکید بر ارزشمندی تاریخی بنای مذکور، با عنایت به شاخص‌های معماری و تاریخی و همچنین به عنوان اولین مدارس تاریخی شهر تهران در دوره قاجار و بجهت حفظ و صیانت از هویت تاریخی شهر تهران، تخریب و نوسازی ملک مذکور ممنوع اعلام می‌شود.» رونوشت این نامه نیز به شادمهری - مدیر بناها و بافت‌های تاریخی شهر تهران - ارسال شد. علی شهیدی - مدرس دانشگاه تهران و دانش‌آموخته ایران‌شناسی که در طول سال‌های گذشته به واسطه‌ی علاقه‌اش روی این بنا پژوهش‌های میدانی انجام داده -همزمان با روز جهانی موزه و آغاز هفته میراث‌فرهنگی از احتمال تخریب این خانه خبر داده و در گفت‌وگو با ایسنا بنر نصب شده روی دیوارها را آخرِ کار این بنای قدیمی و ارزشمند در تنها بخش باقی مانده از بافت لاله‌زار دانسته بود. او با بیان این‌که متأسفانه از شیوه ساخت مدرسه در دوره‌های گذشته چیزِ زیادی نمی‌دانیم، افزود: «با سرنخی که کار میدانی از این مدرسه به ما داد، وقتی وارد آن ساختمان می‌شویم یا از بیرون بنا به نما نگاه می‌کنیم، مطمئن می‌شویم که با یک ساختمان اداری و دولتی روبه‌رو هستیم. از یک سو نوع ساخت پنجره‌ها متفاوت است، معمولاً ابعاد پنجره‌ی خانه‌ها در طبقات بالا و پایین متفاوت‌اند اما در این ساختمان یکسان هستند. آن پنجره‌ها و نرده‌های زیادی دارد و چیزی که امروز به عنوان هنر «فرفورژه» مطرح می‌شود، پیش از آن، در گذشته توسط آهنگرها ساخته می‌شد. از سوی دیگر این بنا، دارای یک راه‌پله بسیار عریض است که طبقه اول را به طبقه دوم متصل می‌کند، در حالی که یک خانه‌ی مسکونی نیاز به چنین راه پله‌ای ندارد اما در فضایی مانند مدرسه و برای تردد دانش‌آموزان بین کلاس و طبقات معمولاً آن ایجاد می‌شود. همچنین اتاق تالار مانند در طبقه اول بنا و کمدهای بسیار نفیس چوبی، احتمال این‌که این اتاق، دفتر مدیر مدرسه بوده را زیاد می‌کند.» او همچنین با اشاره به احتمال مصادره‌ای بودن این بنا، اضافه کرد: «تا جایی که می‌دانم در اوایل انقلاب، آن بنا یک ملک مصادره‌ای بوده که مانند دیگر املاک مصادره‌ای بعد از انقلاب، مدتی خانواده‌های نیازمند در آن‌ها زندگی می‌کردند و به دولت اجاره‌ی مختصری می‌دادند و سرانجام چند سال قبل ظاهراً این بنا در مزایده به فروش می‌رود و یکی از تجار منطقه با خرید آن، فضا را به انباری تبدیل می‌کند اما از مدتی قبل نیز، انباری تخلیه شده و به نظر می‌رسد برای تخریب و ساخت احتمالاً یک مجتمع تجاری و اداری در حال آماده شدن است.» ]]> عمومی Mon, 17 Jun 2019 14:20:39 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/161317/